تبليغاتX
دانلود فیلم و موزیک

دانلود فیلم و موزیک

دانلود و معرفی جدید ترین و پر فروش ترین فیلم های جهان

جین سیمور

جین سیمور

وی متولد 15 فوریه 1951
http://www.golfforwomen.com/images/players/2007/07/plar01_Seymour0707.jpg

وی متولد 15 فوریه 1951 در ویمبلدون انگلستان است. نکته جالب در مورد جین شباهت وضعیت زندگیش به وضعیتی است که در سریال دکتر کویین دارد. پدر او پزشک متخصص زايمان و مادرش هلندی بود. جين کار حرفه ايش را در سن ۱۳ سالگی با فستيتوال باله لندن «گروه آموزشی و هنری اطمينان» برای آموختن باله، موسيقی و تئاتر شروع کرد، اما بعد از اجرای يک نمايش از باله از زانو آسيب ديد و اميدها و آرزوهايش برای ادامه کارش به عنوان يک بالرین پايان يافت.

او با اولين حضورش در فيلم سينمايی What a lovely war موفق به دريافت جايزه Emmy شد و بعد از آن در سريالهای گوناگونی از جمله پادشاهان و کاپيتانها، نقشها و بازيهای به ياد ماندنی از خود به جای گذاشت و بعد از مدتی برای ايفا کردن يکی از بهترين نقش هايش در يک سريال به عنوان ماريا کالاس و نيزبازی در فيلم "ثروتمندترين مرد زنده" برای بار دوم برنده جايزه جهانی و با ارزش Emmy شد.

وی همچنین موفق به دریافت چندین جایزه دیگر به خاطر کارهای هنری اش شده است. برای مثال، جایزه "کره طلايی" و دريافت لقب "افسر امپراطوری بريتانيا" از ملکه الیزابت دوم در کاخ باکينگهام (2000). بعد از آن Jane در فيلم های ديگری از جمله live and let die وattle star galactica ظاهر شد و سپس کارهای تلويزيونی خود را شروع کرد و در سری سريالهايی همچون "فرشته مرگ"، "موضوعات قلب" و "زنی که او دوست داشت" بازی کرد که همگی از شبکه تلويزيونی CBS نمايش داده شده اند.

جین سیمور در چندین رشته هنری فعالیت دارد و علاقه او به هنرهای زیبا، او را به يک نقاش موفق رنگ و روغن و آبرنگ و همچنين يک طراح لباس مبدل کرده است. او علاوه بر اين رشته های هنری، دو کتاب را نیز تالیف کرده است. یکی از آنها که "هر دو در يک زمان" نام دارد؛ روایت تولد دو قلوهايش است که به رشته تحریر درآمده است و ديگری "وقایع نگار تغييرات شگرف" نام دارد و داستان چندین نفر، از جمله خود اوست که در کشاکش سختیهای زندگی، پایداری می کنند و در نهايت زندگی بهتری برای خود رقم می زنند.

Jane در حال حاضر با لورد جیوز کیچ" که هنرپيشه و کارگردان است زندگی ميکند و اين ازدواج چهارم او به حساب می آيد! او ۵ فرزند به نامهای jenny - Kate - Sean - john و Christopher دارد که دو تای آخری دو قلو هستند و همگی آنها در Malibu کاليفرنيا در يک ملک خصوصی قصر مانند مربوط به قرن ۱۵ زندگی ميکنند. مشخصه جالب فیزیکی که در مورد جین وجود دارد تفاوت رنگ چشمانش با یکدیگر است بطوریکه رنگ چشم راستش سبز و چشم چپش قهوه ای رنگ است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:45  توسط سیگنال  | 

آنجلینا جولی

آنجلینا جولی

نام : آنجلینا جولی ویت . لقب: آنجی ، زن گربه ای . قد: 173 سانتیمتر. او در تاریخ 4 ژانویه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد.
نام پدرش ''جان ويت''و نام مادرش ''مارچلين برتلند'' است. همچنين او خواهرزاده ''چيپ تايلور '' مي باشد. در ضمن ''جولي'' در زبان فرانسه به معناي ''زيبا'' است.
او در سن 14سالگي به کار مدلينگ روي آورد و در 16 سالگي از دبيرستان ''بورلي هيل'' فارغ التحصيل شد ''آنجلينا'' بعدها در انستيتو تئاتر ''لي استرابرگ'' آموزش ديد. آنجا جايي بود که او در توليدات کارآموزي متعددي ايفاي نقش کرد.
او بعدها به عنوان مدل حرفه اي در لندن ، نيويورک و لس آنجلس کار کرد و در ويدئوکليپهاي هنرمنداني همچون ''ميت لف'' ، ''لني کراويتز آنتنلو ونديتي'' و گروه ''لمون هدتز'' ايفاي نقش نمود.
در ضمن او در دانشگاه نيويورک در رشته سينما تحصيل کرده است وي در پنج فيلم دانشجويي براي مدرسه سينمايي که تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد .
''آنجلينا'' در تاريخ 1995با ''جاني لي ميلر'' ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با ''جاني لي ميلر'' به جاي لباس عروس (!) يک شلوار چرم سياه رنگ و تي شرت سفيد رنگ به تن داشت که بر روي آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود! رابطه او و برادرش بسيار صميمي و نزديک است و به طور جدي تحت حمايت برادرش ''جيمزهاون'' مي باشد. برادرش اغلب او را در نمايشهايش همراهي مي کند و ''آنجلينا'' نيز از نام او در نمايشهايش استفاده مي کند. مانند : ''جيمي کجاست؟ '' در پرده ''دختر گسيخته'' .
او خالکوبي حرف اچ را بر روي مچ دست چپش دارد که آن مربوط مي شود به نام دو شخصي که بسيار با او صميمي و نزديک هستند. او اين خالکوبي را زماني بر روي دست خود کشيد که به ''تيموتي هاتون'' علاقه داشت ، اما پس از جدائيشان از يکديگر ، او مي گويد که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش ''جيمز هاون کشيده است!
شهرت وي از فيلم ''عشق همان است که هست'' ( 1996) آغاز شد. دومين ازدواج ''آنجلينا'' در تاريخ پنجم مي 2000 با ''بيلي باب تورنتون'' بود که حاصل آن فرزند پسري به نام ''مادوگس'' است. ''جولي'' نگهداري از کودکش را زمانيکه براي بازي در فيلم ''خارج از مرزها'' ( 2003) در افريقا به سر مي برد آغاز کرد.
آهنگها و خوانندگان مورد علاقه او ''مدونا'' ، ''الويس پريسلي'' ، ''فرانک سيناترا'' و گروه ''کلش'' مي باشد. او بيشتر برنامه هاي مربوط به گياهان و حيات وحش را از تلويزيون تماشا مي کند .
دستمزد انجلينا در فيلم مهد زندگي 12 مليون دلار بود .
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آورارگان و پناهندگان مشغول است.
همانطور که گفته شد همسر اول وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد. همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند, ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.
پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در پی ازدواج آنها در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.
خانم جولی همچنین یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی می‌کند.

فیلم شناسی :
* یک قلب قدرتمند (2007) (A Mighty Heart)
* فهماندن نقشه (۲۰۰۶) (‎Atlas Shrugged)
* چوپان خوب (۲۰۰۶) (‎The Good Shepherd)
* آقا و خانم اسمیت (۲۰۰۵) (‎Mr. & Mrs. Smith)
* اسکندر (۲۰۰۴) (‎Alexander)
* کاپیتان اسکای و دنیای فردا (۲۰۰۴) (‎Sky Captain and the World of Tomorrow)
* داستان کوسه (کارتون) (۲۰۰۴) (‎Shark Tale)
* گرفتن زندگی‌ (۲۰۰۴) (‎Taking Lives)
* فراتر از مرزها (۲۰۰۳) (‎Beyond Borders)
* لارا کرافت تامب‌رایدر: مهد حیات (۲۰۰۳) (‎Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life)
* زندگی یا چیزی چون آن (۲۰۰۲) (‎Life or Something Like It)
* گناه واقعی (۲۰۰۱) (‎Original Sin)
* لارا کرافت: سواره بر گور (۲۰۰۱) (‎Lara Croft: Tomb Raider)
* رفته در شصت ثانیه (۲۰۰۰) (‎Gone in Sixty Seconds)
* دختر از هم گسیخته(۱۹۹۹) (‎Girl, Interrupted)
* کلکسیونر استخوان (۱۹۹۹) (‎The Bone Collector)
* بازی با قلب (۱۹۹۸) (‎Playing by Heart)
* آشپزخانه جهنمی ( ۱۹۹۸) (‎Hell's Kitchen)
* جیا (۱۹۹۸) (‎Gia)
* بازی مقدس (۱۹۹۷) (‎Playing God)
* عشق است همه آنچه هست (۱۹۹۶) (‎Love Is All There Is)
* هکرها (۱۹۹۵) (‎Hackers)
* بدون مدرک (۱۹۹۵) (‎Without Evidence)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:43  توسط سیگنال  | 

تام هنکس

تام هنکس

http://www.2rna.com/khabar/hanks.jpg
تام هنکس تاریخ تولد :9 ژوئیه
محل تولد : کنکورد،کالیفرنیا ، آمریکا
متولد 9 ژوئیه در کنکورد کالیفرنیا ی آمریکا . دانش آموخته دانشگاه ایالتی کالیفرنیا . عضو «گریت لیکس شکسپیر فستیوال» کلیوندلند اوهایو. بازیگر «ریو ساید شکسپیرکمپانی »نیوویرک سیتی .
کلیشه ای تبلیغاتی وجود دارد که کمدین ها همیشه به دنبال «اترسچ »ی می گردند که خواهان شکل تازه ای از خودشان به صورت بازیگر جدی است. تغییر قابل ملاحظه تام هنکس از همبازی مجموعه کمدی تلویزیونی نسبتا موفق به یکی از محبوب ترین بازیگران آمریکایی بسیار نادر است. هنکس با ایجاد قاطعانه پرسونای کمدی اش در برخی از نقش ها به نظر می رسد که آگاهانه در مقابل تیپ خودش بازی می کند . با از این بیشتر به صورت زمینه ها استفاده می کند. تا اینکه آن را رها کند . هنکس از اغلب بازیگران کمدی نسل خود بهتر به نقش های دراماتیک منتقل می شود. با نگاهی به «شلپ» 1948که نخستین نقش اول بازیگر جوان و اوج هنرپیشگی را برای او به همراه داشت می توان دریافت که او اجرایی کار آموزانه ارائه نمی دهد. بلکه در او ترکیب متمایزی از کمرویی و آگاهی بی تفاوت آشکار است. او از چهره پسرانه کمی خپل و لبخند شیطنت آمیزش کاملا استفاده می کند. او به ویژگی دارای عکس العمل چهره ای بسیار متفاوتی در مقابل رفتار دیگران است.گویی مشغول مکالمهای درونی با خود است . در صحنه ای که پری دریایی پیشنهاد ازدواج جوان را نمی پذیرد ،در نگاهی اجمالی عصبانیت و بد خلقی ای که به طور بارزی در نقش های دراماتیک در بدون و جه مشترک و «خط پانچ» نشان داده خواهد شد،به چشم می خورد. او اغلب هنگامی که شخصیتش در غمیگین ترین حالت است مضحک ترین است.با وجود انتظار ویژه ای از«گنده » وجود داشت. کمدی های سرگرم کننده پرسونای هنکس را پیشرفت نمی دهد. در حقیقت آنها هنگامی که نوشته و کارگردانی (مانند The burbs) ضعیف باشد فقط بازتابی کمرنگ از اثر اصلی است. نگاه پسرانه و گاهی اوقات حال شیطنت آمیز هنکس او را برای نقش های جوان و بی تجربه مناسب کرده است. در« دواطلبان» قهرمان سیاه صلح اجباری باید شکل بگیرد ،در« بدون وجه مشترک »شخصیتی کودکانه /خودخواه اجرا شود،در «خط پانچ» کمدینی از پدرش قهر می کند. حتی در« بیخوابی در سیاتل» که هنکس مسن تر از و پسری کوچک دارد ،نقش از او می خواهد که روزهای پسرانه نگرانی ها را دوباره بازی کند. در «گنده» با دورنمایه بلوغ پرداخته شده است.به منظور ایفای نقش پسری سیزده ساله در بدن مردانه هنکس باید جنبه امروزی پرسونایش حذف شود ،ولی در برخی رفتارهایش باقی بماند. شاید بعد جدید واقعی در این نقش لحظه آسیب پذیری پی برده است. به ویژه در صحنه متحرک نخستین مرد- بچه در هتل نحس. در مرود ایفای نقش وکیل در فیلم آموزنده « فیلادلفیا » ،افراد بدبین ممکن است اظهار نظر کنند که افت جسمانی اش با گریم انجام شده است ،ولی انتقال لحظه های شخصیت از هرای کوبنده باید به بازیگر نست داده شود . در مورد تجسم هالوی در «فارست گامپ» کافی است بگوییم که در پس ناخشنودی امریکن گوتیک و طرز بیان یکنواخت ، هنکس گستره هوشمندانه قابل توجهی از مایه های صدا می یابد و به پیشنهادها زندگی داخلی برای شخصیت فانتزی که همین گاه به گاه نقش های سبکی انتخاب می کند . هنکس هنگامی که خطر مخلوط کردن کمدی و درام را می پذیرد «گامپ و تیمی از آن خودشان »در یادها باقی می ماند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:42  توسط سیگنال  | 

جود لا

جود لا

http://www.freewebtown.com/honarpisheh/judlaw.jpg
جود لا تاریخ تولد: 29 دسامبر 1972
محل تولد: لندن ،ا نگلستان
اگر چه اوایل ورودش بسیاری گمان می کردند که او هم یکی دیگر از از همان پسرهای انگلیسی با پوست روشن است اما خیلی زود توانست مورد پسند سینما روهای آمریکایی قرار بگیرد و با بازی های درخشان ثابت کرد که هوش و استعدادی فراتر از یک جهره زیبایی صرف دارد . درست از همان زمان که صحنه های نمایش لندن به سوی برادوی آمد ،پذیرفته شد و خیلی زود به چهره اول آثار هالیوودی تبدیل شد.
متولد لندن در 29 دسامبر 1972 که بازیگری را از همان دوران نوجوانی آغاز کرد . بازی اش در «خرید» محصول 1994 نه تنها مورد پسند تماشاگران بلکه مورد توجه منتقدین نیز قرار گرفت . اگر چه به خاطر آنکه یک تولید انگلیسی محسوب می شد نتوانست جلوی دید تماشاگران بین المللی قرار بگیرد . در همین فیلم بود که با همسر آینده اش سادی فراست آشنا می شود که همبازی اش بود. پس از آن در Indiscretions همراه کاتلین ترز ایفای نقش می کند که موفقیت تجاری و هنری فراوانی به همراه داشت ،دنبال کارهای بیشتری گشت و در فیلم هایی چون دوست داشتن یا دوست نداشتن و گاتای حضورپیدا کرد.در سال 97 موقعیت خودش را برای تماشاگران هالیوودی جا انداخت هر چند آثار او در این سالها یا استقبال چندانی روبرو نبود ،اما کمک کردند تا از سوی تهیه کننده های جدی گرفته شود و به این طریق توانست نقش بهتری در نیمه شب در باغ خیر و شر به دست بیاورد. به دنبال این فیلم چند کارکتر کم سر و صدا مانند موسیقی از اتاق دیگر و برداشت نهایی را بازی کرد .
در سال 1999 لا در نقشی پر رنگ تر در ساخته درخشان آنتونی مینگلا با عنوان « آقای ریپلی مستعد » بازی می کند که در زمان پخش با استقبال فراوان منتقدین روبرو می شود و لا نامزدی همزمان جایزه گلدن گلاب و اسکار را به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل دریافت می کند . پس از پن در دشمن در آستانه دوروازه در سال 2001 به نقش یک سرباز روس در مقابل اد هریس به نقش یک تک تیرانداز نازی قرار می گیرد و سپس با هوش مصنوعی در قلب کارکتر روبات به نام ژیلگو ساخته استیون اسپیلبرگ به عرصه فیلم های تخیلی باز می گردد . علاوه بر بازیگری جو لا درگیر با فعالیتهای کمپانی فیلم سازی خود «نچرال نیلون» می باشد که در آن با سادی فراست ،شون پرتوی ،ایوان مک گریگور و جان لی میلر شریک است .
در سال 2002 همراه بتام هنکس  در اثر گانگستری جاده به سوی تباهی ایفای نقش می کند و پس از آن همراه با آنجلینا جولی در اثر فانتزی کاپیتان اسکای و دنیای فردا به بازی رل اول فیلم می پردازد. بازیش در بازسازی یک اثر قدیمی به نام الفی مورد تحسین واقع می شود. ضمن آنکه پیش از پایان یافتن سال 2003 در کمدی رومانتیک نزدیک تر ایفای نقش می کند. او نقش ارون میلن بازیگر سالیان دور هالیوود را در حماسه هوایی تاریخی اسکورسیزی به نام هوانورد در کناردیکاپریو ایفا می کند و بعد از آن همراه با جیم کری به برگردان سینمایی ماجراهای ناگوار لیمونی اسکیت می پیوند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:40  توسط سیگنال  | 

توبی مگوای

توبی مگوایر

http://www.empireonline.com/images/image_index/150x180/7034.jpg
توبی مگوایر تاریخ تولد:27 ژوین 1975
محل تولد:سانتا مونیکای کالیفرنیا
پدر و مادررش وقتی او به دنیا آمد تنها 18و 20 سال داشتند و در دو سالگی او از هم جدا شدند . پدرش وینسنت یک اشپز بود و مادرش وندی منشی گری می کرد . در نتیجه طلاق والدین او مجبور شد که دائم در تغییر مکان باشد ولی اغلب روزگاری نوجوانی اش را در کالیفرنیا گذراند و گاهی هم به واشینگتن می رفت . مدرسه را در کلاس نهم رها می کند و به دنبال بازیگری که عشق همیشگی اش بود، گرفتن رل های کوچک را سر می گیرد . چندین آگهی تجاری انجام می دهد و تعدادی نمایش تلویزیونی بازی می کند تا اینکه در کمدی از شرکت فوکس با عنوان اسکات بزرگ نقشی خوب به او می رسد اما در عین ناباوری کار کنسل می شود . او که از اعضای گروه دی کاپریو به شمار می رفت دوستی نزدیکی با این ستاره دارد ضمن آنکه یک گیاه خوار است و از مخالفین مشروبات الکلی و مواد مخدر می باشد.
توبی در 27 ژوین 1975 درمتولد شد در کودکی دوست داشت که مثل پدرش یک آشپز یشود ، اما مادرش او را تشویق کرد تا به بازیگری بپردازد و او که اغلب اوقات را با مادرش بود کم کم به بازیگری علاقه مند شد. سال 92 اولین فیلم سینمایی خود را با نام زندگی این پسر به همراه لئوناردو دی کاپریو و رابرت دی نیرو بازی می کند، پس تاز نقش کوچکی در S.F.W) 94) و یک نقش اول در انتقام بارون قرمز در همان سال ، توبی به بازی در The Duke of groove می پردازد که در آن با اما تورمن همبازی می شود و به خاطرش نامزد اسکار هم می شود.
سال 97 در خشش توبی بود ، او در آن سال با دو کارگردان قابل احترام در دو پروژه بزرگ همکاری کرد ایتدا در ساخته ای از آنگلی که اقتباسی از نوولی نوشته ریک مدی با نام طوفان یخ بود شرکت کرد و توانست در کنار بازیگران مطرحی چون کوین ملاین ، سیگورنی ویور ، جوا آلن و کریستینا ریچی بدرخشد و نقدهای مثبت بسیاری دریافت کند. سپس دردسرهای هری ساخته وودی آلن را بازی کرد که مهر اعتباری دیگر شد بر کارنامه اش . سال 98 سال خوب دیگری برای این بازیگر بود ، اول فیلم پلزنت ویل که فضایی متعلق به دهه 50 داشت توانایی های دیگری از او به نمایش گذاشت . همچنین حضوری کوتاه و افتخاری در ترس ونفرت در لاس وگاس ایفا کرد و وتصویرش روی جلد ویژنامه هالیوودی مجله وینتی فیر می رود . توبی به عنوان یکی از جهره های مستعد و جوان هالیوود مطرح و با آثار با ارزشی راه پیدا می کند . با فیلم قوانین خاندان سیدر که برگردان سینمایی از رمان نوشته جان ایرویینگ بود شهرتی فراتر به دست می آورد . او همچنین نقش با اعتنای یک نویسنده جوان درگیر با مشکلات را در نوابغ (2000) ایفا می کند ، اما این سام رین بود که کارکتر دوگانه  مرد عنکبوتی در فیلم اسپایدرمن او را به چهره ای بین المللی تبدیل می کند و گیشه ها را مدت کوتاهی فتح می کند و توبی وارد لیست الف بازیگران می شود
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:37  توسط سیگنال  | 

راسل کرو

راسل کرو

http://www.kaspinet.com/images/Misc/russell_crowe_051.jpg
اگر چه اوایل ورود حتی تا چند سال بعد از آن او را به خاطر ایفای نقش آدمهای گردن کلفت مانند کاراکترس در رمپراستار (1993) یا پلیس های کله شقی مانند فیلم لوس آنجلس محرمانه و حتی بازیگر مناسب نقش های حماسی مثل گلادیاتور می شناختند ،اما با بازی در فیلم هایی مانند مدرک و بعضی از ما نشان داد که می تواتند نقش های ملایم تری ایفا کند و حتی عنوان یک جنتلمن شناخته شود.مهم نیست او در قالب چه کارکتری ببنیم ،مهم این است که او کاریزمای مخلوط از توانایی ،هوش استعداد ،زیبایی را باهم دارد که می تواند نقش هایش را به یادماندنی کند. تاجایی که شارون استون درباره او گفته « فکر نکنم کسی از کار کردن با او رویگردان باشد»
راسل کرو متولد 7 آپریل 1974 در ولینگین نیوزلند می باشد که از اوایل چهارسالگی در استرالیا بزرگ شد . پدر و مادرش در کار سینما بودند و زندگی راسل کوچک در میان صحنه های فیلمبرداری شکل گرفت .آنها اغلب او را با خود به سر کار می بردند و همانجا بود که عشق به بازیگری در وجودش ریشه کرد. اولین حضور حرفه ایش در اپیزودی از سریال تلویزیونی نیروی جاسوس در حالی ارائه داد که تنها 6 سال داشت . او از 12 سالگی به صورت جدی و حرفه ای آموزش های بازیگری را آغاز کرد و آن را تا 18 سالگی ادامه داد. اولین نقش های مهمش در درام هایی مانند تقاطع(1990) و مدرک ساخته درخشان جوی سلین مورهاوس ،شکل گرفت که به خاطرش جایزه ویژه ای از موسسه فیلم استرالیا دریافت کرد.بعد از آن با کارکتری از یک نژادپرست روانی در ساخته جنجالی فری رایت بانام رمپراستار به چهره جهانی تبدیل شد که باز هم جایزه دیگری برایش به ارمغان آورد . این شارون استون بود که به اوکمک کرد تا به هالیوود بیاید و او در نقش یک هفت تیر کش در ساخته ای از سام رینی در فیلم چابک دست مرده ( The Quick & the Dead ) (1995) به درخواست شارون ستون که خود در آن حضور داشت، اولین کار هالیوودی را بازی کرد . فیلم در گیشه موفقیت آنچنانی کسب نمی کند اما درهای هالیوود با لبخند به رویش گشوده می شود و از آن پس کارش را میان استرالیا و آمریکا تقسیم کرد. سال 1997 موفقیت عظیمی را با نقش یک پلیس در محرمانه لو آنجلس به دست می آورد و به دنبالش با دریافت تحسین های فراوانی به عنوان یک بازیگر هالیوودی تثبیت می شود.
او جدای از کارهای سینمایی به فعالیت موسیقی خود را به طور حرفه ای دنبال کرد و توانست در آن عرصه نیز موفقیت هایی به دست بیاورد . سال 2000 اما سالی بود که چهره راسل کرو به خوبی نمایان شد و سراسر دنیا نام او را به زبان آوردند و او با بازی در حماسه سالهای دور رم در فیلم گلادیاتور به یک چهره بین المللی تبدیل شد ، تاجایی که پس از آن بسیاری شروع به دیدن کارهای قبلی او کردند. سال 2001 با یک نقش برنده جایزه نوبل که بیماری شیزوفرنی و درواقع برگرفته از یک زندگی حقیقی بود در فیلم یک ذهن زیبا شاهکاری دیدنی می
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:36  توسط سیگنال  | 

شون پن

شون پن

http://www.niksalehi.com/learn/khabar/shanpan2b.jpg
می دانید چندی قبل وی به عنوان خبرنگار و تهیه خبر از انتخابات وارد ایران شد و این باعث شد بیوگرافی این بازیگر معروف را برای شما عزیزان بنویسم.
وی در 17 آگوست 1960 در شهر بربانک کالیفرنیا به دنیا آمده. وی علاوه بازیگری کارگردانی هم می کند . در چندین دوره در نامزد جایزه بوده ولی برایش نافرجام بوده است بار اول در سال 1983 به خاطر فیلم مک گورن و بار دوم 1984 فیلم جدایی.
همسر اول ویمدوونا بوده که در 16 آگوست 1985 ازدواج کردند و 1989 طلاق گرفتند.
جوئل کلیچر (خواننده)
رابین رایت پن(هنرپیشه) ازدواج 27 اپریل 1996 تاکنون
اما در مورد خانواده وی :
پدرش لئو پن (بازیگر ، کارگردان) که در لیست سیاه جای داشت در 5 سپتامبر 1998 در گذشت.
مادر : الین رایت (هنرپیشه)
برادر : کریستفر پن (بازیگر ) مایکل پن ( موزیسین ، بازیگر )
فرزندان: وی یک دختر و پسر دارد که هر دو ازرابین رایت پن می باشند نام دختر وی فرانسیس پن است که در 13 آپریل 1991 به دنیا آمده است و پسرش هوپر جک پن متولد 6 آگوست 1993 که نامش را بر اساس دو بازیگر هوپر و جک نیکلسون رابین رایت انتخاب کرد.
جوایز :خرس نقره ای جشنواره برلین به بهترین بازیگر مرد برای راه رفتن مرد مرده(1995) جشنواره کن به عنوان بهترین بازیگر مرد برای فیلم او خیلی دوست داشتنی است (1997) گلدن کلوب و جایزه اسکار به عنوان بهترین بازیگر مرد در رودخانه مرموز در سال 1998 و 2004
تحصیلات وی بازیگری به همراه یک فوری در دوره های آموزشی مخصوص.
عضویت در گروه نمایش لوس آنجلس کالیفرنیا.
اولین فیلم: نقش کوتاه در یک کار تلویزیونی به نام قانون هلینگر بود (1981) اما اولین کار سینمایی اش در فیلم Taps بود (1981)
به یاد ماندترین کار وی نقش میتو پونکلت در فیلم راه رفتن مرد مرده می باشد.
و دستمزد وی برای فیلم من سام هستم 5 میلیون دلار بود
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:35  توسط سیگنال  | 

بروی ویلیس

بروی ویلیس

http://apollo.divshare.com/apollo2/thumbs/2007/04/11/373909/373909-9cb_mid.jpg
بروی ویلیس تاریخ تولد : 19 مارچ 1955
محل تولد :ایبار اوبرشتاین آلمان غربی
بازیگرانی معدودی توانسته اند با ریشه آلمانی در هالیوود ماندگار شوند و ویلیس شاید از مطرح ترین آنها باشد ،اگر چه دوران ستاره بودنش دیری نپایید و اسطوره ویلیس به هزاره جدید نرسید . بروس ویلیس روزگاری در آلمان غربی یک ستاره موسیقی به شمار می رفت تا جایی که یکی از آلبوم هایش جزو ده کار برتر جداول فروش اروپا آمریکا شد ،اما خیلی زود راه خود را در سینما پیدا کرد و به عنوان ستاره آثار اکشن درخشید.
بازی بروس ویلیس پس از سریالهایی چون اولین گناه مرگبار در سال 1980 و هیات منصفه در سال 1982 به صورت جدی توسط تماشاگران و تهیه کننده های سینما دنبال شد. او توانست نقش قابل توجه در اپیزودی از سریال میامی خبیث به عنوان یک مرد هفت تیر کش که دائم همسرش را کتک می زند به دست آورد و به خاطر همین نقش جایزه امی را که همتای تلویزیونی اسکار به شمار می رود به خانه برد. اما آنچه نام او را پیش از همه بر سر زبانها انداخت و باعث شد تا چهره اش به عنوان شخصیتی جذاب که هر شب هزاران نفر را به پای تلویزیون می کشاند مطرح شود مجموعه بلند مدت مهتاب که مابین سالهای 1985 تا 1989 پخش می شد و ویلیس در مقابل سبیل شپارد ،نقش آفرینی می کرد. بروس ویلیس در 19 مارچ 1955 در ایبار اوبرشتاین آلمان غربی است که پس ار موفقیت مجموعه مهتاب این بخت را یافت تا در آثار ارزشمندتری روی پرده سینما بازی کند.
پیشنهادها به سرعت سرازیر شد و او در یک برنامه کاری پرو پیمان روبرو شد . ابتدا با چندین فیلم معروف چون قرار کور و غروب به یفای نقش پرداخت ،اما هنوز برای هالیوودی ها ناشناخته بود و او فرصت مناسبی داشت تا در آمریکا نیز به یک چهره مطرح بدل شود . بازی در این آثار او را به هنرپیشه کارهای اکشن تبدیل کرده بود و همین باعث شد تا در هالیوود نیز کارکترهای مشابه ایفا کند و پس از مدت کوتاهی در زمره بازیگرانی چون استالونه و شوارتزینگر قرار گرفت . نقشی که بروس ویلیس را به شهرت یک شبه رساند کارکتر پلیسی در فیلم پر هزینه جان سخت بود که در سال 1988 ساخته می شود.
اکران فیلم با موفقیت غیر منتظره همراه بود که باعث شد دنباله هایی برای آن نیز تولید شود که در همه بروس ویلیس نقش اصلی را ایفا می کرد . جان سخت 2 سال 90 و جان سخت 3 سال 95 به اکران در آمدند و ویلیس همچنین در کارهای موفق دیگر ی ظاهر شد که البته در آن حضور فیزیکی نداشت ! بلکه تنها صدایش را در اختیار یک کودک قرار داده بود. فیلم کمدی به نام ببین چه کسی حرف می زند بود . سال 1988 با فیلم در کشور برای نخستین بار شکست را تجربه می کند اما به سرعت با دو نقش بزرگ باز می گردد. ابتدا نقش نویسنده ای در برگردان سینمایی آنش خودپرستی و سپس در پروژه با شکوه هادسون هاوک شرکت می کند. در همین اثنا نقش مکمل خوبی را در افکار مرگبار مقابل دمی مور ایفا می کند که پس از آن با او ازدواج می کند اما این ازدواج پس از 10 سال به جدایی می انجامد.
سال 92 به نقش خود در تریلر جنایی بازیگر ظاهر می شود و یک سال بعد از او برای شرکت در یک بازی کامپیوتری دعوت به عمل می آورند.تبدیل به اولین بازیگری که چهره و حرکاتش در یک بازی مورد استفاده قرار می گیرد. رنگ شب و کارکترهای قابل توجهش در زرنگ و همین طور نقش ماندگارش در قصه های عامه پسند از جمله کارهای تاثیر گذار او به شمار می رون
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:33  توسط سیگنال  | 

Shattered (Butterfly on a Wheel

Shattered (Butterfly on a Wheel

 


کارگردان: مايک بارکر. فيلمنامه: ويليام موريسي. موسيقي: رابرت دانکن. مدير فيلمبرداري: اشلي راو. طراح ‏صحنه:راب گري. بازيگران: پيرس برازنان[تام رايان]، ماريا بلو[ابي رندال]، جرارد باتلر[نيل رندال]، کلودت ‏مينک[جودي]، کريس آستويان[دانيل]، سامانتا فريس[دايان]. 98 دقيقه. محصول 2007 کانادا، انگلستان. نام ديگر: ‏Butterfly on a Wheel‏.‏
نيل و ابي زندگي زناشويي خوب و موفق دارند. آنها با دختر کوچک شان سوفي زندگي آرامي را مي گذرانند تا اين که ‏يک روز سوفي ربوده مي شود. آنها چاره اي ندارند جز اين که با رباينده وي کنار بيايند. شخصي که خود را تام معرفي ‏مي کند و ظاهر يک روان پريش را دارد. تام ابتدا تمامي موجودي حساب بانکي آنان را مطالبه کرده و آتش مي زند. ‏سپس از ابي مي خواهد تا مدارکي را به يکي از روساي شوهرش رسانده و در نتيجه کارنامه شغلي وي را تباه کند. ‏ساعت هاي سختي بر ابي و نيل سپري مي شود، تام هر لحظه از آنان مي خواهد تا کاري ديگر صورت دهند در حالي ‏که هدف وي از اين اعمال روشن نيست. به نظر مي رسد که تام قصد آزمودن نيل را براي انجام خواسته نهايي خود ‏دارد. آخرين مقصد آنها خانه اي ييلاقي و مجلل است، در آنجا تام از نيل مي خواهد تا زني را که در آنجا سکونت دارد ‏به قتل برساند. چون تنها در اين صورت سوفي به آنها بازگردانده خواهد شد..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:32  توسط سیگنال  | 

It's a Free World

It's a Free World...

 


کارگردان: کن لوچ. فيلمنامه: پل لاورتي. موسيقي: جورج فنتون. مدير فيلمبرداري: نايجل ويلوگبي. تدوين: جاناتان ‏موريس. طراح صحنه: فرگوس کلگ. بازيگران: کايرستون ويرينگ[آنجي]، جوليت اليس[رز]، لسلاو ژورک[کارول]، ‏جو استيفليت[جمي]، کالين کوگلين[جف]، ريموند ميرنز[اندي]، فرانک گيلهولي[درک]، ديويد دويل[توني]، مگي ‏راسل[کتي]، داود راستگو[محمود]، مهين امين نيا[همسر محمود]. 96 دقيقه. محصول 2007 انگلستان، ايتاليا، آلمان، ‏اسپانيا. نام ديگر: ‏These Times‏. برنده سه جايزه و نامزد شير طلايي جشنواره ونيز. ‏
آنجي، دختر زيباي لندني که در يک آزانس کاريابي کار مي کند به علت رفتار غير مودبانه اش در ملاعام با يکي از ‏روسايش اخراج مي شود. کار وي در اين آژانس مصاحبه افرادي از کشورهاي اروپاي شرقي و انتقال آنان به انگلستان ‏جهت کار است. کاري که چندان هم قانوني نيست. پس از رفتار غير منصفانه صاحبان آزانس با او، آنجي تصميم مي ‏گيرد تا آژانس خود را در ايست اند برپا کرده و با معرفي خارجيان بي پناه به صاحبان حرف در آمدي براي خود فراهم ‏کند. چون بايد هزينه زندگي خود و فرزندش را تامين کند. آنجي با کمک رز شرکت کاريابي کوچکي به راه مي اندازد و ‏در مدت زماني کوتاه موفق مي شود تا سر و صورتي به اوضاع خود بدهد. همزمان با پسري از اهالي اروپاي شرقي ‏نيز رابطه اي عاشقانه برقرار مي کند و به نظر مي رسد که اوضاع رو به بهبود است. اما آشنايي وي با مردي ايراني به ‏نام محمود که پس رد شدن تقاضاي پناهندگي سياسي شان، زندگي مخفيانه اي را مي گذراند همه چيز را عوض مي کند. ‏آنجي بعد از ملاقات با همسر و دو دختر محمود که در بيغوله اي زندگي مي کنند، آنها را به خانه خود مي برد. مدتي بعد ‏نيز مدارک شناسايي جعلي براي وي تهيه کرده و او را سر کار نيز مي فرستد. در حالي که رز از اين تصميم وي ‏راضي نيست. اما به نظر مي رسد که آنجي بر خلاف روساي سابق خود نمي تواند در برابر بدبختي ديگران بي تفاوت ‏باقي بماند....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:31  توسط سیگنال  | 

Romantik

Romantik

 


نويسنده و کارگردان: سينان چتين. موسيقي: انتخابي. مدير فيلمبرداري: ربه کا هاس، کاميل چتين. تدوين: باريش دنگه. ‏طراح صحنه: آيدا ئوزتوپراک، عصمت ارگون. بازيگران: اوکان باي ئولگن[عمر]، تئومان[گوکهان]، ياسمين کوزان ‏اوغلو[ياسمين]، نايل کيرمزي گول[چيوي]، سميح سرگن[مظهر]، ديويد همينگز[دکتر سعدون]، اسين مورال ‏اوغلو[اسين]، ربه کا هاس[آسوده]، رئيس پليس[صلاح الدين دومان]، صحرا تس چتين[کودکي ياسمين]، رافائل جمو ‏چتين[کودکي گوکهان]، نولان همينگز[جواني دکتر سعدون]، توپراک سرگن[جواني مظهر]. 100 دقيقه. محصول ‏‏2007 ترکيه. ‏
عمر و گوکهان دو دست صميمي هستند. يک روز عمر با دختري زيبا در ايستگاه اتوبوس آشنا مي شود. اين دختر ‏ياسمين نام دارد و فرزند مظهر يکي از افراد متمول و با‏‎ ‎نفوذ ترکيه است. اما مدت هاست قدرت تکلم خود را از دست ‏داده است. با اين حال عمر که عاشق او شده، به توصيه هاي گوکهان مبني بر دوري از ياسمين وقعي نمي گذارد. تا اين ‏که ياسمين بعد از سال ها با احساس عشقي که در وي نسبت به عمر ايجاد شده، زبان به سخن گفتن باز مي کند. پدر ‏ياسمين که از اين واقعه بسيار خوشحال شده، عمر را با آغوش باز مي پذيرد. اما مدتي بعد، عمر به دنبال يک شيطنت و ‏به قصد به دست آوردن دل ياسمين، تلاش مي کند تا اتومبيل محبوب وي را بدزدد. ولي در حين سرقت پليسي سر رسيده ‏و عمر با استفاده از سلاحي که گوکهان به او داده، مامور را به قتل مي رساند. عمر به تشويق و کمک گوکهان از ترکيه ‏گريخته و در آلمان ساکن مي شود. چند سالي مي گذرد و نامه هايي که به ياسمين نوشته، بي جواب مي ماند. پس از ‏پرس و جو مي فهممد که پليس در تعقيب وي نيست، از اين رو به ترکيه بازگشته و به خاطر احساس گناهي که داشته ‏خود را وقف خدمت در اداره پليس مي کند. در اين فاصله گوکهان نيز به ياسمين و پدرش نزديک شده و اعتماد آن دو را ‏به دست مي آورد. اما دست تصادف بار ديگر عمر را بر سر راه مظهر-‏‎ ‎پدر ياسمين- مي گذارد که فعاليت هاي ‏مشکوک وي توجه رئيس پليس را جلب کرده است...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:30  توسط سیگنال  | 

Day Night Day Night

Day Night Day Night

 


نويسنده و کارگردان: جوليا لاکتو. مدير فيلمبرداري: بنوآ دبي. تدوين: جوليا لاکتو، مايکل تيلور. طراح صحنه: کلي مک ‏گئي. بازيگران: لوئيزا ويليامز[دختر]، جاش فيليپ وينستاين[فرمانده]، گرت ساکس[هماهنگ کننده]، تشي هون ‏کيم[راننده]، آنه ماري لاولس[دستيار بمب ساز]، فرانک داتلو[بمب ساز]. 94 دقيقه. محصول 2006 آمريکا، آلمان، ‏فرانسه. نام ديگر: ‏Jour nuit, jour nuit‏-‏‎ Zwei Tage zwei Nächte‎‏. برنده جايزه ويژه کارگردان جوان از ‏جشنواره کن، برنده جايزه فيپرشي از جشنواره شيکاگو، برنده يک جايزه و نامزد جايزه بهترين فيلم اول از جشنواره ‏روحيه مستقل، برنده جايزه بهترين فيلم از جشنواره مونترال، برنده جايزه بهترين فيلم داستاني از جشنواره ووداستاک. ‏
دختري 19 ساله وارد نيويورک شده و با هدايت راننده اي آسيايي تبار به آپارتماني وارد مي شود. به وي گفته مي شود ‏تا از نزديک شدن به پنجره ها و خروج از آن محل خودداري کند. مدتي بعد چند نفر که نقاب بر چهره دارند، به ديدار ‏وي مي آيند. با ورود آنان مشخص مي شود که اعضاي گروهي تروريستي بوده و قرار است دختر را براي يک بمب ‏گذاري انتحاري در ميدان تايمز آماده کنند. در طول چند روز، دخترک براي اجراي عمليات آماده مي شود. در روز ‏موعود با کوله پشتي حاوي بمب به ميدان تايمز مي رود تا در اوج شلوغي آن را منفجر کند. اما بر خلاف انتظارش بمب ‏عمل نمي کند و دخترک در خيابان سرگردان مي شود....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:30  توسط سیگنال  | 

Death Sentence

Death Sentence


کارگردان: جيمز وان. فيلمنامه: ايان جفرز بر اساس داستاني از برايان گارفيلد. موسيقي: چارلي کلوزر. مدير ‏فيلمبرداري: جان آر. لئونتي. تدوين: مايکل ان. کنو. طراح صحنه: جولي برگهوف. بازيگران: کوين بيکن[نيک هيوم]، ‏گرت هدلوند[بيلي درلي]، کلي پرستون[هلن هيوم]، جوردن گرت[لوکاس هيوم]، استوارت لافرتي[برند نهيم]، عايشه ‏تيلر[کارآگاه واليس]، جان گودمن[بونس درلي]، مت اوليري[جو درلي]. 110 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. ‏
آمريکا، زمان حال. نيک هيوم، هنگام بازگشت از تماشاي مسابقه هاکي پسرش براي سوخت گيري در پمپ بنزيني ‏توقف مي کند. پسرش برندان نيز براي خريد وارد فروشگاه پمپ بنزين مي شود، اما ناگهان گروهي جوان مسلح سر ‏رسيده و برندان را در مقابل چشمان پدرش به قتل مي رسانند. نيک که با تبهکاران درگير شده، موفق به ديدن چهره ‏قاتل-‏‎ ‎جو درلي، جوان ترين عضو گروه-‏‎ ‎مي شود. مدتي بعد جو دستگير و نيک او را شناسايي مي کند. اما وقتي درمي ‏يابد که جو بعد از گذراندن محکوميتي کوتاه آزاد خواهد شد، حرف خود را پس مي گيرد. جو آزاد مي شود و مورد ‏استقبال اعضاي گروهش قرار مي گيرد. شب هنگام نيک پس از تعقيب جو موفق به کشتن وي و گرفتن انتقام خون ‏پسرش مي شود. اما بيلي- برادر بزرگ جو- که رهبري گروه را بر عهده دارد، پس از فهميدن ماجرا تصميم به کشتن ‏نيک مي گيرد. تبهکاران نيک را تعقيب مي کنند، اما نيک موفق مي شود پس از کشتن يکي ديگر از آنان بگريزد. اين ‏واقعه خشم اراذل را برانگيخته و او را در محل کارش مورد تهديد قرار مي دهند. هدف آنان اينک نه فقط از ميان بردن ‏نيک، که همسر و لوکاس دومين پسر اوست. همزمان کارآگاه واليس که مسئول پرونده شده، به دست داشتن نيک در اين ‏دو قتل مظنون مي شود. اما برگه اي دال بر تاييد سوءظن خود ندارد. ولي تهديد تبهکاران موثر واقع شده و نيک براي ‏محافظت از خانواده اش دست کمک به سوي وي دراز مي کند. واليس با وجود عدم همکاري نيک، چند مامور براي ‏محافظت از خانه وي مي گمارد. شب هنگام بيلي و دارو دسته اش سر رسيده و بعد از کشتن پليس ها خانواده نيک و ‏سپس خود او را هدف تيرهاي خود قرار مي دهند. نيک نجات مي يابد و در بيمارستان چشم باز مي کند. همسرش مرده ‏و پسر دومش در کما فرو رفته است. نيک از بيمارستان مي گريزد و به سراغ يک فروشنده اسلحه مي رود. در آنجا مي ‏فهمد که فروشنده بونس درلي، پدر جو و بيلي است. اما با اين وجود بونس به او اسلحه مي فروشد. نيک همه اعضاي تيم ‏بيلي را يافته و آنها را مي کشد. سپس به خانه بازگشته و در انتظار افراد پليس به تماشاي فيلم خانوادگي خود مي نشيند. ‏واليس که براي دستگير کردن وي آمده، خبر به هوش آمدن لوکاس را به او مي دهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:29  توسط سیگنال  | 

Klopka

Klopka

 
کارگردان: سرديان گولوبوويچ. فيلمنامه: ملينا پوتا کوليه ويچ، سرديان کوليه ويچ بر اساس داستاني از نناد تئوفيلوويچ. ‏موسيقي: ماريو اشنايدر. مدير فيلمبرداري: الکساندر ايليچ. تدوين: مارکو گلوساک، دژان ئوروسوويچ. طراح صحنه: ‏گوران يوکسيموويچ. بازيگران: نبويسا گلوگوويچ[ملادن]، ناتاشا نيکونوويچ[ماريا]، آنيسا دوبرا[يلنا]، ميکي ‏مانويلوويچ[کوستا آنتيچ]، بوگدان ديکيليچ[دکتر لوکيچ]، ووک کوستيچ[برادر پيتر]، دژان چوکيچ[پيتر]، مارکو ‏ديوروويچ[نمانيا]. 106 دقيقه. محصول 2007 صربستان، آلمان، مجارستان. نام ديگر: ‏The Trap، ‏Klopka - Die ‎Falle‏. برنده جايزه بزرگ جشنواره صوفيه. ‏
ملادن مهندس ساختمان و همسرش ماريا معلم است. آنها با تنها فرزندشان نمانيا زندگي جمع و جور و معمولي را مي ‏گذرانند. تا اين که يک روز نمانيا بدحال شده و در بيمارستان مشخص مي شود که دچار بيماري قلبي است. دکتر لوکيج ‏به آنها مي گويد که تنها راه نجات نمانيا عمل جراحي در خارج از صربستان است و اين کار حدود 30 هزار يورو خرج ‏در بر خواهد داشت. اگر اين جراحي انجام نشود، نمانيا امکان دارد از حمله بعدي جان سالم به در نبرد. ملادن و ماريا ‏استطاعت تهيه اين مبلغ را ندارند. تقاضاي کمک از کارفرمايان، دوستان و فاميل دردي دوا نمي کند، لاعلاج ماريا در ‏روزنامه آگهي درخواست کمک مي دهد. فرداي آن روز شخصي به منزل آنان تلفن زده و از ملادن مي خواهد او را در ‏لابي هتلي گران قيمت ملاقات کند. ملادن در آنجا با کوستا برخورد مي کند، اما هدف کوستا دادن بلاعوض اين پول ‏گزاف نيست. بلکه از ملادن مي خواهد تا در برابر آن مردي به نام پيتر را از سر راه وي بردارد. ملادن ابتدا نمي ‏پذيرد، ولي دو روز در اوج استصال ناچار پيشنهاد کوستا را قبول مي کند. سپس اسلحه اي به همراه عکسي از پيتر و ‏مقداري پيش پرداخت دريافت مي کند. ملادن که اين کار را تنها راه نجات پسرش مي داند، به سراغ پيتر رفته و او را به ‏قتل مي رساند. همزمان ماريا نيز که از رفتار مشکوک ملادن آزرده شده و سکوت وي را بد تعبير مي کند، با وي ‏درگير شده و خانه را ترک مي کند. ملادن که کار را تمام شده مي پندارد، منتظر باقيمانده پول است تا پسرش را راهي ‏سفر کند. اما کوستا ناپديد شده و به نظر مي رسد که قصد پرداخت ندارد..
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:29  توسط سیگنال  | 

Steel Toes

Steel Toes

 


کارگردان: مارک آدام، ديويد گو. فيلمنامه: ديويد گو. موسيقي: بنوآ گرولو. مدير فيلمبرداري: مارک آدام. تدوين: مار ‏آدام، سوزان شنکس. طراح صحنه: پري گورارا. بازيگران: ديويد استراتيرن[دني دانکلمن]، اندرو دبليو. واکر[مايک]، ‏آرون گرونفلد[دني-جوان]، ران ليا[مصاحبه گر]، جوئل ميلر[پدر دني]، مارينا اورسيني]آنا دانکلمن]، مايکل ‏رادر[سام]، ايوانا شين[جيل]، ايوان اسميت[ويکرام]، ليندا اسميت[باربارا]، دانيل تيرادو[بازيگر]، . 90 دقيقه. محصول ‏‏2006 کانادا. برنده جايزه هيئت داوران جشنواره بورلي هيلز، برنده جايزه بهترين فيلمنامه از متد فست، برنده جايزه ‏فيليپ بورسوس براي بهترين بازيگر/اندرو دبليو. واکر از جشنواره ويستلر، برنده جايزه ويژه داوران جشنواره ورلد ‏فست هيوستون، برنده جايزه بهترين فيلم از جشنواره فيلم هاي يهودي مرويل و...‏
مونترال. مايک داوني جواني بيست ساله داراي تمايلات شديد برتري جويانه و نژادپرستانه هنگام ملاقات با دوست ‏دخترش، به دنبال اتفاقي بي اهميت کارگري هندي را زير ضربات پوتين هاي خود که پنجه هايي فولادين دارد به قتل ‏مي رساند. مايک دستگير شده و بايد به اتهام قتل محاکمه شود. اولين احتمال درباره وي دريافت حکم 25 سال زندان ‏انفرادي براي اين قتل نژادپرستانه است. دني دانکلمن وکيلي ليبرال و يهودي ماموريت پيدا مي کند تا دني را براي ‏حضور در دادگاه آماده و در جهت دفاع به وي کمک کند. اما مايک و دني داراي عقايدي کاملاً متضاد هستند و اولين ‏ملاقات ها خوب پيش نمي رود. مايک مي کوشد تا عقايد فاشيستي خود را به دني حقنه کند و دني نيز مي کوشد تا باطل ‏بودن اين نظريه را ثابت کند. ظاهراً هيچ کدام از اين که مجبور به کار با طرف مقابل شده اند، راضي نيستند. مايک از ‏اين که وکيلي يهودي به او داده اند، خشنود نيست و او را دشمن خود مي پندارد. دني هم از اين که بايد به جوان خشک ‏مغز و کور باطني چون مايک کمک کند که همفکران وي مسبب يهودي کشي بزرگ قرن بيستم بوده اند، ناراحت است. ‏ولي پس از چند ماه، مايک که از دورنماي 25 سال زندان به هراس افتاده، کمک دني را مي پذيرد. اما اين فقط آغاز ‏است...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:28  توسط سیگنال  | 

مرگ در مراسم تدفين

مرگ در مراسم تدفين


کارگردان: فرانک اُز. فيلمنامه: دين کريگ. موسيقي: موري گولد. مدير فيلمبرداري: اليور کرتيس. تدوين: بورلي ميلز. ‏طراح صحنه: مايکل هاولز. بازيگران: ماتيو مک فيدن[دانيل]، روپرت گريوز[رابرت]، آلن تيودايک[سايمون اسميت]، ‏ديزي داناوان[مارتا]، کريس مارشال[تروي]، اندي نايمن[هاوارد]، جين آشر[ساندرا]، کيلي هاوز[جين]، پيتر وون[عمو ‏الفي]، اون برمنر[جاستين]، پيتر دينکليج[پيتر]. 90 دقيقه. محصول 2007 آلمان، آمريکا، انگلستان. نام ديگر: ‏Sterben für Anfänger‏. برنده جايزه تماشاگران از جشنواره لوکارنو، برنده جايزه تماشاگران از جشنواره هنر کمدي ‏ايالات متحده. ‏
دانيل جواني موقر و محترم که با جين ازدواج کرده، هنوز در خانه پدري زندگي مي کند. زماني که پدرش فوت مي کند، ‏همه کارهاي مربوط به مراسم تدفين به گردن او مي افتد. ظاهراً در آن صبح غم انگيز همه چيز آماده است و دانيل مهيا ‏شده تا تابوت حامل پدرش توسط موسسه کفن و دفن براي آخرين وداع به خانه آورده شود. پسر ديگر خانواده که ‏نويسنده اي مشهور و خودخواه است از نيويورک به راه افتاده و اقوام نيز در راهند تا هر چه زودتر مراسم آغاز شود. ‏اما اولين اتفاق با آوردن جسد اشتباه توسط مامورين موسسه رخ مي دهد. يکي از پسر عموها نيز اشتباهاً قرص هاي ‏روان گردان را در قوطي واليوم گذاشته و در نتيجه نامزد خواهرش مارتا که دچار استرس شده، يکي از آنها را مي ‏خورد. با رسيدن آنها به ميهماني نامزد جوان از خود رفتاري سبک مغزانه به نمايش مي گذارد و مراسم را به هم مي ‏ريزد. همزمان مارتا نيز از مزاحمت هاي دست دوست پسر سابق خود که به مراسم تدفين آمده، در عذاب است. اما ‏فاجعه بزرگ در راه است که منشاء آن مردي کوتوله و مرموز به اسم پيتر است که اصرار دارد با دانيل تنها صحبت ‏کند. فرجام گفت و گوي اين دو نفر در خلوت نيز چيزي نيست جز اين که مرحوم قبل از فوت تمايلات همجنسگرايانه ‏پيدا کرده و با جناب ايشان روي هم ريخته بودند. و حالا پيتر براي گرفتن سهم خود از ارثيه در آنجا حاضر و اگر دانيل ‏و برادرش 50 هزار پوند به وي ندهند عکس هاي روسايي برانگيزي را که در اختيار دارد به همه حاضران نشان ‏خواهد داد...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:28  توسط سیگنال  | 

Botched

Botched

 

 


کارگردان: کيت رايان. فيلمنامه: درک بويل، ايمون فريل، ريموند فريل. موسيقي: تام گرين. مدير فيلمبرداري: برايان ‏لوفتوس. تدوين: جرمي گيبز. طراح صحنه: جان بانکر. بازيگران: استيون دورف[ريچي]، شون پرتوي[آقاي گروزني]، ‏جمي فورمن[پيتر]، ديويد هيپ[حراج گر]، آلن اسمايت[هوگو]، راسل اسميت[يوري]، برونا گالاگر[سونيا]، نورما ‏شيهان[هلنا]، جمي موري[آنا]، هيو اوکانر[ديميتري]، جين روني[کاترينا]، جف بيل[بوريس]، زاک مگواير[الکس]، ‏ادوارد بيکر دولي[قاتل]. 100 دقيقه. محصول 2007 آلمان، ايرلند، انگلستان، آمريکا. نام ديگر: ‏‎13‎‏. ‏
ريچي داناوان يک سارق حرفه اي است، اما اين اواخر بدشانسي به او رو کرده و پشت سر هم افتضاح به بار مي آورد. ‏آخرين نمونه اين افتضاح ها از دست دادن الماس هاي سرقت شده به شکلي تصادفي پس از ربودن موفقيت آميز آنها بود. ‏اين واقعه باعث خشم رئيس اش آقاي گروزني شده و او را تهديد مي کند اگر اين بار نيز ماموريت محوله را درست به ‏پايان نرساند، کشته خواهد شد. ريچي مي پذيرد، اما محل ماموريت تازه بسيار دور از محيط مانوس او و در مسکو ‏است. او بايد صليبي عتيقه و گران قيمت را از طبقه آخر ساختماني مرتفع ربوده و به آقاي گروزني برساند. دو همکار ‏محلي معرفي شده به او چندان باهوش به نظر نمي رسند. اما سرقت با وجود قتل زني توسط يکي از همين همکاران ‏ناشي با موفقيت انجام مي شود و گروه بايد هر چه زودتر ساختمان را ترک کنند. اما در ميانه راه و در طبقه سيزدهم، ‏آسانسور متوقف مي شود و کليه سرنشينان آن مجبور به پياده شدن مي گردند. سه دزد به همراه يک مامور امنيتي، يک ‏خبرنگار ترسو، جواني ساده لوح و سه زن در طبقه سيزدهم سرگردان مي شوند. چون هيچ راه خروجي غير از ‏آسانسور وجود ندارد و راه پله ها مسدود شده است. همکار عصبي ريچي ديگر سرنشينان آسانسور را گروگان مي ‏گيرد. اما زماني که سر اولين گروگان توسط فردي ناشناس از تن اش جدا مي شود، همگي در مي يابند که توقف ‏آسانسور در اين طبقه کار قاتلي روان پريش بوده که قصد دارد تمامي آنها را سلاخي کند...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:27  توسط سیگنال  | 

Rendition

Rendition

 
کارگردان: گوين هود. فيلمنامه: کلي شين. موسيقي: پل هپکر، مارک کيليان. مدير فيلمبرداري: ديون ببه. تدوين: مگان ‏گيل. طراح صحنه: بري رابيسون. بازيگران: عمر متوالي[انور الابراهيمي]، ريس ويترسپون[ايزابلا فيلدز-‏الابراهيمي]، جک جايلنهال[داگلاس فريمن]، پيتر سارسگارد[الن اسميت]، آلن آرکين[سناتور هاوکينز]، مريل ‏استريپ[کورين ويتمن]، ايگال نائور[عباسي فاوال]، محمد خائوس[خالد]، زينب ئوکاش[فاطمه فاوال]. 120 دقيقه. ‏محصول 2007 آمريکا، آفريقاي جنوبي. برنده جايزه بهترين فيلم داستاني از جشنواره ميل ولي. ‏
پس از ناپديد شدن انور الابراهيمي هنگام در پرواز آفريقاي جنوبي به واشنگتن، همسر آمريکايي تبارش ايزابلا فيلدز ‏شروع به جستجو براي يافتن وي مي کند. همزمان داگلاس فريمن مامور اطلاعاتي نيز که براي تحقيق در زمينه فعاليت ‏هاي تروريستي به مصر رفته، بعد از نجات يافتن از يک بمب گذاري انتحاري، مامور نظارت در بازجويي يکي از ‏مظنونين توسط پليس مصر مي شود. اين مظنون کسي نيست جز انور الابراهيمي که پس از بازداشت در فرودگاه ‏واشنگتن، به زنداني در خارج از آمريکا منتقل و سپس به سازمان اطلاعات مصر تحويل داده شده است. داگلاس ناظر ‏بازجويي از الابراهيمي توسط عباسي فاوال مي شود. به موازات اين کار، ايزابلا نيز از دوستي قديمي به نام آلن اسميت ‏‏- که در دفتر سناتور هاوکينز کار مي کند- کمک مي خواهد. تحقيقات اسميت ثابت مي کند که انور توسط نيروهاي ‏امنيتي بازداشت و به خارج از آمريکا منتقل شده است. از سوي ديگر عباسي فاوال نيز دخترش فاطمه است که مدتي ‏پيش بي خبر خانه را ترک کرده است و به زودي راه همه اين افراد ناخواسته با همديگر تلاقي مي کند..
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:27  توسط سیگنال  | 

Chapter 27

Chapter 27

 


نويسنده و کارگردان: جي. پي. شيفر. موسيقي: آنتوني مارينللي. مدير فيلمبرداري: تام ريچموند. تدوين: اندرو هافيتز، ‏جيم ماکيج. طراح صحنه: کالينا ايوانوف. بازيگران: جرد لتو[مارک ديويد چاپمن]، ليندسي لوهان[جود]، جودا ‏فرايدلندر[پل]، اورسولا ابوت[جري]، مارک ليندسي چاپمن[جان لنون]. 84 و 100 دقيقه. محصول 2007 آمريکا، ‏کانادا. ‏
ماجراي تيراندازي مارک ديويد چاپمن در 8 دسامبر 1980 به سوي جان لنون-خواننده مشهور گروزه بيتلز- تحت تاثير ‏کتاب ناطور دشت نوشته ديويد جروم سالينجر...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:26  توسط سیگنال  | 

شيرهايي براي بره ها

شيرهايي براي بره ها

 


کارگردان: رابرت ردفورد. فيلمنامه: ماتيو مايکل کارناهان. موسيقي: مارک ايشام. مدير فيلمبرداري: فيليپ روسلو. ‏تدوين: جو هاتشينگ. طراح صحنه: جان رولفز. بازيگران: رابرت ردفورد[پروفسور استفن مالي]، مريل استريپ[جنين ‏راث]، تام کروز[سناتور جاسپر ايروينگ]، مايکل پنيا[ارنست رودريگز]، اندرو گارفيلد[تاد هيز]، پيتر برگ[سرهنگ ‏دوم فالکو]، کوين دان[هاوارد]، درک لوک[ستوان آريان فينچ]. 88 و 92 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. ‏
آريان و ارنست دو دانشجوي مصمم دانشگاه وست کوست تحت تاثير استاد خود-‏‎ ‎دکتر استيون مالي- تصميم مي گيرند تا ‏معنا و هدفي مهم براي زندگي خود دست و پا کنند. ازاين رو به ارتش پيوسته و براي جنگ به افغانستان فرستاده مي ‏شوند. در حالي آريان و ارنست بعد از گمشدن در حين عمليات براي زنده ماندن تلاش مي کنند همزمان در واشنگتن، ‏خبرنگاري آرمان گرا به نام جنين راث موفق مي شود تا براي مصاحبه با سناتور جاسپر ايروينگ-‏‎ ‎نامزد احتمالي آينده ‏براي رياست جمهوري- وقت بگيرد. سناتور در طول مصاحبه از اهداف و نقشه هايش جهت کنترل خاورميانه سخن مي ‏گويد و ايران اتمي را بزرگ ترين تهديد براي امنيت ملي آمريکا مي نامد. او براي از ميان بردن اين خطر دستور طرح ‏و اجراي عملياتي نظامي را داده است. همان عملياتي که آريان و ارنست در آن شرکت کرده اند. در کاليفرنيا نيز دکتر ‏مالي سعي دارد از طريق گفت و گو بر دانشجوي ديگري از طبقه مرفه که در جبهه مخالف افرادي چون ارنست و ‏آريان قرار دارد، تاثير بگذارد..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:25  توسط سیگنال  | 

بوسه شانگهاي

بوسه شانگهاي

 


کارگردان: کرن کانوايزر، ديويد رن. فيلمنامه: ديويد رن. موسيقي: ديويد کيتاي. مدير فيلمبرداري: الکساندر بيونو. ‏تدوين: زين بيکر. طراح صحنه: بن وولورتون. بازيگران: کن ليونگ[ليام لو]، هيدن پنه تيره[آدلايد]، کلي هو[ميکي ‏يانگ]، جوئل مور[جو]، اليور يان[لينگ مينگ]، جيمز هونگ[مارک ليو]، بايرون مان[جاي لي]، اسپنسر ‏ردفورد[جسيکا]، سامر آلتيس[ويرجينيا]، تيموتي باتومز[پدر آدلايد]، کاتلين لنکستر[جورجيا]. 100 دقيقه. محصول ‏‏2007 آمريکا. برنده جايزه بهترين بازيگر/هيدن پنه تيره از جشنواره ساحلي نيوپروت، برنده جايزه ويژه بازيگري/کن ‏ليونگ از جشنواره فيلم هاي آسيايي/آمريکايي سن فرانسيسکو. ‏
لس آنجلس. ليام وقت خود را براي يافتن شغلي به عنوان بازيگر در فيلم هاي تبليغاتي و تلويزيوني و پرسه در بارهاي ‏مختلف به همراه دوستش جو-نويسنده اي تازه کار- صرف مي کند. تا اين که يک روز هنگام بازگشت از تست ناموفق ‏بازي در يک فيلم تبليغاتي با دختري 16 ساله به نام آدلايد در اتوبوس آشنا مي شود. ليام و آدلاديد رابطه اي دوستانه ‏آغاز مي کنند، اما ليام 12 سال از آدلايد بزرگ تر است و ادامه اين رابطه دوستانه را پر مخاطره مي بيند. چون آدلايد ‏نشانه هايي از دوست داشتن وي بروز مي دهد. مدتي بعد، ليام که دور از پدر الکلي اش زندگي مي کند، پيغامي مبني به ‏ارث رسيدن خانه اي در شانگهاي از مادربزرگ خود دريافت مي کند. او که تصور مي کند خانه ارزشي معادل 500 ‏هزار دلار دارد، براي فروش آن به شانگهاي مي رود. ولي زماني که درمي يابد آپارتمان موروثي فقط 500 هزار ‏يوآن[معادل 60 هزار دلار] ارزش دارد، از فروش آن منصرف مي شود. هنگام پرسه در شهر با دختري به نام ميکي ‏آشنا مي شود و به نظر مي رسد که سرانجام زن زندگي اش را يافته است. از اين رو تصميم مي گيرد تا در شانگهاي ‏مانده و با او زندگي کند. از طرف ديگر آدلايد هر لحظه منتظر بازگشت او و رسيدن به سن قانوني ازدواج است. تا اين ‏که يک شب چند مرد ليام را بهزور سوار ليموزيني مي کنند. او در آنجا با شخصي که خود را نامزد ميکي معرف مي ‏کند، برخورد کرده و بعدها درمي يابد که ميکي تنها به قصد نجات خانواده اش از فقر تصميم به ازدواج با آن مرد گرفته ‏است. به همين خاطر آپارتمان موروثي را به وي هديه کرده و به آمريکا بازمي گردد. اما اينک آدلاديد تصميم دارد تا به ‏پاريس برود و از دست ليام هم خشمگين است…

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:25  توسط سیگنال  | 

خوشبختي

خوشبختي

 


کارگردان: عبداله اُغوز. فيلمنامه: اليف آيهان، عبداله اُغوز، کوبيلاي تونچر بر اساس رمان خوشبختي نوشته زولفو ‏ليوانلي. موسيقي: زولفو ليوانلي. مدير فيلمبرداري: ميرساد هروويچ. تدوين: ليوو. بازيگران: ئوزگو نامال[مريم]، طلعت ‏بولوت[عرفان]، مورات حان[جمال]، مصطفي آوکيران[علي رضا]، امين گورسوي[تحسين]، مرال چتين کايا[منور]، ‏لاله منصور[آيسل]. 126 دقيقه. محصول 2007 ترکيه، يونان. نام ديگر: ‏Bliss‏. نامزد جايزه بهترين فيلم از جشنواره ‏استانبول، برنده جايزه بهترين بازيگر مرد/مورات حان، بهترين بازيگر زن/ئوزگو نامال، بهترين چهره پردازي، بهترين ‏موسيقي و بهترين صدابرداري از جشنواره فيلم آنتاليا. ‏
دهکده اي در ساحل درياچه وان، ترکيه. مريم دختر 17 ساله اي که مورد تجاوز قرار گرفته، در انبار خانه حبس شده و ‏به سرنوشت خود مي انديشد.‏
استانبول. عرفان کورودال استاد مشهور و ثروتمند دانشگاه، و فارغ التحصيل هاروارد در خانه ويلايي مشرف به تنگه ‏داردانل خود دچار يکنواختي و کسالت شده و تصميم مي گيرد تا تغييراتي اساسي به زندگي خود بدهد.‏
و جمال، سرباز جواني که در کوه هاي گابار در تعقيب افراد ‏PKK‏ و زير آتش آنها قرار دارد. دست تقدير زندگي اين ‏سه نفر را در آينده به شکلي عجيب به هم پيوند خواهد داد....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:24  توسط سیگنال  | 

Days of Night 30

30 Days of Night


 
کارگردان: ديويد اسليد. فيلمنامه: استيو نيلز، استوارت بيتي، برايان نلسون بر اساس داستان مصوري از استيو نيلز و بن ‏تمپل اسميت. موسيقي: برايان ريتزل. مدير فيلمبرداري: جو ويليامز. تدوين: آرت جونز. طراح صحنه: پل دنهم ‏آستربري. بازيگران: جاش هارتنت[کلانتر ايبن اولسون]، مليسا جورج[استلا اولسون]، دني هيوستون[مارلو]، بن ‏فاستر[غريبه]، مارک بون جونيور[بيو بروور]، امبر سينسبوري[دنيس]، مانو بنت[معاون کلانتر بيلي کيتکا]، مگان ‏فرانيش[آيريس]، جوئل توبک[داگ هرتز]، اليزابت هاوثورن[لوسي ايکاس]، مارک رندال[جک اولسون]. 113 دقيقه. ‏محصول 2007 نيوزيلند، آمريکا. ‏
باروو، شهرکي دور افتاده در آلاسکا و نزديک به قطب که در زمستان هر سال شبي 30 روزه را تجربه مي کند. در ‏آخرين روزي که خورشيد آسمان شهر را براي يک ماه ترک خواهد کرد، شهر مورد حمله گروهي از خون آشام به ‏رهبري مارلو قرار مي گيرد. کلانتر ايبن اولسون جوان که همکار و همسرش استلا در آستانه جدايي از اوست، ابتدا ‏حرف هاي غريبه اي را که خبر از آمدن آنان مي دهد جدي نمي گيرد. اما کشته شدن همه سگ هاي دهکده، نابودي ‏موبايل ها و تنها هلي کوپتر شهر و سپس قتل مسئول نيروگاه برق و به دنبال آن قطع تمامي خطوط تلفن باعث مي شود ‏تا کلانتر از مردم شهر بخواهد تا به خانه هاي خود پناه ببرند. با آغاز تاريکي مارلو و افرادش حمله اي گسترده را ‏شروع کرده و دست به کشتن اهالي دهکده مي زنند. کلانتر و استلا نيز پس از کشته شدن مادر کلانتر به همراه چند نفر ‏از بازماندگان کشتار در زير شيرواني خانه اي پناه مي گيرند. اما مارلو و گروهش قصد دارند تا همه ساکنان شهر و از ‏جمله کلانتر را با توسل به هر حيله اي از پناهگاه ها بيرون بکشند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:24  توسط سیگنال  | 

ايرينا پالم

ايرينا پالم

 


کارگردان: سام گاربارسکي. فيلمنامه: فيليپ بلاسباند، سام گاربارسکي، مارتين هرون. موسيقي: گينزو. مدير ‏فيلمبرداري: کريستوف بوکارن. تدوين: لودو تروش. طراح صحنه: ورونيک ساکرز. بازيگران: ماريان فيث ‏فول[مگي/ايرينا پالم]، ميکي مانويلوويچ[ميک]، کوين بيشاپ[تام]، سيوبان هولت[سارا]، دورکا گرايلوس[لوييزا]، جني ‏آگوتير[جين]، کوري بروک[اولي]، مگ وين اوئن[جوليا]، سوزان هيچ[بث]، فليپ وبستر[اديت]. 103 دقيقه. محصول ‏‏2007 بلژيک، لوکزامبورگ، انگلستان، آلمان، فرانسه. برنده جايزه برلينر مورگن پست و نامزد خرس طلا از جشنواره ‏برلين، نامزد جايزه بهترين هنرپيشه مرد/ميکلي مانويلوويچ و بهترني هنپيشه زن/ماريان فيث فول از مراسم فيلم ‏اروپايي، نامزد جايزه هيئت داوران از جشنواره سائو پائولو. ‏
مگي زني 50 ساله و بيوه است. شوهرش چند سال قبل فوت کرده، اما مگي هنوز احساس وفاداري به وي مي کند و ‏شريکي براي زندگي اختيار نکرده است. اما بيمار شدن نوه اش و نياز مبرم خانواده به پولي هنگفت براي درمان وي ‏زندگي ساکن و آرام وي را زير و رو مي کند. مگي براي يافتن پول و گرفتن وام به هر دري مي زند، اما موفق نمي ‏شود. پسر و عروس وي نيز نا اميد از يافتن پول لازم در انتظار مرگ پسرشان هستند. تا اين که مگي با يک آگهي ‏استخدام خانم ميزبان[‏hostess‏] روبرو مي شود. اما وقتي براي گرفتن کار مراجعه مي کند، خود را در يک کلوب ‏سکسي و رو در رو با صاحب پول پرست آن ميکي مي يابد. براي زني چون مگي کار در چنين مکاني بسيار سخت، ‏غير اخلاقي و دور از ذهن است. مضافاً به اينکه ميکي به او خاطر نشان مي کند که ديگر جوان هم نيست!‏
ولي ميکي هنوز مايل است او را به خدمت بگيرد، کاري که پول هفتگي آن بيش از 500 پوند است و مي تواند در زماني کوتاه مبلغ ‏لازم را براي عمل جراحي نوه مگي فراهم کند. مگي که ابتدا از اين کار اکراه دارد، خيلي زود جذب کار شده و تحت ‏نام مستعار ايرينا پالم مشتريان زيادي جلب مي کند. اما پسرش که از منبع پول فراهم شده، اطلاع ندارد با تعقيب مادرش ‏سر از کلوب ميکي در مي آورد. در حالي که مگي براي پنهان نگاه داشتن اين راز از وي و دوستانش تمامي تلاش توان ‏خود را به کار بسته بود...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:23  توسط سیگنال  | 

ISLAND OF LOST SOULS


کارگردان: نيکلاي آرسل. فيلمنامه: نيکلاي آرسل، راسموس هيستربرگ. موسيقي: جين آنتونيا کورنيش. مدير ‏فيلمبرداري: راسموس ويده بيک.تدوين: ميکل ئي. جي. نيلسن. طراح صحنه: نيلز سه ير. بازيگران: سارا لانگ بيک ‏گارمان[لولو]، لوکاس مونک بيلينگ[اليور]، نيکلاي کوپرنيکوس[ريچارد]، آنت استولبيک[بئاته]، لارس ‏ميکلسن[جادوگر]، آندرس دبليو. برتلسن[هرمان]، بئاته بيله[لينيا]، فرانک تيل[اليورز استدفار]. 100 دقيقه. محصول ‏‏2007 دانمارک، سوئد، آلمان. نام ديگر:‏‎ De Förtappade själarnas ö, Island of Lost Souls‏.‏
لولو دختري 14 ساله به همراه خانواده اش به دهکده اي ساحلي و دورافتاده نقل مکان مي کنند. زندگي يکنواخت آنجا ‏خيلي زود لولو را دچار کسالت مي کند، تا اين که يک شب برادرش سيلوستر مورد اصابت اشعه اي سفيد رنگ قرار ‏گرفته و رفتاري غريب از خود بروز مي دهد. به زودي مشخص مي شود که سيلوستر توسط روح هرمان هارتمان که ‏در قرن نوزدهم در همين دهکده مي زيسته، تسخير شده است. اما ماجرا به همين جا ختم نمي شود، چون ارواح محبوس ‏در جزيره مونک بدين وسيله از سيلوستر و لولو تقاضاي کمک مي کنند. لولو که به ارواح و اشباح باور دارد، براي ‏کمک به آنان دست به کار مي شود. اما کم دانشي وي در اين زمينه مانع از پيشرفت اوست تا اين که ريچارد-‏‎ ‎محقق ‏وقايع ماوراء الطبيعه- و پسري جوان به نام اليور به ياري او برمي خيزند...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:22  توسط سیگنال  | 

نفس

نفس


نويسنده و کارگردان: کيم کي دوک. موسيقي: کيم ميئونگ جونگ. مدير فيلمبرداري: جونگ مو سونگ. تدوين: کيم و ‏سو آن وانگ. طراح صحنه: هوانگ اين جون. بازيگران: چن چانگ[جانگ جين]، جونگ وو ها[شوهر]، جي آ ‏پارک[يئون]، کيم کي دوک. 84 دقيقه. محصول 2007 کره جنوبي. نام ديگر: ‏Breath‏. نامزد نخل طلاي جشنواره کن. ‏
يئون که متوجه خيانت شوهرش شده، دچار افسردگي مي شود. اما تماشاي خبري از تلويزيون باعث ايجاد نقطه عطفي ‏در زندگي يئون مي شود. جانگ جين يک محکوم به اعدام دست به خودکشي زده است. زن جوان که از اين خبر به ‏شدت متاثر شده، به زنداني که جانگ جين در آنجا محبوس است مي رود با اين ادعا که دوست دختر سابق اوست موفق ‏مي شود تا به داخل زندان راه پيدا کند. و به زودي در ميان ديوارهاي زندان رابطه اي غير عادي ميان زني فريب ‏خورده و زنداني محکوم به اعدام شکل مي گيرد....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:21  توسط سیگنال  | 

Angel

Angel


کارگردان: فرانسوا اُزون. فيلمنامه: فرانسوا اُزون، مارتن کريمپ. موسيقي: فيليپ رومبي. مدير فيلمبرداري: دنيس ‏لنوآر. تدوين: موريل لنوآر. طراح صحنه: کاتيا وايچکوپ. بازيگران: رومولا گاراي[آنژل دورول]، سام نيل[تئو]، ‏لوسي راسل[نورا هاو-نويينسون]، مايکل فاسبندر[اسمه]، شارلوت رامپلينگ[هرمايوني]، اکلين تونگ[مادر دورول]، ‏ژانين دويتسکي[عمه لوتي]، کريستوفر بنجامين[لرد نورلي]، تام گرگسون[مارول]. 134 و 119 دقيقه. محصول 2007 ‏انگلستان، بلژيک، فرانسه. نام ديگر: ‏The Real Life of Angel Deverell‏. نامزد خرس طلاي جشنواره برلين. ‏
آنژل که در خانواده اي فقير به دنيا آمده، آرزو دارد تا نويسنده اي معروف شود. اما هيچ کس-حتي مادرش- تصور نمي ‏کند که او به اين آرزو دست يابد. آنژل بر خلاف زندگي واقعي خودش، زندگي زني مرفه را انگار که خود آن را زيسته ‏باشد، به شکلي فوق العاده در قالب رمان نوشته و به انتشاراتي هاي مختلف مي فرستد. پس از انتظاري طولاني و ‏سخت، يک بنگاه انتشاراتي لندني اعلام مي کند که حاضربه چاپ کتاب اوست. حال روياي آنژل به حقيقت پيوسته و ‏نويسنده جوان با سرعتي باورنکردني به موفقيت، شهرت و عشق دست يافته و تبديل به روياي هر دختر جوان مي شود. ‏اما اين قصه پريوار پاياني خوشي نخواهد داشت...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:21  توسط سیگنال  | 

Atonement

Atonement

 


کارگردان: جو رايت. فيلمنامه: کريستوفر همپتون بر اساس رماني از ايان مک اوان. موسيقي: داريو مارينللي. مدير ‏فيلمبرداري: سيموس مک گريوي. تدوين: پل تاتيل. طراح صحنه: سارا گرينوود. بازيگران: جيمز مک اووي[رابي ‏ترنر]، کايرا نايتلي[سسيليا تاليس]، رومولا گارني[برايوني 18 ساله]، سائويريس رونان[برايوني 13 ساله]، ونيسا ‏ردگريو[برايوني کهن سال]، برندا بلتين[گريس ترنر]، جونو تمپل[لولا گوئينسي]، پاتريک کندي[لئون تاليس]، بنديکت ‏کامبربچ[پل مارشال]، ميشله دانکن[فيونا مک گواير]، جينا مک کي[خواهر دراموند]، دانيل ميز[تامي نتل]، الفي ‏آلن[دني هاردمن]. 130 دقيقه. محصول 2007 انگلستان، فرانسه. نام ديگر: ‏Reviens-moi‏. نامزد جوايز بهترين ‏موسيقي، کارگرداني، بهتني بازيگر زن نقش مکمل/ونيسا ردگريو، بهترين بازيگر زن جوان/رونان و بهترين فيلم از ‏انجمن منتقدان رسانه ها، نامزد جوايز بهترين فيلمبرداري، موسيقي و فيلمنامه اقتباسي از انجمن منتقدان فيلم شيکاگو، ‏نامزد جوايز بهترين کارگرداني، بهترين فيلم-درام، موسيقي، بازيگر مرد، بازيگر زن، بازيگر زن نقش مکمل/نونان و ‏بهترين فيلمنامه از مراسم گولدن گلاب، نامزد جوايز بهترين بازيگر مرد سال/مک اووي، بهترين بازيگر زن ‏سال/نايتلي، بهترين بازيگر تازه کار/نونان، بهترين کارگردان، بهترين بازيگر نقش مکمل زن/ردگريو و نونان، بهترين ‏فيلمنامه و بهترين فيلم سال از انجمن منتقدان فيلم لندن، برنده جايزه بهترين فيلمبرداري، بهترين موسيقي و بهترين ‏بازيگر جوان/نونان از انجمن منتقدان فيلم فونيکس، برنده جايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي و نامزد جوايز بهترين بازيگر ‏زن، بهترين بازيگر نقش مکمل زن/نونان، بهترين طراحي لباس و موسيقي از مراسم ساتلايت، نامزد شير طلايي ‏جشنواره ونيز....‏
سال 1935. برايوني تاليس فرزند 13 ساله خانواده اي مرفه شاهد مغازله خواهر بزرگ ترش سسيليا با رابي ترنر، ‏فرزند تحصيل کرده يکي از خدمتکاران شان است. برداشت هاي غلط و کودکانه برايوني از اين رابطه عاشقانه پاک و ‏علاقه غير منطقي اش به رابي که از سوي وي رد مي شود، راه را براي سوء تفاهم و فاجعه اي بزرگ باز مي کند. ‏مدتي بعد، پس از آزار جنسي يکي از بستگان خانواده، برايوني نزد پليس شهادت مي دهد که رابي ترنر اين کار را کرده ‏و سبب دستگيري و زنداني شدن او مي شود. وقتي جنگ دوم جهاني آغاز مي شود، رابي براي جنگ عازم جبهه شده و ‏سسيليا نيز که همچنان عاشق اوست، خانه را ترک و در لندن ساکن مي شود. برايوني که خود مي داند با شهادت دروغ ‏زندگي رابي و خواهرش را نابود کرده، ابتدا براي کفاره پس دادن داوطلب شغل پرستاري مي شود. اما ديدن رنج ‏ديگران کافي نيست و تصميم مي گيرد تا به ديدار سسيليا رفته و از او پوزش بخواهد. اما ديگر دير شده است...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:20  توسط سیگنال  | 

The Golden Compass

The Golden Compass


نويسنده و کارگردان: کريس ويتز. موسيقي: الکساندر دسپليت.مدير فيلمبرداري: هنري براهام. تدوين: آن و. کوتيس، ‏پيتر هونس، کوين تنت. طراح صحنه: دنيس گسنر. بازيگران: نيکول کيدمن[ماريزا کولتر]، دانيل کريگ[لرد عزرييل] ‏داکوتا بلو ريچاردز[لايرا بلاکوآ]، بن واکر[راجر]، اوا گرين[سرافينا پکالا]، جيم کارتر[جان فا]، تام کورتني[فاردر ‏کورام]، سام اليوت[لي اسکورسبي]، کريستوفر لي[نفر اول شوراي عالي]، ادوازد د سوزا[نفر دوم شوراي عالي]، ‏سايمون مک برني[فرا پاول]، درک جيکابي[قاصد]، کلر هيگينز[ما کوستا]، جک شپرد[ارباب]، ماگدا زوبانسکي[خانم ‏لانزديل] و صداي ايان مک کلن، فيليپ پولمن، ايان مک شين، فردي هايمور، کريستين اسکات تامس و کتي بتس. 113 ‏دقيقه. محصول 2007 آمريکا، انگلستان. نامزد جايزه بهترين فيلم خانوادگي، بهترين بازيگر جوان/داکوتا بلو ريچاردز ‏از مراسم منتقدان رسانه ها، نامزد بهترين بازيگر تازه کار/داکوتا بلو ريچاردز از انجمن منتقدان فيلم لندن، نامزد جوايز ‏بهترين فيلمبرداري، بهترين فيلم، آواز، صداگذاري و جلوه هاي ويژه از مراسم ساتلايت. ‏
دختر يتيمي به نام لايرا که نزد عمويش لرد عزرييل در محيطي دانشگاهي زندگي مي کند، از مدير دانشکده قطب نمايي ‏زرين هديه مي گيرد که حقيقت را به او نشان مي دهد. در ميهماني که به افتخار ورود ماريزا کولتر حامي دانشگاه برپا ‏شده، کولتر از رئيس دانشکده درخواست مي کند تا لايرا را به عنوان دستيار در اختيار او بگذارد. همزمان يکي از ‏دوستان لايرا به نام راجر ناپديد مي شود.لايرا شايعاتي مبني بر دست داشتن شوراي عالي[‏Magisterium‏] در اين ‏کودک ربايي شنيده و زماني که با پيشنهاد مشکوک خانم کالتر مبني بر سفر به شمال با کشتي پرنده او دريافت مي کند، ‏بلافاصله مي پذيرد. چون شنيده ها حاکي از آن است که بچه هاي دزديده شده در مکاني مخفي در قطب شمال نگهداري ‏مي شوند...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:19  توسط سیگنال  | 

Evening

Evening

 

کارگردان: لايوش کولتاي. فيلمنامه: سوزان مينوت، مايکل کانينگهام بر اساس داستاني از سوازن مينوت. موسيقي: جان ‏اي.پي. کاچمارک. مدير فيلمبرداري: گيولا پادوس. تدوين: آليسون سي. جانسون. طراح صحنه: کرولاين هانانيا. ‏بازيگران: کلر دنيس[آن جوان]، توني کولت[نينا]، ونيسا ردگريو[آن گرانت لرد]، پاتريک ويلسون[هريس آردن]، هيو ‏دانسي[بادي ويتنبورن]، ناتاشا ريچاردسون[کنستانس لرد]، مامي گامر[ليلا ويتنبورن جوان]، ايلين اتکينز[خانم براون]، ‏مريل استريپ[ليلا ويتنبورن]، گلن کلوز[خانم ويتنبورن]. ١١٧ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ آمريکا. ‏
آن گرانت لرد که در بستر افتاده و خود را رو به موت مي داند، تصميم مي گيرد تا راز بزرگ زندگي اش را با ‏دخترانش -‏‎ ‎کنستانس و نينا- در ميان بگذارد: عشق هريس آردن که پنجاه سال قبل در يک تعطيلي آخر هفته قلب او را ‏به تسخير خود در آورد و هرگز نتوانست آن را فراموش کند. اما آن چه دور از انتظار هر سه نفر است، لحظات حياتي ‏داستان زندگي آن است که روي زندگي کنستانس و نينا نيز تاثيري عميق خواهد گذاشت. رازهايي که سعي شده بود تا ‏براي هميشه پنهان بماند...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:19  توسط سیگنال  | 

Princess

 


کارگردان: آندرس مورگن تالر. فيلمنامه: مته هنو، آندرس مورگن تالر. موسيقي: مدس براوئر، کاسپر کلاوزن. تدوين: ‏ميکل نيلسن. طراح صحنه: رونه فيسکر. بازيگران: کريستين تافدراپ[چارلي]، [فقط صدا]: تيوره ليندهارت]آگوست]، ‏اشتين فيشر کريستينسن[کريستينا]، ليو کورفيکسن[لودري بيل]، ميرا هيللي مولر هولاند[ميا]، تاموي کنتر[پربن]، ‏مارگرت کويتو[سوني]، پيتر فون هوف[شخصيت هاي مختلف]. ٩٠ و ٨٢ و ٧٨ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ دانمارک، ‏آلمان. برنده جايزه هيئت داوران جوان جشنواره فلاندر، برنده جايزه نقره بهترين فيلم از جشنواره اشتيگز، نامزد جايزه ‏بهترين فيلم از جشنواره آماندا، نامزد جايزه بهترين کارگرداني-‏‎ ‎بهترين فيلم-‏‎ ‎موسيقي‎ ‎و صدابرداري از جشنواره ‏رابرت. ‏
آگوست ٣٢ ساله بعد از مرگ خواهر محبوبش کريستينا، شغل خود-کشيش و مبلغ مذهب- را رها مي کند. خواهرش ‏کريستينا معروف ترين هنرپيشه فيلم هاي پورنوگرافي و مشهور به شاهدخت که بر اثر مصرف مواد مخدر فوت کرده، ‏دختر ٥ ساله اي به نام ميا ار خود به جاي گذاشته است. آگوست که گرفتار اندوه و احساس گناه است، خود را ملزم به ‏نگهداري از ميا مي داند. او تصميم دارد تا انتقام خواهرش را بگيرد و تمامي فيلم ها و عکس هاي به جا مانده از ‏شاهدخت-خواهرش- را نيز نابود کند. آگوست به زودي خود را در راهي پر مخاطره و خشونت مي يابد، و همزمان بايد ‏از تنها چيز با ارزش زندگي خود-مياي کوچک- نيز محافظت کند. چيزي که او را وادار به گرفتن تصميمي مهلک مي ‏کند..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:18  توسط سیگنال  | 

Eastern Promises

 


کارگردان: ديويد کراننبرگ. فيلمنامه: استيون نايت. موسيقي: هاوارد شور. مدير فيلمبرداري: پيتر سوسچيتزکي. تدوين: ‏رونالد سندرز. طراح صحنه: کارول آشپير. بازيگران: ويگو موتينسون[نيکلاي]، نائومي واتس[آنا]، ونسان ‏کسل[کيريل]، آرمين مولر اشتال[سميون]، سينيد کيوزاک[هلن]، يرژي اسکوليموسکي[استپان]، دانالد استامپتر[يوري]، ‏يوسف آلتين[اکرم]، مينا ئي. مينا[عظيم]، تاتيانا ماسلاني[تاتيانا]. 100 و 96 دقيقه. محصول 2007 انگلستان، کانادا، ‏آمريکا. نام ديگر: ‏Promesses de l'ombre‏. برنده جايزه انتخاب تماشاگران از جشنواره تورنتو. ‏
لندن، زمان حال. مامايي به نام آنا خيترووا در آستانه کريسمس فرزند دختر روس 14 ساله اي به نام تاتيانا را به دنيا مي ‏آورد. دخترک مي ميرد و تنها چيزي که از خود به جا مي گذارد يک دفتر يادداشت است. دفترچه آنا را به رستوراني به ‏نام ترانس سيريان راهنمايي مي کند که توسط پيرمردي به نام سميون اداره مي شود. آنابا يک کپي از يادداشت هاي ‏دختر جوان نزد او مي رود و سميون قول مي دهد تا نوشته ها را براي وي ترجمه کند. ولي همزمان آنا درمي يابد که ‏خانواده سميون جزئي از يک تشکيلات تبهکاري به نام ‏Vory V Zakone‏ هستند و اين دفترچه مدرکي عليه آنهاست. ‏سپس سميون نزد آنا رفته و از او مي خواهد تا نسخه اصلي خاطرات تاتيانا را به وي بدهد، در غير اين صورت کودک ‏را از ميان خواهد برد. آنا دفترچه را به نيکلاي راننده سميون مي دهد. مردي که قرار است تا عضو جديد تشکيلات باشد ‏و دوست نزديک کيريل پسر سميون است. کيريل که به تازگي رقيبي چچني را به قتل رسانده، ضامن نيکلاي نزد ‏تشکيلات است چون وفاداري اش را مشاهده کرده است. سميون نيکلاي را براي خالکوبي نشان مخصوص تشکيلات به ‏يک حمام سونا مي فرستد، اما معلوم مي شود که اين کار در واقع تله اي بوده تا نيکلاي به جاي کيريل توسط برادران ‏تبهکار مقتول چچني به قتل برسد. ولي نيکلاي موفق مي شود که آن دو را کشته و با وجود زخم هاي مهلکي که ‏برداشته، نجات پيدا کند. در ادامه مشخص مي شود که نيکلاي مامور نفوذي پليس بوده و با هدف فروپاشي تشکيلات ‏وارد اين جمع شده است. او که از ماجراي دفترچه تاتيانا باخبر است و مي داند اين مدرک مي تواند سميون را به اتهام ‏تجاوز به دختري نوجوان راهي زندان کند، تصميم به استفاده از آن مي گيرد. اما کيريل به بيمارستان رفته و کودک را ‏مي ربايد تا مدرک اصلي جنايت سميون را نابود کند. آنا و نيکلاي او را تا ساحل تيمز تعقيب مي کنند، اما کيريل قادر به ‏آب انداختن نوزاد نيست و او را به دستان نيکلاي و آنا مي سپارد. در پايان فيلم مي بينم که آنا کودک را که اينک نيکلاي ‏ناميده مي شود به فرزندي قبول کرده و نيکلاي راننده نيز در راس تشکيلات ‏Vory V Zakone‏ قرار دارد....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:17  توسط سیگنال  | 

2 Days in Paris

2 Days in Paris

 


نويسنده و کارگردان: ژولي دلپي. موسيقي: ژولي دلپي. مدير فيلمبرداري: لوبومير باچف. تدوين: ژولي دلپي. طراح ‏صحنه: باربارا مارک. بازيگران: ژولي دلپي[ماريون]، آدام گولدبرگ[جک]، دانيل بروئل[لوکاس]، آلبر دلپي[ژينو، ‏پدر ماريون]، ماري پي يه[آنا]، آلکسيا لانديو[رز]، آدان خودوروسکي[ماتيو]، الکساندر ناهون[مانو]. 96 دقيقه. ‏محصول 2007 فرانسه، آلمان. نام ديگر: ‏Deux jours à Paris، ‏‎2 Tage Paris‎‏. برنده جايزه‎ Coup de Coeur ‎‏ از ‏جشنواره بين المللي فيلم هاي عاشقانه مون. ‏
زوجي نيويورکي-‏‎ ‎ماريون عکاس فرانسوي تبار و جک دکوراتور داخلي آمريکايي- تصميم مي گيرند تا با سفري در ‏اروپا رابطه عاشقانه خود را جاني تازه ببخشند. سفرشان به ونيز سرانجام خوشي پيدا نمي کنند و آن دو تصميم مي گيرند ‏تا بخت شان را در پاريس بيازمايند. اما ترکيب والدين ماريون که نمي توانند انگليسي حرف بزنند و دوست پسر عياش ‏سابق وي-‏‎ ‎يا بهتر بگوييم دوستان مرد سابق! ماريون و رفتار مشکوکش- جک را به طرف عکاسي از بناهاي تاريخي ‏پاريس سوق مي دهد. و همين ها حکم بنزين بر آتش را دارد و رابطه آنها را بيشتر از سابق تخريب مي کند. آيا اين دو ‏نفر موفق به نجات رابطه خود خواهند شد؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:16  توسط سیگنال  | 

مثلث آهنين

مثلث آهنين


کارگردان: رينگو لام، تسويي هارک، جاني تو. فيلمنامه: شارون چونگ، کني کن، ناي-هوي يائو، کين يه آئو، تين -‏شينگ ييپ. موسيقي: ديو کلوتز، گاي زرافا. مدير فيلمبرداري: سيو-کئونگ چنگ. تدوين: ديويد ام. ريچاردسون. طراح ‏صحنه: ريموند چن، توني يو. بازيگران: لوئيس کوو[آه فاي]، کا تونگ لام[ون]، سيوت لام[فت بو]، کلي لين[لينگ]، ‏هونگلي سون[موک چونگ يوان]، سايمون يام[بوو سام]، يونگ يو[پليس]. 93 و 101 دقيقه. محصول 2007 چين، ‏هنگ کنگ. نام ديگر: ‏Triangle‏. ‏
فاي راننده تاکسي، بوسام شوهري بدهکار و ماک عتيقه فروش در يک ميخانه با هم آشنا مي شوند. هر سه بايد مبلغي ‏گزاف را بازپرداخت کنند، اما راه به جايي ندارند. بنابر اين تحت تلقين يکي از دوستانشان تصميم به همکاري با ‏تبهکاران براي سرقت از يک جواهر فروشي مي گيرند. اما همان شب پيرمردي مست به ميز آنها نزديک شده و قطعه ‏اي طلا به آنها مي دهد. پيرمرد مست به آنها مي گويد که جايي را مي شناسد که مقدار زيادي از اين طلاها در آنجا ‏مدفون است. سه مرد حرف هاي او را جدي نمي گيرند، اما فرداي آن روز زماني که يکي از آنان قصد فروش قطعه ‏طلا مي کند، پي به ارزش تاريخي آن مي برد. هر سه نفر سعي مي کنند تا با پيرمرد تماس بگيرند، اما وي ناپديد شده ‏است. دو روز بعد تصادفاً در اخبار تلويزيون تصوير او را مشاهده مي کنند و گوينده اعلام مي کند که اين مرد معروف ‏چند روز پيش فوت کرده است. با کمي تحقيق معلوم مي شود که گنچ مورد نظر در زير ساختمان محل کار پيرمرد -‏ساختمان شوراي قانون گذاري هنگ کنگ- مخفي شده و مي توان با نقشه اي حساب شده آن را خارج کرد. از طرف ‏ديگر خبر سرقت جواهرفروشي نيز به گوش مامورين پليس مي رسد و کارآگاهي فاسد به نام ون که با لينگ همسر ‏بوسام نيز رابطه دارد، از آن با خبر مي شود. تبهکاران نيز که از خبردار شده اند، سرقت انجام نخواهد شد، دست به ‏آزار دوست ماک مي زنند. همزمان سه مرد موفق مي شوند تا گنج را از مخفي گاه اش بيرون بياورند، اما کارآگاه به ‏دنبال آنهاست و به زودي بازي موش و گربه پيچيده اي ميان آنها و تبهکاران آغاز مي شود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:15  توسط سیگنال  | 

I Am Legend

I Am Legend

 


کارگردان: فرانسيس لارنس. فيلمنامه: مارک پروتوسويچ، آکيوا گولدزمان بر اساس داستان ريچارد ماتيسون و فيلمنامه ‏‏1971 جان ويليام و جويس هارپر کورينگتون. موسيقي: جيمز نيوتن هاوارد. مدير فيلمبرداري: اندرو لسني. تدوين: وين ‏وارمن. طراح صحنه: ديويد ليزن، نائومي شوهان. بازيگران: ويل اسميت[رابرت نويل]، آليس براگا[آنا]، چارلي ‏تاهن[ايتن]، سالي ريچاردسون[زوئي]، ويلو اسميت[مارلي]، اما تامسون[دکتر]. 101 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. ‏نامزد جايزه بهترين صداگذاري از مراسم ساتلايت، نامزد بهترين بازيگري و بدل کاري از مراسم اتحاديه بازيگران. ‏
رابرت نويل تنها انسان بازمانده شيوع ويروسي مرگبار است. او در نيويورک به همراه سگش سامانتا زندگي تنها و ‏يکنواختي را مي گذارند. نويل ايمان دارد که خودش تنها بازمانده اين واقعه وحشتناک نيست و هستند انسان هايي که ‏شايد نجات يافته باشند. از اين رو هر روز پيامي ثابت مبني بر حضور خود و اينکه به دنبال مصاحبي از ميان ‏بازماندگان است، مخابره مي کند. نويل که قبلاً دانشمند بوده، زير زمين خانه قلعه مانند خود را تبديل به آزمايشگاهي ‏مجهز و زندگيش را در وقف يافتن واکسني براي مبارزه با اين ويروس مرگبار کرده است. يک روز پس از حادثه اي ‏هنگام جست و جوي غذا انساني آلوده[جهش يافته] را به دام مي اندازد. نويل که پس از آمايش بر روي حيوانات ‏آزمايشگاهي فرصت کار روي يک بدن انساني را يافته، اميدوار است تا بتواند از تحقيقات خود نتيجه مطلوب بگيرد. اين ‏کار به معني مداواي ميليونها موجودي است که فقط شب ها از پناهگاه هاي خود بيرون مي آيند و سابقاً انسان بوده اند. ‏اين موجودات که يکي از همنوعان خود را در دست نويل اسير مي بينند، براي وي دامي پهن مي کنند. اما در آخرين ‏لحظه زني-آنا- به همراه پسرش از راه رسيده و او را نجات مي دهد. سپس معلوم مي شود که آنا پيام او را دريافت کرده ‏و مي داند که يک کولوني کوچک از بازماندگان نيز در مکاني دور دست-ورمونت- وجود دارد. آنا از نويل مي خواهد ‏تا همراه وي به آن کولوني برود. اما پيش از اين کار، موجودات جهش يافته به خانه نويل حمله مي کنند. نويل که ‏سرانجام موفق شده واکسن مورد نظرش را تهيه کند، قبل از مرگ آن را به دست آنا مي سپارد...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:15  توسط سیگنال  | 

Aju teukbyeolhan sonnim

Aju teukbyeolhan sonnim

 

نويسنده و کارگردان: لي يون-کي. موسيقي: کيم جئوگ-بئوم. مدير فيلمبرداري: چوي سانگ-هو. تدوين: کيم هيئونگ-‏جو. طراح صحنه: کيم سئونگ-دال. بازيگران: هان هايو-جو[بو کيونگ]، گي جو-بونگ، چوي ايل-هوا، کيم جونگ-‏کي، کيم يئونگ-مين[گي-يئونگ]. 99 دقيقه. محصول 2006 کره جنوبي. نام ديگر: ‏Ad Lib Night‏.برنده جايزه پرده ‏نقره اي براي بهترين بازيگر زن/هان هايو-جو از جشنواره سنگاپور
‏ بو کيونگ زني تنهاست که زندگي کسالت بار و يکنواختي را در سئول مي گذراند. تا اين يک روز دو زن ناشناس با ‏خواهشي عجيب به سراغ او مي روند. آنها از بو کيونگ مي خواهند تا براي مدتي نقش دختر گمشده پيرمردي مشرف به ‏موت را بازي کند.چون آخرين تقاضاي پيرمرد ديدار با دختر گمشده اش قبل از مرگ است. بو کيونگ مي پذيرد و ‏همراه آنان به خانه روستايي شان در خارج از سئول مي رود. برخوردهاي اوليه ديگر اعضاي خانواده با وي و نقشي ‏که بر عهده گرفته، چندان مساعد نيست. اما بو کيونگ خيلي زود با هويت تازه خود خو مي گيرد....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:14  توسط سیگنال  | 

Mio fratello è figlio unico

Mio fratello è figlio unico

 

کارگردان: دانيله لوچتي. فيلمنامه: دانيله لوچتي، ساندرو پتراگليا، استفانو رولي بر اساس داستان "‏‎ Il ‎Fasciocomunista‏ " نوشته آنتونيو پناچي. موسيقي: فرانکو پيرسانتي. مدير فيلمبرداري: کلوديو کوله پيکولو. تدوين: ‏ميرکو گارونه. طراح صحنه: فرانچسکو فريجري. بازيگران: اليو گرمانو[آچيو بناسي]، ريکاردو اسکاماريکو[مانريکو ‏بناسي]، دايان فلري[فرانچسکا]، آلا رورواخر[ويولتا]، آنجلا فينوچيارو[مادر]، ويتوريو امانويل پروپيزيو[آچيوي ‏جوان]، لوکا زينگارتي[ماريو ناستري]، آنا بونايتو[بلا]، ماسيمو پوپوليزيو[بناسي]، اسکانيو سلستيني[پدر کاوالي]، ‏کلوديو بوتوسو[مونتانا]. 108 و 100 دقيقه. محصول 2007 ايتاليا، فرانسه. نام ديگر: ‏Mon frère est fils unique، ‏My Brother Is an Only Child‏. برنده جايزه بهترين بازيگر مرد/اليو گرمانو، بهترين تدوين، بهترين فيلمنامه، ‏بهترين بازيگر نقش مکمل زن/آنجلا فينوچيارو و نامزد سه جايزه ديگر از مراسم ديويد دو ناتللو، نامزد جايزه بهترين ‏بازيگر مرد.گرمانو از مراسم فيلم اروپايي. ‏
دهه 1960، ايتاليا. آچيو حساس، زود خشم و دردسر ساز است. وارد شدن به هر ماجرايي براي او در حکم ورود به ‏ميدان جنگ است. خانواده اش نيز به همين خاطر از او قطع اميد کرده اند. بر خلاف او برادرش مانريکو خوش تيپ، ‏جذاب و دوست داشتني است. مانريکو بر خلاف آچيو که هر لحظه با وزش بادهاي سياست به اين سو و آن سو تمايل پيدا ‏مي کند، پس از شرکت در يک اعتصاب به صورت جدي به طرف کمونيسم گرايش پيدا مي کند. يکي از اين دو برادر ‏در گرداب فعاليت هاي سياسي دهه 1960 ايتاليا فاشيست و ديگري کمونيست مي شوند. ميان اين دو رقابتي پنهان در ‏جريان است، اما عشق مشترک شان به يک دختر باعث بروز اتفاقات تازه اي مي شود...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:14  توسط سیگنال  | 

قطار سه و ده دقيقه يوما

قطار سه و ده دقيقه يوما


کارگردان: جيمز منگولد. فيلمنامه: هلستد ولز، ماييکل برندت، درک هاس بر اساس داستاين از المور لئونارد. موسيقي: ‏مارکو بلترامي. مدير فيلمبرداري: فيدون پاپامايکل. تدوين: مايکل مک کاسکر. طراح صحنه: اندرو منزيس. بازيگران: ‏راسل کرو[بن ويد]، گريستين بيل[دن اوانز]، پيتر فاندا[بايرون مک الروي]، گرچن مول[آليس اوانز]، بن فاستر[چارلي ‏پرينس]، دالاس رابرتز[گريسون باترفيلد]، آلن تيودايک[داک پاتر]، ونيسا شاو[امي رابرتز]، لوگان لرمن[ويل اوانز]، ‏کوين دوراند[تاکر]، لوک رينز[مارشال ويترز]، جاني وايتوورث[تامي دردن]، بنجامين پتري[مارک اوانز]. 117 ‏دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نام ديگر: ‏Three Ten to Yuma‏. نامزد جايزه بهترين موسيقي از مراسم انجمن ‏منتقدان رسانه ها، نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد سال/کريستين بي از مراسم انجمن منتقدان فيلم لندن، نامزد جايزه ‏بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/فاستر و بهترين فيلم درام از مراسم ساتلايت، نامزد جايزه بهترين گروه بازيگري از ‏مراسم اتحاديه بازيگران. ‏
دن اوانز مزرعه داري که انبارش به آتش کشيده شده، براي نجات فرزندانش از گرسنگي راهي شهر مي شود تا قطعه ‏طلاي کوچک همسرش را بفروشد. اما در بار زمينه دستگيري ياغي مشهوري به نام بن ويد- که افرادش انبار اوانز را ‏به آتش کشيده بودند- را فراهم مي کند. مردي که توسط کارآگاهان پينکرتون براي ده ها فقره سرقت بزرگ و کشتن آدم ‏هاي بسيار تحت تعقيب است. پس از دستگيري بن ويد، نماينده آزانس پينکرتون از کلانتر مي خواهد تا چند نفر را در ‏اختيار وي بگذارند تا ويد را به قطار يوما برسانند. چون يقين دارد که دستيار خونخوار ويد به نام چارلي پرينس سعي ‏خواهد کرد تا رئيس اش را نجات دهد. اوانز که موقعيت را مناسب ديده، مي پذيرد تا در ازاي 200 دلار همراه معاونين ‏کلانتر ويد را تا ايستگاه محافظت کند. مامورين براي منحرف کردن افراد ويد، کالسکه حامل زنداني را با يکي از ‏معاونين کلانتر که لباس هاي ويد را پوشيده، از مسير هميشگي فرستاده و خود شب هنگام پس از اقامتي کوتاه در منزل ‏اوانز با اسب راهي مي شوند. در طول راه ويد يکي از محافظين را به قتل مي رساند، اما مدتي بعد به آنها کمک مي کند ‏تا از کمين چند سرخپوست جان به سلامت در ببرند. چارلي پرينس و ديگران نيز همزمان با کشف حقه کلانتر برگشته و ‏به دنبال گروه همراهان ويد به راه مي افتند. پس از اتفاقات ديگري که منجربه کشته شدن بسياري از محافظان مي شود، ‏به ايستگاه مي رسند. اما چند ساعت تا رسيدن قطار سه و ده دقيقه به يوما باقي است و چارلي پرينس و افراد ويد نيز از ‏رده مي رسند. چارلي با تشويق اهالي در ازاي پول همکاري آنها را جلب کرده و مارشال و معاونين او را مي کشد. اما ‏اوانز که تنها مانده، هنوز مصمم است تا ويد را سوار قطار کند....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:12  توسط سیگنال  | 

Huddersfield

Huddersfield

 


کارگردان: ايوان زيوکوويچ. فيلمنامه: اوگليسا سايتيانيچ، دژان کرالياچيچ بر اساس نمايشنامه اي از اوگليسا سايتيانيچ. ‏موسيقي: ايرينا دچرميچ. مدير فيلمبرداري: ولادان پاويچ. تدوين: مارکو گلوساچ. طراح صحنه: نناند پارانوسيچ. ‏بازيگران: گوران شوشلييک[راشا]، نبوويسا گلوگوواک[ايوان]، ووين چتکوويچ[دوله]، يوسيف تاتيچ[اوتاک]، دمايان ‏کچوييويچ[ايگور]، سوزانا لوکيچ[ميليسا]، يليساووتا سابليچ[مايکا]، ميکي مانويلوويچ[پسنيک]. 95 دقيقه. محصول ‏‏2007 صربستان. نام ديگر: ‏Huddersfield‏. ‏
راشا مردي جوان که با پدر الکلي اش زندگي مي کند، چند سال قبل دچار شکست روحي شده و اينک روزگار را با ‏اجراي برنامه اي ادبي در راديو و تدريس خصوصي مي گذراند. تنها شاگرد او دختري نوجوان است که رابطه جنسي ‏نيز با وي برقرار کرده است. ايوان همسايه او که در جواني کاباليست بوده، پس از بيماري روحي شديدي که منجر به ‏بستري شدن در تيمارستان شده، حال در خانه به همراه مادرش زندگي مي کند. او به تازگي در کليساي ارتدکس تعميد ‏شده و اوقاتش را با نوشتن مي گذراند. ميلا جواني دختري بسيار فعال و جذاب که تبديل به معشوقه راشا شده است. دوله ‏يک تازه به دوران رسيده که نماينده يک شرکت توليد شيريني است. و دوست مشترک شان ايگور که يازده سال قبل ‏براي کار به انگلستان رفته و اکنون ساکن شهر هودرزفيلد در نزديکي ليدز است و بازگشت وي پس از مدتي چنين ‏طولاني براي ديدن شهر و کشورش باعث مي شود تا يک شب همگي در آپارتمان راشا دور هم جمع شوند. شبي که در ‏پايان آن همگي واقعيت هاي زندگي خود و ديگران را کشف مي کنند....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:12  توسط سیگنال  | 

No Country for Old Men

No Country for Old Men

  نويسنده و کارگردان: ايتن و جوئل کوئن. موسيقي: کارتر بورول. مدير فيلمبرداري: راجر ديکينز. تدوين: ايتن و جوئل ‏کوئن. طراح صحنه: جس گانکور. بازيگران: تامي لي جونز[کلانتر اد تام بل]، خاوير باردم[آنتون شيگور]، جاش ‏برولين[لولين ماس]، وودي هارلسون[کارسون ولز]، کلي مکدانلد[کارلا جين ماس]، گارت ديلاهانت[معاون کلانتر ‏وندل]، تس هاپر[لورتا بل]، بري کوربين[اليس]، استيون روت[مردي که ولز را اجير مي کند]، راجر بويس[کلانتر ال ‏پاسو]، بث گرانت[مادر کارلا جين]. 122 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. برنده جايزه بهترين فيلم و بهترين بازيگر نقش ‏مکمل مرد/باردم از مراسم انجمن منتقدان فيلم بوستون، نامزد جايزه بهترين گروه بازيگري، بهترين کارگرداني، بهترين ‏فيلم، بهترين بازيگر نقش مکمل مرد و بهترين فيلمنامه از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، نامزد نخل طلاي جشنواره ‏کن، برنده جايزه بهترين کارگرداني، بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه اقتباسي، بهترني بازيگر نقش مکمل مرد و بهترين ‏فيلمبرداري از مراسم انجمن منتقدان فيلم شيکاگو، برنده جايزه بهترين کارگرداني، بهترين فيلم و بهترين بازيگر نقش ‏مکمل مرد از مراسم انجمن منتقدان دالاس-فورت ورث، نامزد جايزه بهترين فيلم، بهترين کارگرداني، بهترين بازيگر ‏نقش مکمل مرد و بهترين فيلمنامه از مراسم گولدن گلاب، نامزد جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل/مکدانلد، بهترين ‏کارگردان، بهترين فيلم سال و بهترين فيلمنامه زا مراسم انجمن منتقدان فيلم لندن، برنده جايزه بهترين گروه بازيگري، ‏بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه اقتباسي از انجمن ملي منتقدان فيلم آمريکا، برنده جايزه بهترين کارگردان، بهترين فيلم، ‏بهترين فيلمنامه و هترين بازيگر نقش مکمل مرد از مراسم اتحاديه منتقدان فيلم نيويورک، برنده جايزه بهترين ‏کارگرداني، بهترين گروه بازيگري، بهترين بازيگر نقش مکمل مرد، بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه اقتباسي از مراسم ‏منتقدان فيلم فونيکس، برنده جايزه بهترين کارگرداني از انجمن منتقدان فيلم سن فرانسيسکو، برنده جايزه بهترين ‏کارگرداني، بهترين فيلم و نامزد جوايزبهترين بازيگر/جاش برولين، بهترين تدوين، بهترين فيلمنامه اقتباسي از مراسم ‏ساتلايت، برنده جايزه بهترين کارگردان، بهترين گروه بازيگري، بهترين فيلم و بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از ‏مراسم منتقدان فيلم واشتنگتن و حومه. ‏
جون 1980، وست تگزاس. آنتون شيگور توسط معاون کلانتر دستگير مي شود. اما در اداره پليس موفق مي شد او را ‏به قتل رسانده و بگريزد. کلانتر اد تام بل که در بازگشت با جسد معاونش روبرو شده، تصميم دارد تا قاتل را دستگير ‏کند. همزمان لولين ماس که براي شکار به خارج از شهر رفته با کارواني از اتومبيل ها در ميانه صحرا روبرو مي ‏شود. با نزديک شدن به کاروان و مشاهده اجساد و اتومبيلي پر از بسته هاي مواد مخدر، در مي يابد که يک معامله ‏بزرگ به خون کشيده شده است. با پرس و جويي از راننده مشرف به موت يکي از اتومبيل ها و تعقيب رد پاي بر جاي ‏مانده، به مردي زخمي که کيفي پر از دو ميليون دلار همراه دارد، مي رسد. تبهکار بر اثر زخمي که خورده، قالب تهي ‏کرده و هيچ مانعي بر سر راه ماس وجود ندارد تا پول ها را تصاحب کند. ماس به خانه بازمي گردد، اما همان شب با ‏تصور اين که راننده زخمي زنده مانده و درباره او سخني بگويد، وي را وادار مي کند تا شبانه به سر وقت کاروان ‏قاچاق چيان برود. اما زماني که به آنجا مي رسد با گروهي تازه نفس روبرو مي شود که گويا انتظارش را مي کشيده اند. ‏ماس موفق مي شود تا از چنگ آنها بگريزد. اما اتومبيل خود را جا مي گذارد و قاچاق چيان از اين طريق موفق به ‏شناسايي وي مي شوند. ماس در بازگشت همسرش کارلا جين را بيدار و او را با اتوبوس راهي شهري ديگر مي کند. ‏خود نيز براي گريز از چنگ قاچاق چيان و شيگور که براي يافتن پول اجير شده، سر به جاده ها مي گذارد. همزمان ‏کلانتر نيز در تعقيب ماجرا به منزل ماس مي رسد. شيگور که با کمک سينگال دستگاهي که درون کيف پول ها تعبيه ‏شده، به هتل محل اقامت ماس دست يافته و بقيه قاچاق چياني را که قبل از او به هتل رسيده اند، به قتل مي رساند. اما ‏خود توسط ماس زخمي مي شود. ماس نيز که زخمي شده، از مرز رد شده و به مکزيک مي رود. اما کيف را ناچار در ‏پست بازرسي مرزي پنهان مي کند. وقتي در بيمارستان مکزيکوسيتي چشم باز مي کند، با کارلسون ولز روبرو مي شود ‏که از او مي خواهد تا پول ها را به وي تحويل داده و جان خود را نجات دهد. اما ماس امتناع مي کند و از بيمارستان مي ‏گريزد. شيگور نيز به سراغ ولز رفته و پس از قتل او به سراغ ارباب وي نيز رفته و او را نيز مي کشد. کلانتر تام بل ‏نيز که توسط همسر ماس از محل ملاقات شان آگاه شده، تنها براي ختم موضوع به آنجا مي رود. اما قاچاق چيان زودتر ‏از او رسيده و ماس را به قتل مي رسانند. ولي ماس قبل از مرگ تقاضايي از شيگور کرده است و مدتي بعد شيگور ‏براي کشتن کارلا جين به سراغ او مي رود
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:11  توسط سیگنال  | 

Du levande

Du levande

 

نويسنده و کارگردان: روي اندرسون. موسيقي: بني اندرسون. مدير فيلمبرداري: گوستاو دانيلسون. تدوين: آنا مارتا ‏وائرن. طراح صحنه: ماگنوس رنفروس، الين سگرشتدت. بازيگران: جسيکا لوندبرگ[آنا]، اليزابت هلاندر[ميا]، بيورن ‏انگلوند[نوازنده توبا]، ليف لارسون[فرش فروش]، اوله اولسون[مشاور]، کمال شنر[آرايشگر]، هکان آنگسر[روانکاو]، ‏گونار ايوارسون[تاجر]، اريک بکمان[مايک لارسون]، پاتريک آندرس ادگرن[پروفسور]، لنارت اريکسون[مرد روي ‏بالکن]، پر فردريکسون[خريدار فرش]، جسيکا نيلسون[معلم]، يورگن نوهال[اوفه]، والدمار نوايک[جيب بر]، يان ‏وايکبلاد[طرفدار]، بريگيتا پرسون. 95 و 92 دقيقه. محصول 2007 سوئد، آلمان، فرانسه، دانمارک، نروژ. نام ديگر: ‏You, the Living، ‏Nous, les vivants‏. برنده هوگوي نقره بهترين کارگرداني از جشنواره شيکاگو، نامزد جايزه ‏بهترين کارگرداني از مراسم فيلم اروپايي، نامزد جايزه بزرگ و برنده جايزه ژرژ دلرو براي بهترين موسيقي از ‏جشنواره فلاندر. ‏
‏50 داستانک درباره شخصيت هاي مختلفي که هر کدام درد، رويا يا آرزويي دارند. از معلمي که همسر فرش فروش به ‏او توهين کرده تا کارگري که بساط ميز نهار خانواده اي اشرافي را بر هم مي ريزد و به خاطر شکستن ظرفي دويست ‏ساله به اعدام به صندلي الکتريکي متهم مي شود! يا دختري که عاشق يک خواننده و نوازنده راک است و زني ميان سال ‏که مي پندارد هيچ کس او را درک نمي کند و به الکل پناه برده است. و يک نوازنده توبا که همه اين قطعات را با نواي ‏سحرآميز سازش به هم وصل مي کند....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:11  توسط سیگنال  | 

4 Months, 3 Weeks & 2 Days

 نويسنده و کارگردان: کريستين مونگيو. مدير فيلمبرداري: اولگ موتو. تدوين: دانا بونسکو. طراح صحنه: ميهائلا ‏پوئنارو. بازيگران: آناماريا مارينکا[اّتيليا]، لورا واسيليو[گابيتا]، ولاد ايوانوف[آقاي ويارل، معروف به دومنو ببه]، ‏الکس پوتوسين[آدي رادو]، لومينيتا گئورگيو[جينا، مادر آدي]، آدي کارائوليانو[گريگور، پدر آدي]، ايون ساپدارو[دکتر ‏روسو]. 113 دقيقه. محصول 2007 روماني. نام ديگر: ‏‎4 Months, 3 Weeks & 2 Days‎‏. نامزد جايزه بهترين فيلم ‏خارجي از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه فيپرشي ، نخل طلا و جايزه ويژه سينما جشنواره فيلم کن، برنده جايزه ‏بهترين فيلم خارجي از انجمن منتقدان سينمايي شيکاگو، برنده جايزه بهترين کارگرداني، بهترين فيلم نامزد جايزه بهترين ‏بازيگر زن/آناماريا مارينکا، نامزد جايزه بهترين فيلمنامه از مراسم فيلم اروپايي، نامزد جايزه گلدن گلاب بهترين فيلم ‏خارجي، برنده جايزه بهترين فيلم از جشنواره فيلم هاليوود، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم روحيه مستقل، ‏نامزد جايزه بهترين بازيگر زن، کارگردان سال و بهترين فيلم خارجي از مراسم انجمن منقتدان لندن، برنده جايزه ‏بهترين فيلم خارجي از مراسم انجمن منتقدان فيلم لوس آنجلس، برنده جايزه فيپرشي فيلم سال از جشنواره سن سباستين، ‏نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم ساتلايت، برنده جايزه بهترين بازيگر زن و اسب برنز بهترين فيلم از ‏جشنواره استکهلم. ‏
سال 1987، روماني. گابيتا دختري دانشجو که چهار ماهه آبستن است، تصميم دارد تا سقط جنين کند. کاري که از نظر ‏قانوني تقريباً غير ممکن است و از اين رو با کمک يکي از آشنايانش مردي به نام ببه را يافته که قرار است در ازاي ‏پولي قابل توجه اين عمل را به شکل مخفيانه انجام دهد. گابيتا براي اين کار از اوتيليا هم اتاقي اش در خوابگاه دانشکده ‏کمک خواسته و قرار است به همراه او يک شب را در هتلي گذرانده و سپس به خوابگاه بازگردند. اوتيليا طبق قرار ‏براي گرفتن اتاقي که تلفني رزرو شده به يک هتل مي رود. اما اولين مشکل با رسيدن به آنجا رخ مي نمايد. اتاقي رزرو ‏نشده و اتاق خالي نيز وجود ندارد. بنابراين به هتلي ديگر رفته و با قيمتي گران تر يک اتاق اجاره مي کند. سپس به ‏محلي دورافتاده مي رود که بايد ببه را ملاقات کرده و به هتل بياورد. با پيدا شدن سر و کله ببه و رسيدن به هتل مشکل ‏ديگري ظاهر مي شود. چون ببه حاضر نيست در ازاي مبلغي که اين دو دختر تهيه کرده اند، عمل سقط جنين را انجام ‏دهد. تنها راه همخوابگي اوتيليا با ببه است و اوتيليا ناچار به اين کار تن مي دهد. در حالي همان شب بايد به منزل دوست ‏پسرش آدي رفته و در جشن تولد مادر وي شرکت کند. پس از تزريق آمپول هاي لازم به گابيتا، اوتيليا وي را اجباراً در ‏هتل تنها گذاشته و به منزل آدي مي رود. اما بي خبري از وضعيت گابيتا و رفتار آدي او را ناراحت کرده و خيلي زود ‏ميهماني را ترک مي کند. ولي در بازگشت به هتل نيز با جنيني مرده روبرو مي شود که بايد شبانه از شر آن خلاص ‏شود
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:10  توسط سیگنال  | 

Before the Devil Knows You're Dead

   کارگردان: سيدني لومت. فيلمنامه: کلي مسترسون. موسيقي: کارتر بورول. مدير فيلمبرداري: ران فورتوناتو. تدوين: تام ‏سوارتووت. طراح صحنه: کريستوفر نوايک. بازيگران: فيليپ سايمور هافمن[اندي]، ايتن هاوک[هنک]، آلبرت ‏فيني[چارلز]، ماريزا تومي[جينا]، رزمري هريس[نانت]، آلکسا پالادينو[کريس]، مايکل شانون[دکس]، ايمي ‏رايان[مارتا]. 123 و 117 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. برنده جايزه بهترين گروه بازيگري از مراسم انجمن منتقدان ‏فيلم بوستون، نامزد جايزه بهترين گروه بازيگري و بهترين کارگرداني از مراسم منتقدان رسانه ها، نامزد جايزه بهترين ‏فيلمنامه اصيل از مراسم منتقدان فيلم شيکاگو، نامزد جايزه بهترين فيلمنامه، بهترني بازيگر زن نقش مکمل/تومي از ‏مراسم روحيه مستقل، نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد نقش مکمل/فيني از انجمن منتقدان فيلم لندن، برنده جايزه بهترين ‏ازيگر زن نقش مکمل/ايمي رايان از مراسم انجمن منتقدان فيلم لس آنجلس، برنده جايزه بهترين گروه بازيگري و نامزد ‏جوايز بهترين کارگرداني، بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه اصيل از مراسم ساتلايت. ‏
اندي کارگزاري ولخرج براي خروج از بن بست مالي برادر ساده لوحش هنک- که از همسرش جدا شده و قادر به تامين ‏نفقه او و مخارج دخترشان نيست- را اغوا کرده و از او مي خواهد تا نقشه سرقت از يک جواهر فروشي را عملي کنند. ‏نقشه بيش از اندازه ساده و عملي به نظر مي رسد و قرار است تا خون از دماغ هيچ کس نريزد، چون جواهر فروشي ‏مورد نظر به پدر و مادر آن دو-چارلز و نانت- تعلق دارد!‏
هنک که در خود قدرت انجام اين کار را نمي يابد و از طرف ديگر به شدت تحت فشار مالي قرار دارد، يکي از دوستان ‏تبهکار خود را اجير کرده و در روز موعود سر وقت جواهر فروشي مي روند. اما نقشه مطابق انتظار آن دو پيش نرفته ‏و نانت به طرف سارق تيراندازي کرده و او را مي کشد. هنک نيز از شنيدن صداي تيراندازي ترسيده و فرار مي کند. ‏وقتي اندي و هنک مي فهمند که مادرشان به شدت زخمي شده و به کما فرو رفته، دچار ناراحتي روحي شديدي مي ‏شوند. اما اين ناراحتي با مورد اخاذي قرار گرفتن هنک و برملا شدن رابطه او با جينا- همسر اندي- وارد مراحل ‏خطرناک تري مي شود...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:8  توسط سیگنال  | 

در انتظار بهشت

در انتظار بهشت

 نويسنده و کارگردان: درويش زاعيم. موسيقي: راحمان آلتين، درويش زاعيم. مدير فيلمبرداري: مسطفا کوشچو. تدوين: ‏اولاش جيهان شيمشک. طراح صحنه: اليف تاشچي اوغلو، سردار يلماز. بازيگران: سرحات توتوملور[افلاطون]، مليسا ‏سؤزن[ليلا]، مسوت آک اوستا، نيهات ايلري، محمت علي نوراوغلو، رضا سؤنمز، نعمان آجار، بولنت اينال، آلتان ‏ارککلي، آحمت ممتاز تايلان، مصطفا اوزون يلماز. دقيقه. محصول 2006 مجارستان، ترکيه. نام ديگر: ‏Waiting for ‎Heaven ‎‏. برنده جايزه بهترين طراحي صحنه و بهترين موسيقي از جشنواره آنکارا، نامزد لاله طلايي بهترين فيلم از ‏جشنواره استانبول. ‏
قرن هفدهم، امپراطوري عثماني. افلاطون مينياتوريست مشهور که همسر و سپس تنها پسرش را از دست داده، پرتره ‏آنها را با روش نقاش هاي غربي به رسم يادگار ترسيم مي کند. کاري که از نظر دولت و معممين خلاف شرع و قانون و ‏برابر با کفر است و مي تواند مجازات مرگ را به دنبال داشته باشد. اندک زماني بعد، مامورين حکومتي به سراغ ‏افلاطون و شاگرش رفته و آنها را نزد وزير مي برند. وزير از او مي خواهد تا ماموريتي خاص را قبول کند.ماموريتي ‏که هم به خاطر مهارت او در نقاشي به سبک اروپايي است و هم براي گريز از مجازات آن...‏
افلاطون بايد به همراه ماموران حکومتي به آن سوي فلات اناتولي رفته و پرتره ياغي مشهوري را پيش از اعدام ترسيم ‏کند. چون فرستادن سر بريده محکوم امکان پذير نيست و به احتمال بسيار زياد در طول راه دچار عفونت و فساد خواهد ‏شد. افلاطون ابتدا امتناع مي کند، اما وقتي شاگردش توسط وزير گروگان گرفته مي شود، ناچار مي پذيرد. افلاطون و ‏همراه هانش در ميانه راه به کاروان سرايي که مورد هجوم راهزنان قرار گرفته برمي خورند.تنها بازمانده حمله ‏راهزنان دختري به نام ليلا- است که با آنها همراه مي شود. در منزلگاه بعدي افلاطون يک بار ديگر زندگي ليلا را ‏نجات داده و به زودي علاقه اي ميان شان شکل مي گيرد. زماني که افلاطون و همراهان به مقصد موعود مي رسند، با ‏محکوم جواني روبرو مي شوند که خود را بيگناه دانسته و اعلام مي کند که شاهزاده دانيال واقعي کسي ديگر است. ‏تلاش هاي افلاطون و استدلال هاي وي در مامورين اثر نمي کند و محکوم کشته مي شود. با سر رسيدن سپاه ياغيان به ‏فرماندهي شاهزاده دانيال واقعي، معلوم مي شود که محکوم نگون بخت پسر وي بوده است. افلاطون و ليلا به شرط ‏افزودن تصويري تازه در بخشي از يک تابلو که شاهزاده دانيال و پسرش را نشان مي دهد، آزاد مي شوند. به نظر مي ‏رسد که شاهزاده دانيال که خود را نظر کرده مهدي مي داند، با کمک سپاه فدائيان خوديش بر امپراطور عثماني پيروز ‏شده و تاج و تخت غصبي خود را تصاحب خواهد کرد. اما
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:8  توسط سیگنال  | 

Nitro

Nitro

 
کارگردان: آلن دس روشر. فيلمنامه: آلن دس روشر، بنوآ گيشار. موسيقي: ‏FM Le Sieur‏. مدير فيلمبرداري: بروس ‏شون. تدوين: اريک دروين. طراح صحنه: دومينيک دس روشر. بازيگران: گيوم لمي تيورژ[مکس]، لوسي ‏لوريه[مورگان]، مارتن ماته[وکيل]، ريمون بوشار[مگ]، ميريام تالار[آليس]، آنتوان دس روشر[تئو]، مارتين ديويد ‏پيترز[دامپزشک]، گاستون لپاژ[جراح اليس]، توني کنته[جينو]، رئال بوسه[هماهنگ کننده انتقال عضو]، جف ‏استيني[ويني]. 90 دقيقه. محصول 2007 کانادا. نام ديگر: ‏Adieu Max ‎‏. ‏
مکس زندگي خوبي با همسرش آليس و پسرشان تئو مي گذراند. تا اينکه بيماري کهنه آليس عود مي کند و اگر عمل ‏انتقال قلب روي وي انجام نشود، خواهد مرد. مکس که از اين وضعيت به سختي پريشان شده، به تئو قول مي دهد تا ‏آليس را نجات دهد. اما قلبي که بتوان آن را جايگزين قلب بيمار آليس کرد، در دسترس نيست. زمان به سرعت سپري ‏مي شود و مکس که سابقاً يک راننده حرفه اي بوده، در اوج نوميدي براي تامين پولي که بتواند هماهنگ کننده انتقال ‏عضو را وادار به همکاري کند، به سراغ پدرش مي رود. بعد از گرفتن اتومبيلي پر سرعت راهي محلي مي شود که ‏جايگاه جوانان عشق سرعت و مسابقات آنهاست و شرط بندي هاي کلاني نيز در آنجا صورت مي گيرد. مکس موفق مي ‏شود تا مقداري پولي تهيه کند، اما اين مبلغ کافي نيست. ناچار به سراغ کسي مي رود که در گذشته با وي برخوردي ‏خشونت بار داشته است. مردي معروف به وکيل که در پوشش اداره يک سکس کلاب دست به هر کاري مي زند، حتي ‏فروش اعضاي بدن انسان... اما وکيل مدت ها قبل مکس را تهديد کرده که در صورت ملاقات مجددشان، وي را خواهد ‏کشت
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:7  توسط سیگنال  | 

لوطي

لوطي

 
کارگردان: عمر وارگي. فيلمنامه: ياووز تورگول. موسيقي: بنجامين واکن بلادي. مدير فيلمبرداري: فرنس پاپ. تدوين: ‏بولنت تاشار. طراح صحنه: تولوناي تورکوز. بازيگران: شنر شن[علي عثمان]، کنعان ايميرزالي اوغلو[دوران]، ‏اسماعيل حاجي اوغلو[مراد]، آصلي تاندوغو[کاراجا]، راسيم ئوزتکين[سرمه لي]، سليمان توران[جميل]، روحي ‏ساري[سليم حرامزاده]، رانا جابّار[حاجو]، کمال اينجي[بيتو]، دورسون علي ساري اوغلو[تورهان]. 150 و 141 ‏دقيقه. محصول 2007 ترکيه. ‏
در برابر افراد زورگو بسيار بي رحم و خشن و در برابر ضعفا و پناه جويان متواضع و دست و دل باز. او سال هاست ‏که سلاح را کناري گذاشته و زندگي تنها و ساکني را مي گذراند. تحت تاثير نصايح پدرش مال و مکنت خويش را در ‏ميان فقرا تقسيم کرده و درآمد خود از باشگاه وزرشي اش را نيز صرف اطعام مساکين کرده است. تنها نزديکان وي ‏جميل، ملي پوش سابق، دستيار وفادارش در اداره زمين فوتبال باشگاه، اتيه مستخدم خانگي اش و لوطي ها و هم سلولي ‏هاي سابق اش حاجو، بيتو، تورهان، حسن، طلعت و باتتال هستند که به شکل هفتگي گرد هم جمع مي شوند. تا اينکه يک ‏روز خبري از محبوب پيشين خود عفت که سال هاست رد وي را گم کرده، دريافت مي کند. اما عفت در بستر مرگ ‏است و به علي عثمان مي گويد که از ثمره عشق شان پسري به نام مراد به وجود آمده است. پسري که تا آن لحظه از ‏هويت پدر خبر ندارد و پدر نيز از وجود فرزند...‏
علي عثمان که از دريافت اين خبر شوکه شده، نزد مراد مي رود تا از وي بخواهد به ديدار مادرش برود. مراد که به ‏همراه معشوقش کاراجا در يک کلوب کار مي کند، برخورد نامناسبي با پدرش کرده و از رفتن به نزد مادر رو به مرگ ‏خود نيز سر باز مي زند. مراد نيز مشکلات خود را دارد، از جمله مزاحمت هاي دوران- معشوق پيشين کاراجا و يک ‏آدمکش مافيايي رواني- که براي به دست آوردن کاراجا براي کارفرماي آن دو دردسر ايجاد مي کند. دوران که تصميم ‏گرفته به هر قيمت، کاراجا را به دست آورد به همراه ايادي اش به کلوب حمله کرده و صاحب آنجا را به قتل مي رساند. ‏گلوله اي نيز که به قصد کشتن مراد به سوي وي شليک کرده، به پهلوي کاراجا اصابت مي کند. آدم هاي دوران در ‏بيمارستان به سراغ مراد رفته و او را تهديد مي کنند. مراد نيز که هيچ کسي را ندارد ناچار از پدر تازه يافته خويش ‏کمک مي خواهد. علي عثمان به همراه دوستانش به بيمارستان رفته و پس از درک وخامت اوضاع، مراد و کاراجا را ‏از انجا فراري داده و در خانه اي امن مستقر مي کند. دوران به سراغ دوستان علي عثمان رفته و با تهديد به نابودي ‏کسب و کار و از ميان بردن خانواده هايشان، نشاني مخفيگاه آنها را مي يابد. ‏
اما در آخرين لحظه، اين سه نفر موفق به فرار مي شوند. علي عثمان که از وجود نوار ويديويي قتل مدير کلوب و ‏خبرچيني دوران براي پليس مطلع شده، به سراغ پدرخوانده او و بزرگ مافيا مي رود. اما دوران پيش دستي کرده و بعد ‏از قتل پدرخوانده و رفتن کاراجا به نزد وي با هدف پيشگيري از کشته شدن مراد و پدرش، مراد را براي رويارويي ‏آخر دعوت مي کند. پيشنهاد دوران به مراد بازي رولت روسي است، اما بازي با رسيدن علي عثمان به شکلي ديگر تمام ‏مي شود
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:6  توسط سیگنال  | 

Interview

Interview

 
کارگردان: استيو بوسمي. فيلمنامه: تيودور هولمن، استيو بوسمي، ديويد اسکچتر. مدير فيلمبرداري: تامس کيست. تدوين: ‏کيت ويليامز. طراح صحنه: لورن ويکز. بازيگران: سيه نا ميلر[کاتيا]، استيو بوسمي[پي ير پده رس]، مايکل ‏بوسمي[رابرت پده رس]، تارا الدرس[مگي]، مالي گريفيث[پيشخدمت]. 84 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نامزد جايزه ‏بهترين بازيگر زن از مراسم روحيه مستقل، نامزد جايزه بهترين بازيگر زن از انجمن منتقدان فيلم لندن.‏
پي ير خبرنگار جنگي، با اعصاب خردکن ترين پيشنهاد کاري از سوي سردبير عصابي اش روبرو مي شود. او بايد ‏رپرتاژ و مصاحبه اي با يکي ازستارگان سريال هاي آبکي تلويزيون به نام کاتيا انجام دهد.او نه فقط در مورد کاتيا هيچ ‏نوع اطلاعاتي ندارد، بلکه نسبت به دنياي ستارگاني چون او نيز بي اطلاع است. پس از ملاقات اول اين دو نفر در يک ‏رستوران، مشخص مي شود که هيچ کدام قادر به تحمل ديگري نيست. اما زماني که از رستوران خارج مي شوند، ‏اتومبيل کاتيا با پي ير تصادف کرده و آن دو مجبور مي شوند تمام شب را در آپارتمان کاتيا بگذرانند. شبي که در پايان ‏آن چيزي فراتر از انتظارشان نهفته است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:4  توسط سیگنال  | 

Se, jie (Lust, Caution)

Se, jie (Lust, Caution)

 


کارگردان: آنگ لي. فيلمنامه: جيمز شيموش، هويي-لينگ وانگ بر اساس داستاني از ايلين چانگ. موسيقي: الکساندر ‏دسپليت. مدير فيلمبرداري: رودريگو پريتو. تدوين: تيم اسکوايرز. طراح صحنه: لاي پان. بازيگران: توني ليونگ[آقاي ‏يي]، وي تانگ[وونگ چيا چي]، جوآن چن[بانو يي]، لي-هوم وانگ[کوانگ يو مين]، چونگ هو تو[ووي پير]، چي-‏يينگ چو[لاي شو جين]، يينگ-هسين کائو[هوانگ لي]، يوئه-لي کو[هوانگ لي]. 157 و 148 دقيقه. محصول 2007 ‏آمريکا، چين، تايوان، هنگ کنگ. نام ديگر: ‏Lust, Caution‏. نامزد جايزه بهترين موسيقي و بهترين فيلم خارجي از ‏مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي، بهترين موسيقي، بازيگر خوش آتيه/وي تانگ از ‏مراسم انجمن منتقدان شيکاگو، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم گولدن گلاب، برنده جايزه بهترين بازيگر ‏مرد، بهترين بازيگر زن، بهترين کارگرداني، بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه، بهترين موسيقي و بهترين چهر پردازي از ‏جشنواره گولدن هورس، نامزد جايزه بهترين فيلمبرداري، بهترين بازيگر زن و بهترين بازيگر مرد از مراسم روحيه ‏مستقل، برنده جايزه بهترين فيلم خارجي و نامزد جايزه بهترين کارگرداني و بهترين فيلمنامه از مراسم ساتلايت، برنده ‏شير طلايي و جايزه بهترين فيلمبرداري ازجشنواره ونيز. ‏
در اثناي جنگ جهاني دوم نيروهاي ژاپني شانگهاي را به اشغال خود در آورده اند. وونگ چيا چي دانشجويي جوان و ‏زيبايي که مادرش را در حمله ژاپني ها از دست داده و پدرش نيز به انگلستان گريخته است، با دانشجويي به نام کوانگ ‏يو مين و گروه تئاتري آنها آشنا مي شود. کوانگ يو مين که فعال سياسي است، نقشه اي براي سوءقصد به جان يکي از ‏سياستمداران محلي که با اشغال گران همکاري مي کند، ريخته است. او براي اجراي نقشه اش از وونگ مي خواهد تا به ‏اين فرد نزديک شده و پس از اغواي وي، او را به قتل برساند. اين شخص کسي نيست جز آقاي يي، يکي از مهم ترين ‏سياست پيشگان شانگهاي که از روابط عاشقانه بعد از ازدواج چون بازي سرگرم کننده اي استقبال مي کند. اما عمليات ‏مانند نقشه طراحي شده پيش نمي رود...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:2  توسط سیگنال  | 

My Blueberry Nights

My Blueberry Nights


 کارگردان: وونگ کار واي. فيلمنامه: وونگ کار واي، لارنس بلاک بر اساس داستاني از کار واي. موسيقي: شيگرو ‏اومه باياشي. مدير فيلمبرداري: داريوش خنجي. تدوين: ويليام چانگ. طراح صحنه: ويليام چانگ. بازيگران: نورا ‏جونز[اليزابت]، جاد لا[جرمي]، ديويد استراتين[آرني]، ناتالي پورتمن[لسلي]، هکتور اي. لگوئيلوف[آشپز کافه]، ريچل ‏وايس[سو لاين]، چان مارشال[کاتيا]. 111 دقيقه. محصول 2007 هنگ کنگ، چين، فرانسه. نامزد نخل طلاي جشنواره ‏کن. ‏
اليزابت پس از يک جدايي دردناک از محبوبش، تصميم گيرد تا براي پشت سر گذاشتن زندگي و خاطرات تلخ گذشته اش ‏در داخل آمريکا سفر کند. وي همزمان با کافه دار جواني به نام جرمي آشنا مي شود و براي درآوردن خرج سفر شروع ‏به پيشخدمتي مي کند. اليزابت در محل کار خود با مشتريان مختلفي-‏‎ ‎که آرزوهايشان بزرگ از خودشان است- آشنا مي ‏شود، از جمله يک افسر پليس غمگين و همسرش که او را به خاطر مردي ديگر ترک کرده و هنرپيشه اي که مرتباً ‏بدشانسي مي آورد و سعي دارد تا نظمي به کار خود بدهد. او پس از برخورد با اين افراد تنهايي عميق، خلاء و استرس ‏را شناخته و درمي يابد که سفر را بايد از اعماق روح خود آغاز کند

My Blueberry Nights

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:1  توسط سیگنال  | 

خاطرات پرستار بچه

خاطرات پرستار بچه


 


کارگردان: شاري اسپرينگر برمن، رابرت پولچيني. فيلمنامه: شاري اسپرينگر برمن، رابرت پولچيني بر اساس رماني ‏از اما مک لافلين و نيکول کراوس. موسيقي: مارکو سوزو. مدير فيلمبرداري: تري استيسي. تدوين: رارت پولچيني. ‏طراح صحنه: مارک ريکر. بازيگران: اسکارلت جوهانسون[آني براداک]، لورا ليني[خانم ايکس]، آليسيا کيز[لاينت]، ‏کريس اوانز[هوارد هوتي]، دانا مورفي[جودي براداک]، نيکلاس ريس ارت[گرير]، جوديت رابرتز[ميليسنت]، پل ‏جياماتي[آقاي ايکس]، ناتان کوردري[کالوين]، جان هنري کاکس[دين]، مايک رد[ديود]. 105 دقيقه. محصول 2007 ‏آمريکا. ‏
آني که در نيوجرسي زندگي مي کند، پس از فارغ التحصيل شدن براي يافتن شغل به نيويورک مي رود. شغلي که ‏نصيب اش مي شود مراقبت از کودک يک خانواده مرفه منهتني است. او به زودي با سختي هاي کار و زندگي در ميان ‏طبقه مرفه اين شهر آشنا مي شود. اما زماني که عشق به سراغش مي رود، شرايط بيش از اندازه سخت و در هم ريخته ‏مي شود....


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:59  توسط سیگنال  | 

ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد تر

 
کارگردان: اندرو دومينيک. فيلمنامه: اندرو دومينيک بر اساس داستاني از ران هنسن. موسيقي: نيک کيو، وارن اليس. ‏مدير فيلمبرداري: راجر ديکينز. تدوين: کرتيس کلايتون، ديلن تيچنور. طراح صحنه: پاتريشيا نوريس. بازيگران: براد ‏پيت[جسي جيمز]، مري لوئيز پارکر[زي جيمز]، بروکلين پرولکس[مري جيمز]، داستين بالينجر[تيم جيمز]، کيسي ‏افلک[رابرت فورد]، سام راکول[چارلي فورد]، سم شپرد[فرانک جيمز]، گرت ديلاهانت[اد ميلر]، پل اشنايدر[ديک ‏ليديل]. 160 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نام ديگر: ‏The Assassination of Jesse James‏. نامزد جايزه بهترين ‏بازيگر نقش مکمل مرد/افلک از انجمن منتقدان رسانه ها. برنده جايزه بهترين فيلمبرداري و نامزد جايزه بهترين ‏موسيقي و بازيگر نقش مکمل مرد از مراسم انجمن منتقدين شيکاگو، برنده جايزه بهترين فيلمبرداري از مراسم انجمن ‏منتقدان دالاس فورت ورث، نامزد گولدن بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/افلک، نامزد جايزه بهترين بازيگر/افلک و ‏بهترين فيلم سال از مراسم انجمن منتقدان فيلم لندن، برنده جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از انجمن ملي منتقدان ‏آمريکا، برنده جايزره بهترين فيلم، بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از انجمن منتقدان فيلم سن فرانسيسکو، برنده جايزه ‏بهترين بازيگر نقش مکمل مرد و نامزد بهترين طراحي صحنه، بهترين فيلمبرداري و بهترين موسيقي از مراسم ‏ساتلايت، نامزد جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از مراسم اتحاديه بازيگران سينما، برنده جايزه بهترين بازيگر و ‏نامزد شير طلايي از جشنواره ونيز. ‏
سال 1881. جسي جيمز 34 ساله پس از 14 سال غارت قطارها، بانک ها و دليجان ها در حال کشيدن نقشه سرقتي ‏تازه و همزمان دور ماندن از تير رس جايزه بگيراني است که در صدد شکار اويند. همکار ثابت اش-برادر بزرگترش ‏فرانک او را ترک کرده تا زندگي آرامي براي خود دست و پا کند. جسي براي سرقت آخر نياز به افرادي تازه دارد، اما ‏نمي داند به چه کسي مي تواند اطمينان کند. تنها افراد در دسترس خلاف کاراني خرده پا به نام برادران فورد هستند، اما ‏اعتماد جيمز به رابرت فورد که خود را شيفته وي اعلام مي کند، به بهاي زندگي جسي جيمز تمام مي شود.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:58  توسط سیگنال  | 

سلمان خان

فیلم Yuvraajکمی خاص هست به خاطر اینکه در طی ساخت آن سوبهاش گای و سلمان بعد از یک مشاجره با هم خیلی صمیمی شدند.بازیگران این فیلم بعد از یک برنامه طولانی فیلم برداری 22 روزه 15 اکتبر از استرالیا بازگشتند.جدا از  شوخ طبع بودن سلمان خان ،وی ایده های جالبی به گای در حین فیلمبرداری این فیلم داده است.
گای می گوید: "طبق برنامه آخرین روز فیلمبرداری در استرالیا بود اما وقت کافی برای ضبط یک صحنه مهم  نداشتیم و من فقط صحنه را برای سلمان توضیح دادم که در آن سلمان میبایست کارینا را که در حال قدم زدن با یکی از دوستانش می بود را به سمت خود می کشید."
"واقعا شگفت انگیز بود وی نه تنها کاترینا را به سمت خود کشید بلکه طوری این کار را کرد که کاترینا با موهای طوق دار در جلوی دوربین ظاهر شد."
 "این خیلی سریع و خود به خود اتفاق افتاد و همه دست اندر کاران را به خنده انداخت و من نیز از این صحنه زیبا فیلم برداشتم و یکی از قشنگترین قسمتهای این فیلم شد."
 برای فیلم های سوبهاش گای به نام YuvraajوBlack and Whiteکه  توسط کمپانی Mukta Arts  ساخته می شوند، بودجه زیادی حدود 500 میلیون روپیه  برای سرمایه گذاری اولیه تعیین شده است.
اگرچه حدود 400 میلیون روپیه این بودجه برای ساخت فیلم Yuvraajکه سلمان خان ،آنیل کاپورو کاترینا کایف  در آن ایفای نفش می کنند،اختصاص یافته است و بقیه آن صرف ساخت فیلم Black and White که آنیل کاپور نقش اول آن را بازی می کند ،خواهد شد. انتظار می رود  فیلم  Yuvraajدر نهمین ماه سال 2008 آماده اکران شود اما فیلم  Black and White در سال جاری آماده خواهد شد.
فیلم دیگری  که توسط کمپانی Mukta Arts  ساخته شده است و در نوبت اکران است فیلم Bombay to Bangkokمی باشد که توسط کاکونور کارگردانی شده است و همچنین فیلم Right Yaaa Wrongکه در آن سانی دئول و عرفان خان بازی کرده اند و فیلم  Cycle Kickو Kaande Pohe نیز از این  کمپانی  در نوبت اکرا ن قرار دارند.
   به نقل از روزنامه هندوستان تايمز، در ميان بازيگران و كارگردانان باليوودي شركت كننده در جشنواره ابوظبي مي‌توان به «عرفان خان»، «ديا ميرزا»، «شايني اهوجا» و «كونكونا سن» اشاره كرد.
اين هنرمندان روز گذشته در ميان استقبال فراوان مردم وارد اين جشنواره شدند.
به گزارش هندوستان تايمز، در حاليكه امسال بيش از 100 فيلم از 38 كشور جهان در اين جشنواره شش روزه به نمايش درخواهد آمد، در بخش ويژه‌اي تحت عنوان نمايش باليوود فيلم‌هاي مشهور و موفقي از سينماي هند نيز نمايش داده خواهد شد.
«ديا ميرزا»، بازيگر هندي گفت: من فهرست فيلم‌هايي كه قرار است اكران شود را ديده‌ام و فكر مي‌كنم و در اين رابطه انتخاب بسيار خوبي انجام گرفته است، آرزوي قلبي‌ام اين است كه در اين جشنواره بمانم و تمامي اين فيلم‌ها را تماشا كنم.
وي افزود: زمانيكه به اين جشنواره دعوت شدم، اصلا انتظار نداشتم، ولي هر آنچه تاكنون در اين جشنواره ديد‌ه‌ام باعث شگفتي من شده است.
به گزارش روزنامه «هندوستان تايمز»، از جمله فيلم‌هاي باليوودي كه قرار است به نمايش درآيد، مي‌توان به فيلم‌هاي «پادشاه لير آخر» و «Mughal-e-Azam» اشاره كرد.
در اين جشنواره همچنين با نمايش فيلم «Awaara» و «Kehta Hai Joker» از «راج كاپور» و پسرش «راجيو كاپور» تقدير خواهد شد.
مراسم اختتاميه جشنواره ابوظبي نيز با اجراي «بيپاشا باسو»، بازيگر هندي، برگزار خواهد شد.
به گزارش فارس جشنواره ابوظبي چهارشنبه گذشته با حضور «شيخ سلطان بن تهنون آل نهيان»، رييس سازمان ميراث فرهنگي ابوظبي به عنوان ميزبان جشنواره و خوشامدگويي وي به ميهمانان افتتاح شد.


منبع:ایرسان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:38  توسط سیگنال  | 

پریانکا چوپرا

   پریانکا چوپرا بعد از اینکه هنگام فیلمبرداری در یک صحنه خطرناک فیلم "Drona" در بمبئی مصدوم شد و سفارش های دکترانش را که تاکید کرده بودند وی باید چند وقتی را استراحت کند، نادیده گرفت، اینبار به هنگام ضبط یک صحنه خطرناک دیگر در فیلم   Namibia زخمی شد.
پریانکا به مرکز خبری  IANS گفت: "دکتر ها به من گفته بودند برای اینکه ماهیچه های آسیب دیده ام بهبود پیدا کنند باید حدود 6 هفته استراحت کنم اما من نتوانستم به این توصیه عمل کنم و هفته پیش که در حال فیلمبرداری یک صحنه خطرناک از فیلم Namibiaبودیم دوباره همان قسمت از ماهیچم آسیب دید .من در این باره کاری نمیتوانم انجام بدهم چرا که فیلمبرداری  صحنه های اکشن فیلم نیز باید انجام شود و حالا هر اتفاقی ممکن است ،بیفتد.
اگرچه وی برای درد نکشیدن از آمپول و قرص های مسکن  استفاده می کند اما همچنان به کار خود ادامه می دهد.
وی افزود: "خدا را شکر که مادرم همراهم هست و به خوبی ازمن مراقبت می کند و دکتر بودنش برای من بزرگترین کمک است. من چاره دیگری ندارم و مجبورم در این صحنه های خطرناک بازی کنم و کار را تمام کنم و زمانی که به بمبئی باز گردم به خوبی استراحت می کنم تا این آسیب دیدگی کاملا خوب شود."
وی در مورد حضورش در فیلم Fashion به کارگردانی مادور باندرکار چنین اظهار داشت: "حتما در این فیلم حضور خواهم داشت اگرچه جزییات کار و زمان شروع کارم هنوز مشخص نیست و مطمین نیستم که فیلمبرداری این کار از کی شروع می شود.
مسلما تاریخ شروع فیلمبرداری این فیلم توسط کمپانی کارن جوهر که تهیه کنندگی این فیلم را به عهده دارد ،مشخص خواهد شد اما احتمالا از ماه مارچ فیلمبرداری شروع خواهد شد."
آبیشک باچان و جان ابراهام قرار است که نقش های مقابل را در این فیلم رمانتیک که توسط  دستیار کارن یعنی تارون منسوخانی کارگردانی می شود، ایفا کنند.
پریانکا گفت: "من خیلی خوشحالم که در نهایت با کارن همکاری می کنم .این فیلم یک اثر بامزه و جوان و رمانتیک کمدی است. در این فیلم با جان و آبیشک هم بازی هستم و بازی با یان دو نفر همیشه برای من لذت بخش بوده است. آنها واقعا بامزه هستند. در حقیقت الان من در حال بازی در صحنه های مشترک با آبیشک هستم و محل فیلمبرداری در بیابان است که خیلی هم سرد می باشد."
از او سوال میشود که پریانکای 25 ساله آرزو دارد چه کاری را در زندگی اش انجام دهد؟
فقط کار و کار و کار و ازدواج نه. چون از نظر  روان شناسی من تازه 16 سال بیشتر ندارم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:37  توسط سیگنال  | 

لودگی ها و شیطنتهای براد پيت در دانشگاه میسوری

   معلوم شده است براد پیت که شوخي هاي زننده اي با رفيق و همبازي اش جورج کلوني مي کند، خودش هم به لودگی و کارهای عجیب و غریب عادت داشته است. جورج کلوني به خاطر بازي هاي همراه با طنزش معروف است.
يکي از کساني که با براد پیت پيمان برادري دارد به نام هري لانت به مجله هفتگي Touchگفت:"يک بار در دوران دانشگاه براد پوست حيواني را به شکل چرم درآورده و به دختران خوابگاه داد که باعث ایجاد وحشت در خوابگاه دخترها شد. ما براي انجام اين کار توسط او گروه بندي شديم و اين کار را انجام داديم."
"او دربين جمعيت وقتش را بيهوده مي گذراند و بقيه با نگاه کردن به او فکر مي کردند که او خيلي آدم احساساتي است ."
اين بازيگر هوس برانگيز هاليوودي که اکنون چهار فرزند به همراه آنجلينا جولي دارد، در طول تحصيل در دانشگاه ميسوري عضو گروه رقص برهنه سطح پائيني بوده است.
توماس ويليهان که با براد پيمان برادري دارد، گفت:"وقتي يکي از دخترهاي انجمن خواهران به شکل زننده ای وارد مي شد (هفت تا از اين ها وجود داشت) براد او را روي يک صندلي مي نشاند و با بستن يک روبالشي به سرش شروع به رقصيدن براي او مي کرد."
آنجلينا ستاره هاليوود که با او در Fight Club در سال دوم، دوست بوده، گفته است: " براد واقعاً مورد علاقه همه بود و همه به خاطر شخصيت شوخ طبعش عاشقش بودند."
آنجلينا گفت: "او واقعاً به راحتي با همه دوست مي شد و با آن شخصيت دوست داشتني و شوخ طبعش محبوب همه بود."

منبع:ایرسان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:36  توسط سیگنال  | 

آنجلینا از طرز لباس پوشیدن براد متنفر است

بنا به گفته بعضی ها، اوج تنفر آنجلینا از لباس های هوس آمیز براد، ماه گذشته در نیویورک بوده است. وقتی که براد با یک جلیقه و یک پیراهن سفید در جشن افتتاحیه کنفرانس جهانی کلینتون شرکت کرد.

 آنجلینا از طرز لباس پوشیدن معشوقه اش براد پیت متنفر است، به خاطر اینکه او فکر می کند که براد با پوشیدن این لباس ها، مانند یک متصدی بار به نظر می آید.
برنده جایزه اسکار از براد خواست که لباس هایش را در یک کیسه ریخته و آنها دور بیاندازد به خاطر اینکه از لباس های او به شدت متنفر است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:22  توسط سیگنال  | 

جنيفر آنيستون دانيل كريج را ميخواهد

 

جنيفر آنيستون ميخواهد با دانيل كريج رابطه داشته باشد.
اين زن زيبا كه در فيلم "دوستان" بازي كرده حالا دیگر عاشق بازيگر فيلم جيمز باند شده است. جنيفر در سال 2005 از همسرش براد پيت جدا شده است. او مي خواهد به نيويورك برود تا از كنجكاوي های خبرنگاران خلاص شود چرا که در لوس آنجلس بطور مدام زير نظر است. اخيرا شايعه شده که اين بازيگر 38 ساله آپارتماني در منهتن خريده است.
به گزارش ایراسان آنيستون گفته : "از لوس آنجلس دیگر خسته شدم. در نيويورك اگر بتواني از دست عكاس ها فرار كني ديگر كسي متوجه نمي شود كه شما كجا هستيد و به راحتي مي توانيد گردش كنيد."
جنيفر همچنين تصميم گرفته ديگر نگران افكار و نظرات مردم  در مورد خودش نباشد.
او به مجله بازار هارپر گفت: "من هميشه نگران اين بودم كه مردم در مورد من چه مي گويند و چه فكر مي كنند. اما وقتي زندگي ام زير ميكروسكوپ بررسي مي شد و همه در مورد زندگي شخصي ام صحبت مي كردند، تغيير كردم."
"اين زندگي به هيچ وجه قابل قبول نيست ، چه در  مسائل  شخصي ات كنجكاوي بشود و چه در  مسائل كاري."

منبع:ایرسان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:21  توسط سیگنال  | 

زندگی آنجلینا و پیت در آپارتمانی با کرایه هر ماه یکصد هزار دلار

   براد پيت در روز چهارشنبه 17 اكتبر 2007 آنجلينا جولي را در محل فيلمبرداري فيلم جديدش در لوس آنجلس ديد.
اين زوج هاليوودي از نيويورك همراه چهار فرزندشان به وست كاست نقل مكان كردند. وست كاست جايي است كه آنجلينا در فيلم جديدش  
Challengeing بازي مي كند.
منبعي گفته براد تا اتمام فيلمبرداري ، اجراي آنجلينا را تماشا مي كرد، بعد  آنها به طرف محل استقرار آنجلينا دست در دست  يكديگر قدم زنان رفتند.
اين زوج،  پدر و مادر 4 فرزند هستند كه 3 تا ي آنها فرزند خوانده  هستند به نامهاي مادوكس 6 ساله ، پاكس 3 سال دارد و  ويتنامي است و زهرا 2 ساله  و اهل اتيوپي است و همچنين آنها يك دختر از خودشان به نام شيلوه دارند كه 16 ماه دارد.  
اين خانواده در يك  آپارتمان6 خوابه  در برج والدورف در نيويورك زندگي مي كنند كه اجاره هر ماه آن 100 هزار دلار است. به گزارش سایت ایراسان آنها پسرشان مادوكس   را  نيز در مدرسه ليسي فرانسز در نيويورك ثبت نام كرده اند.اين خانواده در 16 ماه گذشته در جاهاي مختلفي مثل نيو اورلينز، پاريس، ناميبيا، پراگ،هند،نيو يورك و لوس آنجلس زندگي كرده اند.
يك مدد كار اجتماعي منهتن به نام پوجا هال به روزنامه نيويورك پست گفت: "مادوكس فرزند خوانده است پس او احساس تنهايي مي كند."  
"كودكاني كه دائما تغيير مكان مي كنند ،بچه لوسي مي شوند .آنها بيشتر اوقات نمي خواهند با ديگران ارتباط برقرار كنند. آنها احساس گمگشتگي مي كنند وابستگي به آنها مشكل آفرين است. با اسباب كشي به جاهاي مختلف ، بچه ها به دنبال رابطه دوستي نيستند براي اينكه به هر حال آن را از دست مي دهند. آنها فكر مي كنند چرا مي خواهيم دوباره از اينجا برويم ولي والدين تنها با خود مي گويند كه سوار ماشين مي شويم و مي رويم."
"اما آنها اين را نمي دانند كه  از دست دادن دوست دردناك است. لازم است قبل از اجرا ، كارها سنجيده شود. در بعضي مسائل آنها بايد انتخاب هاي مهمتري داشته باشند چون بچه ها هستند كه پيوستگي خانواده را مي سازد و آن را نگه مي دارد."
يكي از كاركنان مدرسه ليسي فرانسز گفت: "ما اكثرا دانش آموزي براي چند ماه را قبول نمي كنيم براي اينكه ما ليست انتظار داريم. اگر كسي براي دو ماه به مدرسه بيايد و پول دو ماه را بدهد ، ما ضرر مي كنيم و كساني كه در ليست انتظار هستند اين فرصت را از دست مي دهند."
نماينده آنجلينا  به نام سيندي گواگنتي در اين باره گفت: "اين حرفها نادرست است و به كسي مربوط نمي شود كه آنها با فرزندانشان چه كار مي كنند.در ضمن  مادوكس هم تنها به مدارس ليسي مي رود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:20  توسط سیگنال  | 

طرفداران حقوق بشر خواستار انجام آزمایشهای روانشناسی بر روی مدونا و گای ریچی شدند

   مدونا حضانت پسر خوانده اش را برای همیشه و 5 ماه زودتر از زمانی که فکرش را میکرد به عهده می گیرد.
خواننده کلیپ Hung Up موظف شد قبل از تشکیل دادگاه عالی مالاوی در ماه آینده برای تجدید نظر در باره ی حضانت موقت پسر خوانده ی 2 ساله اش دیوید باندا حاضر شود.
انتظار می رود این دادگاه که در آوریل آینده تشکیل می شود مدونا و همسرش گای ریچی را پدر و مادر قانونی دیوید بداند.
با این وجود طرفداران حقوق بشر خواستار انجام آزمایشهای روانشناسی بر روی این زوج هستند. مدونا و همسرش اکتبر گذشته دیوید را از مالاوی به عنوان فرزند خوانده آوردند.
به گزارش سایت ایراسان وکیل جاستین دزونی معتقد است که مدونا موقتا و حداقل به مدت 18 ماه سرپرستی بچه را به عهده داشته باشد تا صلاحیت او برای حضانت از کودک مشخص شود. او اضافه کرد: "و اگر صلاحیت ایشان ثابت شود آنگاه می توان با استفاده از قوانین سرپرستی کودک را برای همیشه به ایشان سپرد."
ماه گذشته این طور گفته شده بود در صورتیکه مدونا با سیمون کیسیل ، رئیس امور اجتماعی مالاوی، صحبت کند می تواند برای همیشه حضانت دیوید را داشته باشد. کیسیل به مدت 3 روز در عمارت خانوادگی مدونا در کنار او و همسرش و دو فرزند 10 و 7 ساله اش لوردیس و روکا زندگی کرد.
کیسیل که صلاحیت این زوج را در مورد نگه داری از دیوید تائید می کند، اظهار داشت این زوج می توانند شرایط بسیار خوبی برای این کودک فراهم کنند به طوری که دیوید راحت باشد و احساس کند در خانه ی خودش است.
همچنین او عنوان کرد مدونا و لوردیس با زبان مادری دیوید یعنی چیچوا با او صحبت می کنند و این کودک می تواند روابط بسیار خوبی با افراد خانواده ی مدو نا داشته باشد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:18  توسط سیگنال  | 

در میان رقبایی چون کامرون دیاز و کایرا نایتلی، عنوان بهترین بازیگر برای اما واتسون

  اما واتسون عنوان بهترین بازیگر را در قسمت مربوط به کودکان در این جشنواره  در بریتانیای کبیر به دست آورد .
این ستاره ی 17 ساله در مراسمی که در روز شنبه 27 اکتبر در تالار اکسل لندن برگزار شد، نشان داد که احترام زیادی برای نقشش به عنوان هرمیون گرنگر در فیلم هری پاتر و ارواح مقدس قائل است.
اما برای رسیدن به عنوان بهترین بازیگر رقابت تنگاتنگی با کامرون دیاز، کایرا نایتلی و داکوتا فانینگ داشت.
بعد از اینکه 3 میلیون بیننده ی کانال نیکلودیون به این بازیگر رای دادند ، این بازیگر جوان در حالی که بلوزی بسیار شیک به تن داشت و شلوار جین با مارک دیزل پوشیده بود، در مراسم اعطای جوایز حاضر شد و تندیس خود را دریافت کرد. و گفت: "این تندیس خیلی خنک است در حالی که من بسیار هیجان زده هستم."
به گزارش سایت ایراسان جانی دپ هم عنوان بهترین بازیگر مرد به خاطر نقش کاپیتان اسپارو در فیلم دزدان دریائی کارائیب و پایان جهان را گرفت.
گرچه فیلم دزدان دریایی از برنامه ی سیمپ سان پیشی گرفته و عنوان بهترین فیلم را دریافت کرد، برنامه ی تلویزیونی سیمپ سان هم عنوان بهترین کارتن را گرفت.
آوریل لاویجین 23 ساله هم از میان جیون استفانی و چرلی کول عنوان بهترین خواننده ی زن را در یافت کرد، این در حالیست که گروه انگلیسی مک فلای به عنوان بهترین گروه موسیقی انتخاب شد.
عجیب تر از همه در پایان شب این بود که  دریک بل، جوان 21 ساله ی امریکایی، از جاستین تیمبر لیک پیشی گرفت و عنوان بهترین خواننده ی مرد را از آن خود کرد. البته برنامه ی کمدی بل با نام دریک و جوش هم به عنوان بهترین برنامه ی تاویزیونی انتخاب شد.

منبع:ایرسان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:18  توسط سیگنال  | 

نيکول کیدمن مجبور است در طول روز بيش از چهار وعده غذا بخورد

   نيکول کيدمن براي بازي در جديدترين فيلمش وزن خود را با خوردن شکلات و ماکاراني زياد کرد.
اين بازيگر 40 ساله براي  ايفاي نقش  به عنوان يک زن ميان سال در فيلم The Reader به افزايش وزنش پرداخت.
داستان اين فيلم برگرفته از يک رمان آلماني است که موضوع آن درباره عواقب احساسي ماجراي هولوکاست ، بعد از جنگ جهاني دوم مي باشد و نيکول براي حضوري موفق در اين فيلم به خوردن انواغ غذاهاي پر کالري و پروتئيني روي آورده است به طوري که نيکول در طول روز بيش از چهار وعده غذا مي خورد.
به گزارش سایت ایراسان يکي از دوستان اين بازيگر معروف گفت:"اين نقش ، نقش طاقت فرسايي است زيرا در آن صحنه هاي عشق بازي زيادي وجود دارد.اين فيلم به دوره هاي 10ساله اي تقسيم مي شود که در آن شخصيت او در هر دوره به کلي تغيير مي کند."
"برنامه ريزي هاي که نيکول پيش خودش کرده بود اين بود که از پروتز براي چاق کردن خودش استفاده کند؛ اما کارگردان فيلم استفان دالدري گفته بود اين خيلي طبيعي تر و واقعي تر خواهد بود که او به طور طبيعي چاق شود و وزنش را زياد کند."
او در ادامه گفت:"اين اصلاً کار طبيعي اي نيست که نيکول را در حال خوردن ماکاراني با نان ببيني و پس از آن هم او را در حال خوردن  يک دسر مفصل ببيني."
در اين فيلم نيکول  در اردوگاهي به نام "هانا" که مخصوص نازي ها است ، بازي مي کند و با يک پسر بچه نوجوان عشق بازي مي کند که بعد ها اين پسر بچه به خاطر مجرم شناخته شدن در جنگ جهاني دوم محاکمه مي شود. او در جريان فيلم به شدت از نقش جديدش و افزايش وزنش به خصوص افزايش وزن سينه هايش لذت مي برد.
پال اضافه کرد :"نيکول عاشق فرم جديد سينه هايش است اما اين افزايش وزن او را بي حال و سست و خواب آلود کرده است."
اين بازيگرجذاب استراليايي اولين بازيگري نيست که براي ايفاي نقش در يک فيلم خاص ظاهرش را تغيير داده است .
براي مثال رني زلوگر معروف وزنش را براي بازي در فيلم Bridget Jones' Diary به شدت افزايش داد و سايزش را از 6 به 14 رساند وتمام اين افزايش را با خوردن پيتزا و بادام زميني چرب و ساندويچ وانواع فست فودها و نوشيدني هاي چاق کننده انجام داد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:17  توسط سیگنال  | 

براد پیت، هرتیک روشن را به هالیوود نزدیک میکند

 ایراسان- بازیگر سینمای بالیوود به طور جدی  قرار است در آینده نزدیک در یک فیلم هالیوودی بازی کند.
حقیقت این است که این بازیگر چشم آبی اعلام کرد که  قراردادی با کمپانی  مدیریتی براد پیت به نام بریل استین گری اینتر تینمنت  امضا کرده است.
با بازی در این فیلم ،سیل پیشنهاد فیلم های هالیوودی به سمت هرتیک روانه خواهند شد.اما باید دید که این بازیگر سخت گیر کدام یک را انتخاب خواهد کرد.
وی به یکی از مطبوعات چنین گفت: "اگر بازی در فیلم هایی که  ازفیلمنامه های خوبی  برخوردار هستند ،به من پیشنهاد شود حتما قبول خواهم کرد."
به گزارش سایت ایراسان در پی کار با کمپانی  بریل استین گری اینترتینمنت گروهی از واسطه های بالیوود که کارشان گرفتن  پیشنهاد های دلچسب  فیلم های هالیوودی برای بازیگران عضو این کمپانی است،هرتیک را حمایت خواهند کرد.
به هر حال هرتیک این شانس را پیدا کرده است تا با مهارت خودش نظر فیلم سازان هالیوود را به خود جلب کند. هرتیک همه کاره است وی می تواند از  عهده نقش های متفاوت همچون اکشن ، کمدی و رمانتیک  به خوبی برآید."
وی جرات و هنر بازیگری اش را به همگان ثابت کرده است و چندین بار به خاطر بازی اش در فیلم هایی چون Krrish و Koi Mil Gayaاز وی تقدیر شده است.
اما هرتیک درباره  هالیوود چنین می گوید: "در رابطه با بازی در فیلم های هالیوودی به من پیشنهاد های زیادی شده است اما هنوز هیچ چیز قطعی نشده است."
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:16  توسط سیگنال  | 

تکرار مجدد اشتباه بریتنی اسپیرز


 بریتنی اسپیرز یک بار دیگر بعد از اجرای کنسرت خود در کالیفرنیا در آناهیم اشتباه خود را تکرار کرد و در چهار ترانه تنها لب زد.
بریتنی در این کنسرت تنها به همراه چهار تن از دوستانش به انجام حرکات موزون پرداخت و تظاهر به خواندن ترانه ها کرد.
او در این کنسرت لباس جدیدی به تن کرده بود و با جنب و جوش فراوان بر روی صحنه حرکت میکرد.
استقبال مردم از کنسرت بریتنی چنان بود که تمام خیابان های منتهی به کنسرت از سه ساعت قبل از اجرای برنامه کاملا بند آمده بود.
با وجود اینکه بریتنی مانند کنسرت قبلی خود در تمام مدت لب میزد اما مردم از دیدن مجدد او چنان خوشحال بودند که به این موضوع اهمیت زیادی ندادند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:16  توسط سیگنال  | 

پایان ازدواج چهار ماهه جنیفر


 جنیفر اسپوزیتو هنرپیشه فیلم " تصادف " با توجه به گزارشات رسیده به ازدواج چهار ماهه خود با برادلی کوپر پایان داده است.

این هنرپیشه جذاب با دادن درخواست خود به دادگاه خانواده لس آنجلس عدم تفاهم را عامل جدایی خود مطرح کرده است.
این دو در ماه دسامبر بعد از 18 ماه آشنایی با یکدیگر به طور پنهانی ازدواج کردند.
سخنگوی این هنرپیشه بیان داشت :" جنیفر از طرفداران خود خواهش کرده به حریم خصوصی او احترام بگذارند و در این لحظات به او فرصت آرامش داشتن بدهند."
سخنگوی کوپر هم با تایید این مطلب بیان داشت این دو هنرپیشه منازل خود را مدتی است که از هم جدا کرده اند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:15  توسط سیگنال  | 

ماریا کری نمی خواهد هیچ کس او را در آغوش بگیرد

 

ایراسان- ماریا کری قدغن کرده که طرفدارانش او را در مراسم عرضه عطر جدیدی به نام M بغل کنند.
طرفداران با سخاوت این خواننده پاپ حاضر شده اند برای گرفتن عکس شخصی با این خواننده معروف 300 دلار بپردازند، البته به شرطی که در مراسم عرضه این عطر در بخش تجاری مکوی زیاد به ایشان نزدیک  نشوند.
یک منبع گفت: "ماریا به هواداران مردش اجازه نمی دهد که هنگام عکس گرفتن دستشان را دور کمر او حلقه کنند یا او را در آغوش بگیرند. او بلافاصله به پسری که هنگام عکس گرفتن قصد داشت یک مقدار به او نزدیک شود، در خروجی را نشان داد."
جمعیتی خارج از فروشگاه عطر منتظر ایستاده بودند تا وقتی ماریا با ماشین رویز رویزش می آید او را ببینند. به گزارش ایراسان  این جمعیت به قدری زیاد بود که پلیس در محل حضور پیدا کرد تا آنها را کنترل کند.
تقریبا حدود 200 نفر توانستند به داخل فروشگاه راه یابند تا برای خرید یک شیشه از عطر خوشبوی گل خطمی M در حضور خواننده مشهور 130 دلار بپردازند در حالی که 75 نفر پول بیشتری برای عکس انداختن با این خواننده معروف پرداختند.
همچنین دید شد که ماریا با دو تن از هواخواهان زن خود که برای ستایش ماری با افتخار فراوان طرح مارک این عطر M را روی کمر خود خال کوبی کرده بودند مودبانه صحبت می کرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:14  توسط سیگنال  | 

پرونده تصادف و جرم فرار از صحنه بریتنی بسته شد

این خواننده 25 ساله هنگامی که با ماشین مرسدس بنزش رانندگی می کرده است درمحوطه پارکینگ سن فرناندو با یک ماشین تصادفی داشته و  بعد از وقوع حادثه از محل فرار کرده است که اتهام قانون شکنی نیز در نتیجه همین تصادف به او نسبت داده شده بود.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:14  توسط سیگنال  | 

تام کروز با دخترش سوری رفتار خاصی ندارد

تام اظهار کرد که او در تلاش است تا سفر سوری را به دور دنیا قطعی کند به خاطر اینکه او می خواهد فرزند تازه راه افتاده اش از همان بچگی فرهنگ های دیگر را بشناسد و به آن ها احترام بگذارد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:13  توسط سیگنال  | 

نیكول كیدمن و جولیا رابرتز معلم می شوند

-نیكول كیدمن برای بازی در فیلم رمانتیك و كمدی «مونت كارلو» به این پروژه پیوسته، این در حالی است كه تهیه آن را نیز به عهده گرفته است.
یكول كیدمن برای بازی در فیلم رمانتیك و كمدی «مونت كارلو» به این پروژه پیوسته، این در حالی است كه تهیه آن را نیز به عهده گرفته است.

كمدی «مونت كارلو» كه براساس یك رمان جلوی دوربین می رود، داستان سه معلم است كه به عنوان سه خانم ثروتمند، تعطیلاتشان را در مكانی توریستی سپری می كنند. تام بزوچا كارگردانی این فیلم را

به عهده گرفته و جولیا رابرتز به نیكول كیدمن می پیوندد این در حالی است كه نقش دو نفر از معلم ها را این دو بازیگر ایفا می كنند. یك بازیگر دیگر نیز برای ایفای نقش یكی دیگر از معلم ها، در آینده به ایشن پروژه خواهد پیوست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:13  توسط سیگنال  | 

درگیری جرج کلونی و یک مانکن، در رستورانی در لس آنجلس

 ایراسان- گفته شده که جرج کلونی و فابیو لانزونی ،مانکن، در رستورانی در لس آنجلس با هم درگیر شدند.
ستاره ی فیلم Ocean's Thirteen که جمعه شب با نامزدش، سارا لارسون در رستوران مادئو شام می خورد، فکر کرد فابیو و دوستانش از او عکس می گیرند به همین دلیل ناراحت و خشمگین شد.
این در حالی بود که فابیو اصرار داشت که او و دوستانش از هم عکس می گرفتند نه از آقای بازیگر و به جرج گفت: "مثل خواننده های اپرا فریاد نکش."
یکی از شاهدان درمصاحبه با مجله ی تاچ ویکلی Touch Weekly گفت: "جرج وقتی فابیو به سمت میزش رفت بسیار ناراحت بود، بلند شد ایستاد، ضربه ای به فابیو زد و او را هل داد. انگار که در یک مسابقه شمشیر بازی شرکت دارد."
"جرج آن شب از مشروبات الکلی نوشیده بود. مست نبود اما کاملا هم هوشیار نبود. منبع دیگری گفت: "پیش از آن که اتفاق نا گواری بیفتد، خدمتکار ها به غائله خاتمه دادند."
جرج قبل از این که غذایش را تمام کند به سرعت صورت حساب را پرداخت و از رستوران خارج شد. مدیر برنامه های فابیو گفت: "جرج خیلی خوش شانس است که اشتباهی از او سر نزد."
نماینده جرج هیچ اظهار نظری نکرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:27  توسط سیگنال  | 

کریستین بل برای فیلم جدیدش مار زنده می خورد

 کریستین بل برای فیلم جدیدش مار زنده را می خورد.
این بازیگر 33 ساله بعد از صحبت های زیاد با ورنر هرزوگ کارگردان فیلم صبح آزادی (Rescue Dawn)بر سر خوردن چند حیوان زنده کار تازه ی خود را با نقش دایتر دنگلر دراین فیلم آغاز کرد.
کریستین گفت: "ورنر از من پرسید نظرت راجع به شنا در یک رود خانه پر از مار چیست؟ و من به او گفتم : خوب خودت چه نظری داری؟"
او گفت: "اگر تو این کار را بکنی، من هم می توانم این کار را انجام دهم. و بعد پرسید: آیا می توانی یک مار زنده را بخوری؟"
"صحبت های ما خیلی عجیب بود و هر چه بیشتر پیش می رفتیم سوال های عجیب تری پیش می آمد و من فکر می کردم که این صحبت ها تلاش هایی را به وجود خواهد آورد."
در یک صحنه کریستین که برای این نقش 55 میلیون دلار دستمزد می گیرد، مجبور می شود که خرمگس زنده بخورد چرا که کارگردان این فیلم می خواهد که صحنه ها بسیار واقعی باشد.
هرزوگ گفت: این روزها در بیشتر فیلم ها از جلوه های ویژه و افکت های کامپیوتری استفاده می شود در حالی که من می خواهم کاری کنم که تماشاچی آنچه را که می بیند باور کند و بداند که همه چیز واقعی است.
در این فیلم دایتر دنگلر خلبان یک هواپیمای جنگی است که در جنگ ویتنام شرکت دارد.
وقتی که هواپیمای او سقوط می کند، به عنوان اسیر جنگی در جنگل لائوس در جنوب شرقی آسیا زندانی می شود.
این خلبان که از افشای اسناد امریکا خودداری می کند موفق می شود که با طرح نقشه ای از کمپی که در آن زندانی است فرار کند
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:25  توسط سیگنال  | 

زتا جونز بازی در آخرین کارش را رها کرد

 ایراسان- کاترین زتا جونز ادامه کار در آخرین فیلمش را بعد از اینکه کارگردان فیلم درخواستش را رد کرد، رها کرد .
برنده جایزه اسکار برای فیلم Chicago هنگامی که کارش را در نقش کلودیا آغاز کرد در این اندشه بود که کارگردان فیلم Nine  با در خواست او موافقت خواهد کرد اما پس از اینکه راب مارشال از خواسته او امتناع کرد که نقش او را گسترش دهد او کار را ترک کرد.
بازیگران نقش مقابل این بازیگر ولزی  جاویر باردم در نقش گایدو، سوفیا لورن در نقش مادر گایدو و پنه لوپه کروز در نقش معشوقه او، هستند.
منبع Carla.A گفت :"کاترین خواسته بود ؛ نویسنده فیلم ، میشائیل تولکین نقش او را گسترش دهد اما راب خیلی مودبانه به اوگفته بود متن فیلم نامه را نمی توان تغییر داد "
"این یک داستان گروهی است که باید به این شکل ساخته شود"
اگرچه یکی از نزدیکان این بازیگر 38 ساله این موضوع را انکار کرده وادعا کرده است:"او 100 درصد به کار خود در فیلم Nine متعهد است ."
"او با راب ملاقاتی داشته است  او عاشق کار کردن دوباره با راب است اما او فکر می کند که با بازی در این فیلم یک نقش تکراری مانند نقشش در فیلم Chicago بازی خواهد کرد بنابراین فیلمنامه از نظر او هیچ مشکلی ندارد."
مارشال هم گفته بود که به دنبال پیدا کردن بازیگر جوانتری برای بازی درنقش کلودیا هستیم .
به گزارش سایت ایراسان، کسانی که کاندیدای بازی دراین نقش هستند شامل:ناتالی پورتمن، جینس پالترو،لیو تیلر،کایرا نایتلی وکیت هادسون می باشند .
او اخیراً گفته بود که کتی هلمز دیگر با اوکاری ندارد زیرا او از برآورده کردن این خواسته کتی که از او خواسته بود، در بخشی از فیلم او بازی کند امتناع کرده بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:25  توسط سیگنال  | 

امیر خان راه سلمان خان را دنبال می کند



ایراسان- چند روز پیش ما نگاه زیر چشمی  و پنهانی به خلوت امیر خان انداختیم . باید گفت که وی با ظاهر جدیدش  جذاب تر و حتی جوان تر به نظر می رسد.
اما  واقعا چه اتفاقی برای وی افتاده است ؟وی نیز مثل سلمان خان در دو گوشش گوشواره انداخته است.
آیا گوشواره به گوش انداختن این روزها در بالیوود مد شده است؟ شاید،به هر حال این روزها هر کاری که سلمان خان انجام می دهد دیگر ستارگان مرد سینمای بالیوود نیز به تقلید از وی انجام می دهند و کار وی را دنبال می کنند. حالا سوال مهم این است که شاهرخ خان چه زمان گوشواره به گوش هایش می اندازد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:23  توسط سیگنال  | 

مایا رقصنده شیلپا انگلیسی ها را مات و مبهوت کرد

 ایراسان- لندن: شیلپا دوباره به لندن سفر کرد. بعد از موفقیت فیلم "برادر بزرگ"فیلم بعدی وی به نام "مترو"نیز اکران شد .وی همچنین یک کمپانی عطر سازی را به نام خودش راه اندازی کرده و بعد از آن نیز روز سه شنبه وی برای اجرای شوی Miss Bollywoodبه لندن رفت. قبلا نیز این شو را در سراسر آلمان اجرا کرده بود.
در این شوی رقص و آواز یک رقصنده کوچک و تازه کار هندی وجود داشت و البته شیلپا تصمیم دارد از وی یک رقصنده معروف و بزرگ در لندن بسازد.
شیلپا با هیجان می گوید: "خیلی جالب است که بدانید مایا تازه به لندن آمده است و باید از عهده مخارخ خانه و استودیو اش برآید. وی رقصیدن را هم به تازگی شروع کرده است اما برای یک کمپانی معروف رقص کار می کند و غوغا به پا کرده است .وی عاشق طراح رقص این کمپانی است."
شیلپا توضیح داد که  چگونه مایا با شجاعت از حق و حقوق خود دفاع می کند و پای ارزشهایش می ایستد.چون وی به خود و استعدادهایش باور دارد و به راحتی در زندگی تسلیم نمی شود.
رسانه ها دائما درباره زندگی شخصی شیلپا شایعه می سازند. وی عنوان کرد که در حال حاضر هیچ مردی در زندگی اش وجود ندارد و پذریرفت که زندگی شخصی اش خیلی کسل کننده است. شیلپا اضافه کرد: "مطمئنم که  هر چیز به وقت و در جای خودش اتفاق خواهد افتاد.اکنون من سخت مشغول کارم و دائما در حال سفر هستم.اما با وجود این می توانم بگویم همه چیز در زندگی ام عالی است. وقتی با گروهی به این طرف و آن طرف سفر می کنی در واقع با یک خانواده بزرگ همراه هستی و این خیلی خوب است.خصوصا وقتی مدیر برنامه هایت بگوید که تمام بلیط های چهار شوی آینده ات به فروش رفته اند. واقعا احساس خوبی خواهی داشت."
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:22  توسط سیگنال  | 

حضور کارینا و آکشی کمار در فیلمی بین المللی و عاشقانه

 ایراسان- گفته می شود قراراست کارینا و آکشی در فیلم KAMBAKTH ISHQ به تهیه کنندگی ساجد نیدوالا همبازی شوند.این فیلم توسط صابرخان کارگردانی خواهد شد.
بعد از فیلم موفق و قابل تقدیر JAB WE MET این اولین فیلمی است که کارینا قرار داد بازی در آن را امضا کرده است.
کارینا می گوید: "بعد از فیلم JAB WE MET این اولین فیلمی است که پیشنهاد بازی در آن را پذیرفته ام. داستان این فیلم درباره یک عشق غیر معمول است و من از فیلمنامه آن خیلی خوشم آمد.به علاوه من همیشه دوست دارم در فیلم هایی که توسط ساجد نیدوالا ساخته می شود ،بازی کنم.این فیلم پنجمین کار مشترک ماست و کارهای قبلی مان خیلی موفق بوده اند."
نیدوالا نیز که قبل از این کار، فیلم "هی بچه"را ساخته است خیلی مشتاق همکاری با کارینا در فیلم Kambakth Ishq است.
 نیدوالا می گوید: "من و کارگردان هر دو با هم فیلم JAB WE MET را تماشا کردیم و  نیز از آن خیلی خوشمان آمد.بازی کارینا در این فیلم فوق العاده بود.نقش وی در این فیلم خیلی مشکل بود اما وی به خوبی از عهده آن برآمد و این شایان تقدیر است."
ساجد اضافه کرد: "فیلم 'Kambakth Ishq داستانی عاشقانه و کمدی دارد.این اولین باری است که کارینا با کمپانی ما همکاری می کند و من از این بابت خیلی هیجان زده هستم.او بسیار مناسب این نقش است. کمپانی ما با کریشما خواهر کارینا درفیلم JEET و JUDWAA همکاری کرده است . راندهیر پدر وی نیز با کمپانی ما در فیلم های Haath Ki Safai وRampur Ka Lakshman همکاری کرده است."
به گزارش سایت ایراسان، وقتی از ساجد جان در باره دلیل انتخاب کارینا و نقش اش در این فیلم سوال شد ، خندید و گفت: "من فیلم های اکشن نمی سازم اما فیلم هایی می سازم که داستان ان حول محور زن ها می چرخد.تمام دختر و پسر هایی که در فیلم های من بازی کرده اند کارشان را خوب انجام داده اند.فیلم "هی بچه" در مدت 5 هفته اکرانش در هند حدود 100 کرور  فروش کرد."
وی اضافه کرد: "وقتی پیشنهاد بازی در این فیلم را به کارینا کردم وی گفت دوست ندارد چیزی در باره فیلمنامه بشنود و خواسته که بزودی فیلمبرداری کار شروع شود و همه اینها به خاطر این است که کارینا به کمپانی ما اعتماد دارد."
فیلمبرداری فیلم Kambakth Ishq از ژانویه سال 2008 شروع می شود.در این فیلم 9 بازیگر هالیوودی حضور دارند. این فیلم در لس آنجلس فیلمبرداری خواهد شد.ساجد اضافه کرد: "این فیلم عاشقانه و بین المللی می باشد و در عرصه جهانی نمایش داده خواهد شد."
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:21  توسط سیگنال  | 

کایرا نایتلی، عشق نافرجام را به تصویر میکشد

 ایراسان- شركت فوكوس فيچرز تمام عكس هاي فیلم جديد "جبران" Atonement كه روز 7 دسامبر 2007 در سینماها اکران مي شود، منتشر كرده است.
جو رايت كارگردان "غرور و تعصب"كه برنده جايزه بافتا است با تيم فيلمسازي اش براي يك داستان عاشقانه ديگر انگليسي به هم پيوسته اند تا كار ديگري را آغاز كنند. در اين فیلم كايرا نايتلي كانديداي جايزه آكادمي و جيمز مك آووي كانديداي جايزه بافتا در فيلم "آخرين پادشاه اسكاتلند" در كنار هم بازي مي كنند.
به گزارش سایت ایراسان، كريستوفر هامپتون ،برنده جايزه آكادمي براي فيلم Dangerous Liaisons ،اين نمايش نامه را با اقتباس از پرفروش ترين رمان سال 2007 به نام( جبران)  نوشته است. نويسنده اين كتاب يان مك اوان مي باشد.
در اينجا خلاصه اي از داستان را مي خوانيم:
داستان فيلم در ده هاي مختلف اتفاق افتاده و فيلمبرداري آن در انگليس بوده است.
در سال 1935 يك نويسنده 13 ساله تازه كار به نام بريوني تالي (ساويرس رونان) در خانواده اي مرفه در يك كاخ بزرگ زندگي مي كند.
رابي  تورنر( آقاي مك آووي) پسر تحصيلكرده اي است كه مسئول نگهداري از خانه مي باشد، او چراغي در دست مي گيرد تا آنرا براي خواهر بزرگتر و خود سر بريوني به نام سيسيليا( خانم نايتلي) ببرد. رابي اميدوار است سيسيليا هم احساسي مثل او داشته باشد. براي از بين بردن اين رابطه تنها يك جرقه كافي است. بريوني مجبور مي شود آنها را اذيت كند براي اينكه او از رابي خوشش مي آيد و باعث مي شود رابي به جرمي كه مرتكب نشده متهم شود. سيسيليا و رابي احساساتشان را به هم گفتند ولي رابي يا شهادت دروغ بريوني دستگير شد. با اين كار جريان 3 زندگي براي هميشه عوض شد. بريوني به دنبال بخشش به خاطر رفتار بد دوران بچگي اش است.به خاطر يك ذهنيت وحشتناك .
او براي جبران اشتباهش و براي يك عشق با دوام  راهي پيدا مي كند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:17  توسط سیگنال  | 

آیا سلمان و کاترینا از هم جدا شدند؟

ایراسان- به نظر می رسد سلمان خان در بهشت اش مشکلی دارد.  
سرانجام سلمان و کاترینا که عکسشان را در مقابل ملاحظه می کنید از هم جدا شدند و با هم خداحافظی کردند.
کاترینا ماه گذشته در استرالیا مشغول بازی در فیلم Singh is Kinng بود ام یسلمان برای دیدن او هیچ مشکلی نداشت.
فیلمSingh is King توسط ویپال شاه کارگردانی شده است و آکشای کومار و کاترینا در آن بازی کرده اند.
دفعه آخری که ویپال (کارگردان )مشغول ساخته فیلم Namaste Londonبا همان دو بازیگر یعنی آکشی کمار و کاترینا کایف بود ،سلمان کارگردان فیلم Saalam-E-Ishq را مجبور کرد که با گروه فیلم اول برای ضبط کلیپ یک آهنگ به لندن سفر کنند و بعد به بمبئی بروند.
گفته می شود در این اواخر سلمان در زندگی حرفه ای کاترینا دخالت می کرده است و مدام یکسری موارد را به وی تحمیل می کرده است.
سلمان وقتی فهمید که کاترینا در فیلمی با شاهد کاپور همبازی شده است و توسط کمار سانتاشی کارگردانی می  شود،خیلی ناراحت شد.
اکنون سلمان مشغول بازی در فیلم "می خوای زنده بمانی یا بمیری؟" است.این فیلم توسط پرابادوا کارگردانی و توسط بانی کاپور تهیه شده است
کاترینا در عجب است که چرا هنوز سلمان خان برای دیدنش به استرالیا نرفته است. چنین رفتاری از سلمان خان بعید است.
سلمان آدم ثابت و پابرجایی است برخلاف دیگر بازیگران که با هر کسی همبازی میشوند سریع عاشق آن شخص می شوند. او با تمام کسانی که دوست بوده است از جمله آیشواریا،سامی علی و سانجیتا بیجلانی حدود 4 تا 5 سال در ارتباط بوده است و به هیج کدام خیانت نکرده است.
بعد از اینکه ارتباط سلمان با آیش قطع شد وی با کاترینا آشنا شد و این رابطه تا به حال ادامه داشت اما به نظر می رسد که دیگر زمان جدایی فرارسیده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:14  توسط سیگنال  | 

نوشتن فیلمنامه بر اساس اندام اوا مندس

 ایراسان- قرار بود اوا مندس در کمدی "stuck on you" یک لباس مخصوص که حالت اندامش را بهتر کند بپوشد تا اینکه کارگردان این فیلم اندام زیبای او را دید.
این بازیگر زن بسیار زیبا که نقش یک زن با سینه های بزرگ رادر فیلمی که محصول 2003 است را بازی کرده بود، این موضوع را افشا کرد که وقتی تهیه کنندگان کار، برادران بابی و پیتر فارلی اندام من را دیدند و وقتی دیدند که دیگر نیازی به استخدام کسی با این خصوصیات نیست تا مجبور شوند برای او با حالت مصنوعی جذابیت ایجاد کنند، نمایشنامه کار را بازنویسی کردند.
به گزارش irasun.com او به مجله you گفت:" آن ها نقش من را بر اساس فرم فوق العاده اندامم نوشتند و بعد هم گفتند تو باید آن ها را به همه نشان بدهی .تو اندام فوق العاده ای داری."
" آن ها از من نمی خواستند که چیزی برای بهتر نشان دادن آن ها  در بخش cleavage بپوشم. من گفتم، بچه ها باور کنید، من نمی توانم اینجا آن ها را نشان دهم."
اوا 32 ساله می گوید که او به شدت از داشتن چنین اندامی به خود می بالد به خاطر اینکه بدن فوق العاده اش به او حس زنانه خوبی می دهد.
او اضافه می کند:" سینه هایم خیلی عالی اند. من از هر نظر از زن بودنم راضی هستم.من فکر می کنم شما باید به زن بودن خودتان ببالید."
از آنجایی که اوا در یک کلاس یوگا pre-natal در سپتامبر دیده شده بود به شایعه هایی که در مورد حامله بودنش مطرح شده بود دامن زد. البته بعد از اینکه شکم برآمده اش را بعد از خارج شدن از باشگاه خصوصی اش پشت یک کیف پنهان کرده بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:7  توسط سیگنال  | 

آنجلینا جولي سکسی ترین ستاره سینما

ایراسان- از بين 100 نفر ،آنجلينا جولي نفر اول در ليست سکسی ترین بازيگر فيلم شد.
مجله امپاير اين انتخابات را برگزار كرد و بازيگر فيلم "زیبای خطرناک" را به عنوان نفر اول  برگزيد. اين مجله مي خواست زيبا ترين ستاره سينما را پيدا كند.
آنجلينا ادعا مي كند اين عنوان معتبر را به خاطر هيكلش، لبهايش و چشم هاي گربه اي اش گرفته است. او بر ناتالي پورتمن غالب شد. ناتالي  هم نفر دوم اين فهرست شد.
دانيل كريج ،بازيگر فيلم جيمز باند كه در فيلم "كازينو رويال" وقتي از دريا با مايو تنگ  آبي رنگ بيرون آمد، حيرت زنان را برانگيخت و نفر سوم شد. در حالي كه جسيكا آلبا، بازيگر فيلم "4 شگفت انگیز" در جايگاه چهارم قرار گرفت.پنجمين نفر در اين انتخابات، جاني دپ بازيگر فيلم دزدان دريايي كاريب بود.
به گزارش irasun.com يكي ديگراز افراد در اين ليست مت دیمون بود كه اخيرا هم درسال 2007 در  مجله "مردم"، به عنوان سكسي ترين بازيگر مرد انتخاب شده بود. او در مكان هفدهم قرار گرفت.
اين بازيگران توسط 20 هزار طرفدار فيلم انتخاب شده اند. ستاره هاي بريتانيايي  از جمله كريستين بل ،كيت وينسلت،اورلاندو بلوم ،كيت بكين سيل و كلايو آوون همه نفر 25 شدند و دانيل رادكليف بازيگر فيلم هري پاتر نفر 23 شد.
پنه لوپه كروز بازيگر فيلم  Volver
نفر 50 شد و ماري اليزابت وين استد نفر آخر ليست شد.

ده نفر اول جذاب ترین ستاره هاي فيلم در مجله امپاير از بين 100 نفر
1.آنجلينا جولي
2.ناتالي پوزتمن
3.دانيل كريج
4. جسيكا آلبا
5. جاني ذپ
6. اوا گرين
7.براد پيت
8.اسكارلت جوهانسون
9.كايرا نايتلي
10.گراد باتلر
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:7  توسط سیگنال  | 

امیر خان به جنگ با آمیتاب پایان می دهد

 ایراسان- از زمانی که امیر خان درباره فیلم "سیاه" اظهار نظر کرده است، از سراسر جهان با عکس العمل های متفاوتی روبرو شده است. بسیاری با نظر امیر خان موافق بودند اما بعضی از شنیدن حرفهای وی درباره آن فیلم بی نظیر شوکه شدند. اما به نظر می رسد امیر خان قصد دارد با  آمیتاب صحبت کرده و سوء تفاهم ها را از بین ببرد.
امیر خان با دفتر آمیتاب تماس گرفت و با منشی وی صحبت کرد و از وی خواست تا به وی برای ملاقات آمیتاب وقت بدهد. رزی سینگ،منشی آمیتاب گفت که اکنون آمیتاب مشغول بازی در یک فیلم است و چندان وقت ندارد.
به گزارش irasun.com وقتی در این باره از آمیتاب سوال شد گفت: "من ناراحت نیستم و اگر کسی فکر می کند که من ناراحتم ،سخت در اشتباه است.امیر با دفتر من تماس گرفت تا با من ملاقات کند. چون در حال حاضر مشغول بازی در فیلمی هستم قادر به ملاقات با وی نیستم اما به محضی که کار فیلمبرداری آن فیلم تمام شود، با وی ملاقات خواهم کرد.در صنعت سینمای ما ،از بحث های سالم استقبال می شود."
"هیچ کس از چنین مذاکراتی ناراحت نمی شود. من و امیر در گذشته با هم از این قبیل مذاکرات زیاد داشتیم. زمان زیادی را با هم صرف بحث درباره موضوعات مختلفی کردیم و حتما این دفعه هم این کار را خواهیم کرد."
"بدبختانه این روزها ما به خاطر مشغله زیاد کاری نمی توانیم آن چنان با هم در ارتباط باشیم و در واقع رسانه ها واسطه ما شده اند. ولی باز هم جای شکرش باقی است که از طریق رسانه ها می توانیم با هم ارتباط داشته باشیم."
امیر خان نیز گفت قصد دارد یک وبلاگ جدید در اینترنت قرار دهد و آمیتاب را متقاعد کند و درواقع با آمیتاب آشتی کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:6  توسط سیگنال  | 

سر بریتنی از بدنش جدا میشود

 ایراسان- بدن فرد دیگری به جای بدن بریتنی اسپرز به منظور عکسبرداری از او برای مجله "نووید" جایگزین خواهد شد. به خاطر اینکه هیکل بریتنی از فرم افتاده است .
این خواننده 26 ساله اثر "Gimme More"  یک عکس کاملاً برهنه با یک تصویر از بدن مارلین مونرو دارد،اما مجله Blender گزارش داده که قصد دارد بدن او را با بدن فرد دیگری که وضعیت بهتری دارد جابه جا کند.
درتیتر مجله نوشته بودند: "این کار از عکسی برداشته شده است که برت استرن از مرلین مونرو در حالتی که در رختخواب بوده، گرفته است. در ضمن این آخرین عکسی بوده که او قبل از مرگش گرفته است."
 ما برای بریتنی یک بدن دیگر ایجاد می کنیم یک بدن بزرگتر."
ما او را با یک مو بلوند سایز متوسط جابه جا میکنیم که به بریتنی شباهت داشته باشد. این شخص باید از هیکل خوبی هم برخوردار باشد در ضمن سایزش هم بین 5'2" to 5'5." باشد. صورت این شخص در مرحله آخر نشان داده نمی شود و پوشانده می شود."
این مدل باید سنی در حدود 18 تا 25 سال داشته باشد و به او نیز به خاطر ژست هایی که گرفته است 500 دلار در تاریخ 14 تا 17 دسامبر داده خواهد شد.
ضمناً، بریتنی با خانواده اش هم یک عکس گرفته است. که شامل بریتنی، پسر 2 ساله اش سین پرستون و جایدن جیمز 14 ماه اش است، اما گزارش شده است که این عکاس این عکس را به مطبوعات فروخته است.
این خواننده برای گرفتن یک عکس شخصی ژست گرفته بود و قصد داشته که آن را برای کارت کریسمسش استفاده کند. اما عکاس این کار دنی بروبکر این کارت را به مطبوعات فرستاده و تظاهر کرده که این عکس را به همین منظور هم از آن ها گرفته است.
به گزارش irasun.com بریتنی هیچگونه قرارداد محرمانه ای به منظور این کار نبسته است. بنابراین ،این عکاس قادر است که به همه دنیا بگوید که این یک عکس تبلیغاتی نیست بلکه نشان دهنده جمع خانوادگی یک خانواده عاشق و دوست داشتنی است.
مجله Blender میگوید: "بریتنی عکاسی را انتخاب کرده بود که هیچ سوء نیتی با او نداشته باشد."
"چه کسی می دانست که دنی برخلاف فکر او رفتارمی کند و عکس را می فروشد.این کار، این مسئله را نشان می دهد که کسی نیست که برای این دختر بیچاره چاره اندیشی کند."
بریتنی روز دوشنبه مورخ(12.05.07) را در خانه شکاری اش  سپری کرد .
این خواننده یک کلاه گیس صورتی
بر سر داشت در حالی که به همراه یک آژانس املاکی به نام رابرت ادی به یک امارت میلیون دلاری نگاه می کرد،.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:3  توسط سیگنال  | 

اکشای کمار همراه باچان ها سفر نمی کند

 ایراسان- اکشای کمار از شرکت در برنامه تور جالب و فراموش نشدنی خانواده باچان پشیمان شده است.
این همان توری است که آیشواریا و آبیشک از آن صحبت کرده اند و اوائل امسال برگزار خواهد شد. این تور توسط کمپانی ویز کرفت که رابطه خوبی با آمیتاب ابچان دارد، حمایت می شود. این تور فراموش نشدنی از ژوئیه سال 2008 آغاز می شود و در آن چندین کنسرت با حضور سه عضو معروف خانواده باچان اجرا می شود
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:0  توسط سیگنال  | 

اولین فیلم رمانتیک و عاشقانه آیشواریا و جان ابراهام

 ایراسان- در ماه ژانویه، آیشواریا و جان برای اولین بار در فیلمی رمانتیک و عاشقانه، در مقابل یکدیگر ایفای نقش می کنند.
کارگردان این فیلم سریرام راگاوان می باشد که فیلمهایی چون Ek Haseena Thi و "جانی گدار"را ساخته است .
داستان این فیلم عاشقانه کلیشه ای نخواهد بود. جان و آیش در این فیلم نقش انسانهای معمولی را ایفا می کنند و حتی لباسهای خیلی شیک به تن ندارند بلکه مثل انسانهای معمولی لباس می پوشند.
به گزارش irasun.com به گفته خود راگاوان این فیلم داستانی نزدیک به زندگی واقعی  دارد و  شکاکی داستان این فیلم را متفاوت می کند.
یکی از مسائلی که راگاوان را درگیر کرده است ترانه های این فیلم می باشد. راگاوان همیشه تنها از موسیقی متن استفاده می کرد و مثل دیگر فیلم های هندی فیلم هایش سرشار از رقص و آواز نبود. اما در این فیلم قصد دارد از ترانه استفاده کند.
آیشواریا تا ژانویه مشغول بازی در فیلمی دیگر است و جان ابراهام نیز تا ماه فوریه برای بازی در این فیلم زمان دارد.راگاوان امیدوار است تا این زمان دو سوم کار فیلمبرداری شود.
اسم این فیلم هنوز به طور قطعی مشخص نشده است.چندین اسم انتخاب شده است، اما اسم نهایی هنوز تعیین نشده است.آهنگهای این فیلم توسط شانکار احسان لوی ساخته می شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:59  توسط سیگنال  | 

شليك گلوله به خانه براد و آنجلينا

 ایراسان- براد پيت و آنجلينا جولي بعد از اينكه گلوله هايي نزديك خانه شان شليك شد، با آشفتگي آنجا را ترك كردند.
طبق گزارشات، گروه امنيتي اين زوج هاليوودي آماده باش بودند. اين گلوله ها به طرف دو ماشين پارك شده شليك شد كه يكي از آنها ون مسافرتي بود و در خارج از محدوده خانه اين زوج ،در لوس فيلز كاليفرنيا، حدود ساعت 4 صبح 27 نوامبر 2007 اتفاق افتاده است.
به گزارش irasun.com يكي از محافظان به مجله لايف و استايل گفت: "من كارم را خوب انجام مي دهم اما نمي خواهم در اين مورد صحبت كنم
در حالي كه وكيل براد پيت اينكه اين خانواده هدف اين حمله بودند را تكذيب كرد."
ضمنا يك گروه كشاورزان چپ گرا در فيليپين از سازمان ملل متحد درخواست كرده اند تا آنجلينا را به فيليپين بفرستند تا ببيند چقدر مردم به خاطر حمله هاي نظامي به اجبار در بيرون از خانه هاشان هستند.
ويلي ماربلا، رهبر جنبش كشاورزان فيليپين گفت: "از ژوئن 2005 ما از مقر نماينده  سازمان ملل در خواست كرده ايم تا به آوارگان رسيدگي كنند و آنجلينا جولي را به اينجا بفرستند تا شرايط واقعي در مورد بي خانماني مردم در این كشور را ببيند. هر ماهه هزاران نفر به زور و اجبار از خانه و مزارعشان بيرون رانده مي شوند."
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:58  توسط سیگنال  | 

ناراحتی جنیفر هادسون از فیلم سکس و شهر

 ایراسان- جنیفر هادسون از این که برای فیلم  سکس و شهر(Sex and the City) کفش پاشنه بلند بپوشد ناراحت است.
این بازیگر برنده ی جایزه ی اسکار قرار است در یکی از بهترین سریال های تلویزیونی امریکا که پیش بینی می شود بسیار جذاب هم باشد، نقش دستیار کری برادشو که یک مقاله نویس است را داشته باشد، اما از اینکه سر صحنه با کفش های پاشنه داربازی کند متنفر است.
در گفتگو با مجله ی امریکایی Weekly عنوان کرد: "همه از کفش های پاشنه بلند خوششان می آید!  مایکل پادریک کینگ تهیه کننده ی این فیلم هم می خواهد که من همیشه کفش پاشنه دار بپوشم اما من از کفش های پاشنه دار بدم می آید. من از آن دخترها نیستم که کفش های پاشنه دار دوست داشته باشم، هر کس هر کاری که دوست دارد انجام می دهد.
به گزارش سایت irasun.com
، ستاره های اصلی برنامه یعنی سارا جسیکا پارکر، سینتیا نیکسون، کریستین دیویزو کیم کترال به خاطر علاقه ی زیادی که به پوشیدن کفش های پاشنه بلند دارند بسیار معروف می باشند، همیشه از این کفش ها استفاده می کنند.
جنیفر هادسون از این که نشان دهد در فیلم چه اتفاقاتی می افتد خودداری می کند. اما او گفت: "خواهید دید که من کسی نیستم که اجازه دهم دستم رو شود و بند را آب دهم."
هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده مجلات و روزنامه ها ماجرای ازدواج کری با آقای بیگ عاشق و بارداری چارلوت یورک را فاش کرده اند و داستان هایی ساخته اند.
البته کریس نورت که نقش آقای بیگ را بازی می کند اشاره کرد تمام چیزهایی که گفته شده و نوشته اند درست نیست و تنها چیزی است که بعضی ازافراد دوست دارند فیلم همان گونه پیش برود.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:57  توسط سیگنال  | 

كيدمن و كرو از همه بيشتر دستمزد مي گيرند

 ایراسان- نيكول كيدمن و راسل كرو، بازيگران مشهور هاليوود، از همه بيشتر حقوق مي گيرند.
بازيگر فيلم"گانگستر آمريكايي" در ليستي كه توسط مجله فوربز جمع آوري شد،نفر اول شد. در اين ليست حقوق ستاره هاي سينما بر اساس درآمدي كه از ساخت فيلم بدست مي آيد، مقايسه شده است.
هزينه ساخت گلادياتور 100ميليون دلار بود و 460 ميليون دلار فروش داشت. اما فيلمهاي اخير راسل شامل"مرد سيندرلا" و "يك سال خوب" در گيشه با شكست مواجه شدند. راسل براي هر دلاري که دریافت كرده است، به طور ميانگين 5 دلار به تهیه کنندگان سود رسانده است.
فيلم "گانگستر آمريكايي" ممكن است به اعتبار راسل كرو در كمك كند. فیلم او 173 ميليون دلار يعني تقريبا 2 برابر هزينه ساخت آن، فروش داشته است.
به گزارش irasun.com همكار استراليايي راسل، نيكول كيدمن نفر دوم در ليست شد. او 15 ميليون دلار براي آخرين كارش به نام The Golden  Compass دریافت کرده كه فقط 26 ميليون دلار در آخر هفته آمریکا فروش داشته است و در مقابل 200 ميليون هزينه داشته، پس اين اعداد نشان مي دهد كه فيلمهاي نيكول به طور  متوسط 8 دلار به استوديو باز مي گرداند. در حالي كه آنجلينا جولي كمتر از نيكول حقوق مي گيرد اما 15 دلار بازمي گرداند.
جيم كري و ويل فريل ،كمدين هاي سينما به ترتيب در جايگاه سوم و چهارم قرار گرفتند.
جيم در فيلم آينده اش به نام "بله آقا" ريسك بزرگي كرده است، او هيچ پيش پرداختي را نمي گیرد و در صورتي پول دریافت میکند كه فيلم، فروش خوبي داشته باشد.
جنيفر لوپز بازيگر فيلم "طراح عروسي" نفر پنجم ليست شد. اين بازيگر كه در حال مادر شدن است به خاطر فيلم "گيگلي" كه حتي به اندازه هزينه ساختش هم به فروش نرفت، در گيشه هاي كم فروش معروف شده است.
آدام ساندلر،كامرون دياز،دنزل واشينگتن، ويل اسميت و تام كروز نيز در اين ليست جاي گرفتند.
10 نفر از مشهورترين بازيگراني كه دستمزد بالا دريافت كرده اند:(جمع آوري شده توسط مجله فوربز)
1.راسل كرو
2.نيكول كيدمن
3.جيم كري
4.ويل فرل
5.جنيفر لوپز
6.آدام ساندلر
7.كامرون دياز
8.دنزل واشينگتن
9.ويل اسميت
10. تام كروز
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:56  توسط سیگنال  | 

کتی جذاب توجه تام را جلب می کند

 ایراسان- وقتی کتی هولمز کت و دامن می پوشد توجه تام کروز را بیشتر به خود جلب می کند و او را سر ذوق می آورد.
بازیگر فیلم بتمن Batman Beings نشان داد که وقتی آراسته و با لباس های زیبا در برابر همسرش ظاهر می شود چگونه جلب توجه می کند.
به گزارش irasun.com کتی گفت: "تام دوست دارد که من همیشه کت و دامن بپوشم و من هم این کار را می کنم چون او دوست دارد، البته این کار کمی باعث می شود که من خجالت بکشم."
"تام به من می گوید تو زیبا هستی و من امیدوارم با این زیبایی بتوانی خود را حفظ کنی و این باعث می شود که من مراقب رفتارهایم باشم."
این ستاره ی 28 ساله هم چنین عنوان کرد که وقتی تام 45 ساله غرق در تفریح جدیدش، پرواز کردن؛ است دوست دارد که بایستد و او را تماشا کند.
 او در گفتگو با مجله ی این.استایل افزود: "تام می داند که دارد چه کار می کند و هنگامی که تصمیمی بگیرد حتما آن را انجام می دهد که این خیلی خوب است و نشان دهنده ی ذوق و انگیزه ی اوست."
در ضمن کتی راجع به تولد دخترشان سوری که 19 ماهه است، صحبت کرد.
شایعه شده بود که تام، کتی را مجبور به انجام کارهای سخت می کند اما کتی گفت که تام تمام کارها را انجام می دهد تا او احساس راحتی کند
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:56  توسط سیگنال  | 

شاهرخ خان در حال لذت بردن از ایام بیکاری اش است

 ایراسان- اگر چه  بسیاری از بازیگران بالیوود برای بازی در فیلمهایی که شاهرخ خان بازی در آنها را رد کرده است سخت تلاش می کنند اما این ستاره موفق بالیوود اصلا نگران این موضوع نیست. فیلم "رئیس"شانکار و فیلم دنباله دارMunnabhai که کارگردان آن راج کمار هیرانی می باشد، از جمله فیلمهایی هستند که شاهرخ خان بازی در آنها را نپذیرفته است.
به گزارش irasun.com شاهرخ خان شوخی شوخی بیکاری اش را پذیرفته و شاد و خوشحال در خانه اش مشغول استراحت است و از بودن در کنار فرزندانش و انجام کارهای روزانه  مثل رساندن فرزندانش به مدرسه و خواندن کتاب قصه برای آنها لذت می برد. ممکن است این مسائل رقیبان شاهرخ خان را که از حقیقت به دور و غافل هستند، خوشحال کند.
ولی مثل همیشه شاهرخ خان حتی از بقیه هم فعال تر است. وی اکنون در حال مذاکره با کمپانی تهیه فیلم یاش راج برای بازی در یک فیلم می باشد و همچنین قصد دارد در فیلم "دیوانه شماره 4" به کارگردانی کارن جوهر و تهیه کنندگی راکش روشن بازی کند. وی بیشتر قصد دارد در سال آینده چندین فیلم توسط کمپانی تهیه فیلم خود به نام چیلی اینترتینمنت بسازد. ممکن است در یکی از این فیلمها ایفای نقش کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:54  توسط سیگنال  | 

رادکلیف و چهار ملیون و دویست هزار دلار هزینه پنت هاوس

 ایراسان- دانیل رادکلیف 4/200/000 دلار برای یک پنت هاوس در نیویورک هزینه کرده است.
آپارتمان جدید و لوکس این ستاره مجموعه فیلم های هری پاتر، در طبقه پنجاهم یک مجتمع در منهاتان که 13 بلوک دارد قرار دارد و منحصر به منطقه سوهو است.
به گزارش irasun.com رادکلیف در این فکر است تا قبل از اجرای گسترده تئاتر پیتر اسکافر به نام اکیوس Equus که در آن نقشی را ایفا کرده و قرار است در سپتامبر 2008 آغاز شود این خانه را به مبلغ ماهانه 20/000 دلار اجاره دهد.
این ساختمان را جین نیوول طراحی کرده است که دارای 2 اتاق خواب است و از کف تا سقف از شیشه پوشیده شده و دارای چند حمام می باشد.
طبق صحبت های کریس پومروی، مدیر برنامه دانیل، این ساختمان در نوع خود و در این منطقه بی نظیر است.
رادکلیف که پیش بینی می شود در آینده درآمدی 46 میلیون دلاری خواهد داشت وقتی ساکن این آپارتمان شود به استخر طبقه  پنجاهم،سونا خشک و بخارهم دسترسی خواهد داشت و تمام خدمات یک هتل برای او فراهم است.
بعد از این که در هیجدهمین سالگرد تولدش در جولای گذشته پول زیادی به عنوان کادو گرفت عنوان کرد که هیچ نقشه خاصی برای خرج کردن این پول هنگفت ندارد و چیزهایی که معمولا می خرد بسیار ارزان قیمت هستند مثل کتاب یا سی دی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:52  توسط سیگنال  | 

پاریس برای نوشیدن با بدن برهنه ژست گرفت

 ایراسان- پاریس هیلتون با ظرف نوشیدنی لوکسش در کن با بدن لخت ژست گرفت
اودر یک آگهی تبلیغاتی جدید دیده خواهد شد. ژست او طوری است که دریک صحرا و در حالت  سینه خیز در حال رسیدن به نوشیدنی گران قیمتش میباشد. او این کار را برای یک مبارزه تبلیغاتی  انجام داده است.
به گزارش irasun.com نوشیدنی او چنین توصیف شده است: "یک نوشیدنی شروع کننده عالی برای شب شما یک لذت بی نظیر برای شما به عنوان یک جایزه در پایان یک روز."
این بازیگر 26 ساله اقدام به استفاده از یک نوشیدنی جدید به نام"bubbly blonde" کرده است که  میوه با طعم توت فرنگی است و امروز در برلین و سال آینده در آمریکا عرضه خواهد شد.
او یک ادکلن مخصوص خودش را نیزدارد. مجموعه ای از کفش ها ،سری جواهرات ،یک سری از کیف ها و آلبوم های پاپ اش و یک سری فیلم که در آن ها ستاره است.
در ماه ژوئن پاریس 23 روز را در زندان به جرم رانندگی بدون گواهی نامه معتبر سپری کرده است ، البته با این شرایط که او به قید ضمانت قبلاً به جرم رانندگی با گواهی نامه فاقد اعتبار آزاد شده بود.
اکنون همه می دانند که پاریس در حالت بدی بعد از مهمانی های شبانه اش رانندگی می کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:52  توسط سیگنال  | 

عمل جراحی زانوی هرتیک روشن در سنگاپور

 ایراسان- هرتيك ممكن است در دوبله فيلم دنباله دار 'Hanuman'حضور نداشته باشد.
اخيرا گزارش شده بود كه در بازسازي انگليسي فيلم "هانومان" به نام "بازگشت هانومان" هرتيك به جاي هانومان شخصيت اصلي فيلم صحبت خواهد كرد.اما حالا انگار اين كار توسط هرتيك انجام نخواهد شد.
به گزارش irasun.com شايلندرا سينگ (مسئول دوبله فيلم هانومان) گفت:" هرتيك خيلي دوست دارد كه در كار دوبله اين فيلم حضور داشته باشد اما اكنون براي انجام يك عمل جراحي بر روي زانويش در سنگاپور به سر مي برد. هرتيك از ما خواسته است كه كار دوبله اين فيلم را به تعويق بياندازيم اما چون ما وقت زيادي نداريم مجبوريم از فرد ديگري براي دوبله اين فيلم استفاده كنيم."
البته گفته ميشود كه فيلم هانومان نه تنها به زبان انگليسي  بلكه به زبانهاي هندي، تاميل و تلوگو نيز دوبله خواهد شد.سينگ افزود:"اگر هرتيك موافقت كند مي تواند در دوبله انگليسي آن حضور داشته باشد اما در دوبله هندي وي فقط مي تواند به جاي بزرگسالي هانومان صحبت كند."
اما دوبله هاي محلي هم به همين صورت انجام مي شوند؟آيا هرتيك از دوبله آنها نيز به خوبي بر مي آيد؟
سينگ توضيح داد:"نه فكر نمي كنم هرتيك به خوبي از عهده دوبله محلي برآيد.براي دوبله محلي تصميم داريم از كمال حسن استفاده كنيم.هنرپيشه هاي بسياري هستند كه صداي عالي اي براي كار دوبله دارند."
آخرين فيلمي كه از هرتيك روشن آماده اكران است فيلم  تاريخيJodhaa Akbar  مي باشد كه توسط آشوتاش گواريكار كارگرداني مي شود و آيشواريا نقش مقابل وي را ايفا مي كند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:51  توسط سیگنال  | 

تردید جدی در مورد آبیشک باچان

 ایراسان- سن آبيشك باچان براي ايفاي نقش شخصيت هاي جوان زياد است
اگرچه سرانجام آبيشك باچان براي بازي در فيلم Dilli 6 امپراكاش مهرا انتخاب شد و به زوري قرار است كه فيلمبرداري اين فيلم آغاز شود اما همچنان سوال مي شود كه آيا آبيشك براي بازي در اين فيلم مناسب است؟
بازيگري كه نقش اصلي اين فيلم را ايفا مي كند بايد ظاهري جوان و پر انرژي داشته باشد و بسياري به اين خاطر شك دارند كه آبيشك (دومين باچان) براي ايفاي اين نقش مناسب ترين فرد باشد و انتخاب مهرا (كارگردان فيلم) درست باشد.
اگرچه آبيشك يكي از بهترين بازيگران باليوود و نسبتا جوان است اما حتي گفته ميشود وي براي بازي به جاي شخصيت هاي 20 تا 30 ساله هم مناسب نيست.
به گزارش irasun.com يك منبع موثق گفت: "آبيشك از سنش پيرتر به نظر مي رسد. حتي زماني كه ريش و سبيل مي گذارد بيشتر مناسب ايفاي نقش شخصيت هاي ميانسال و نه ايفاي نقش شخصيت جوان و اصلي فيلم، است."
گفته مي شود اكران فيلم Guru كه  آبيشك در آن مي بايست كمي چاق شود مدت طولاني ايست كه به تعويق افتاده است فيلمبرداري اين فيلم از اواسط  سال 2006 شروع شده است و اكنون سال 2008 است.
آبيشك در فيلم  اخيرش به نام Laaga Chunari Mein Daag نقش بزرگترين برادر كنال كاپور را ايفا كرد اين در حالياست كه وي حتي از كنال چند سالي كوچكتر است.
كارگردان فيلم مهرا گفت: "تصميم داشتم از بازيگر فيلم  Saawariya رانبير كاپور براي بازي در فيلم Dilli 6 استفاده كنم اما از آنجايي كه فيلم Saawariya با شكست تجاري مواجه شد قرار شد به خاطر موفقيت تجاري فيلم از بازيگر معروفتري استفاده كنم.سر انجام چون هرتيك روشن نيز در دسترس نبود، مجبور شدم از آبيشك بخواهم كه در فيلمم بازي كند."
حال همه نگاه ها متوجه آبيشك است كه بينند مي تواند از عهده ايفاي اين نقش جوان برآيد يا نه.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:50  توسط سیگنال  | 

جنیفر لوپز گریان

 ایراسان- جنیفر لوپز هر بار که آگهی های رمانتیک تلویزیون را می بیند گریه می کند.
این خواننده و بازیگر که با همسرش مارک آنتونی در انتظار به دنیا آمدن اولین فرزند یا فرزندانشان هستند،اظهار داشت که تماشای آگهی های بازرگانی و تجاری که رمانتیک و متاثر کننده هستند او را به گریه می اندازند.
به گزارش irasun.com جنیفر لوپز گفت: "هر چیزی که به نوعی رمانتیک باشد اشک مرا در می آورد حتی اگر آگهی های احساساتی و احمقانه تلویزیون باشد."
"هرچه که در ارتباط با پدر ها هم باشد باعث می شود که من به گریه بیفتم البته شاید این مسئله به خاطر روابط خودم با پدرم باشد. اما وقتی چیزی را ببینم که در مورد پدری با دختر کوچکش یاشد خیلی زود خسته می شوم و آن را نگاه نمی کنم."
این ستاره ی 38 ساله بعد از این که متوجه شد دوقلوهای دختر و پسری را باردار است کارهای بسیاری انجام می دهد؛ از جمله لباس های کودکانه با مارک های مخصوص، یک دست لباس آبی با مارک پرنس و یک دست لباس صورتی با مارک پرنسس که از بهترین فروشگاه لباس فروشی لس آنجلس به نام پتیت تریسور خریداری شده است.
گزارش شده که او دو سبد بچه، عروسک های خرسی با روبان های صورتی و آبی و لباس های پیاده روی سفارش داده است.
جنیفر لوپز تاکید کرد که با همسرش در میامی در ماه نوامبر در هنگام بارداری به روی صحنه می رود.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:49  توسط سیگنال  | 

راز عشق شيلپا شتي فاش شد

 ایراسان- سرانجام انتظار طولاني به پايان رسيد. بعد از كلي انتظار بالاخره راز عشق شيلپا فاش شد. اين راز از طريق منبعي موثق فاش شده است. بالاخره شيلپا (بعد از كلي انكار كردن) تاكيد كرد كه با راج كاندرا ارتباط دارد و وي را ملاقات مي كند. شيلپا با خنده مي گويد: "اين من نيستم كه خواهان فاش نشدن اين راز هستم بلكه راج است که این را میخواهد. الان نيز اميدوارم وي بعد از شنيدن خبر فاش شدن اين راز، فرار نكند."
به گزارش irasun.com راج تاجري انگيسي تبار است. وي در پشت پرده عامل اصلي موفقيت و فروش بالای عطر شيلپا با مارك s2 و همچنین فيلم آموزش يوگای شيلپا می باشد. عطر s2 هم اکنون از پر فروش ترين عطرها در انگليس است. همچنين وي شوي موزيكال Miss Bollywood شيلپا را بسيار حمايت كرد.
راج اكنون تهيه كننده فيلم Kay Kay Menon با بازي جيمي شرگيل است. عجيب است كه هر دو نفر بعد شنيدن فاش شدن راز عشق شان آن را انكار كردند.حتي راج بعد از شنيدن آن با نوشتن نامه اي به مطبوعات اين موضوع را تكذيب كرد. اما قضيه در همينجا به پايان نرسيد و با اظهارات قبلي همسر راج اوضاع بدتر شد. همسر راج، شيلپا را متهم كرد كه همسرش را دزديده است و باعث برهم خوردن زندگي آنها شده است. 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:48  توسط سیگنال  | 

انریکو: عشق فقط یک هوس است

 ایراسان- انریکو اگلزیاس بر این باور است که نیاز نیست کسی را که با او روابط جنسی دارید حتما دوست داشته باشید.
خواننده ترانه بی خوابی معتقد است که شهوت تنها چیزیست که باعث می شود شما در تختخواب لذت ببرید.
به گزارش irasun.com او گفت: "سکس و عشق دو چیز کاملا متفاوت هستند. اما حتما نباید نسبت به زنی که با او روابط جنسی داری عشق داشته باشی اما اگر بتوانی هر دو یعنی عشق و سکس را با هم یکجا داشته باشی بهتر می شود."
"من گفته ام که در زندگیم 10 بار عاشق شده ام که بعدا متوجه شدم که همگی هوسی بیش نبوده اند."
"قلب من تنها چند بار شکسته اما در واقع من تنها یک بار عاشق شده ام. عشقی که به دوستی بیانجامد تنها یک هوس زودگذر است."
انریکوی 32 ساله در 5 سال اخیر با آنا کورنیکوا ، ستاره سابق ورزش تنیس ، در ارتباط می باشد.
علیرغم نگرش نه جندان معقول در مورد سکس، این خواننده جذاب لاتینی تائید کرد که از رفتارهای نفرت انگیز پدر خواننده اش،جولیو اگلزیاس تقلید نمی کند.
او گفت: "من نمی گویم که از پدرم راجع به زنان هیچ نیاموخته ام اما هم بستر شدن با 3000 زن چیزی نبود که من از زندگی می خواستم. در هر صورت من فکر می کنم بیشتر رفتار های نفرت آور پدرم همان چیزی بوده که او دوست داشت که انجام دهد اما نمی دانم که او الان از من خوشحال تر است یا نه!"
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:47  توسط سیگنال  | 

قانون صبح آنجلينا/ فرزندان آنجلينا نمي توانند او را صبح بيدار كنند

 ایراسان- براد پيت هر روز صبح زود با 4 فرزندش بيدار مي شود. آنها 3 فرزند خوانده به نامهاي مادوكس 6 ساله،پاكس 4 ساله و زهرا 2 ساله دارند و يك دختر از خودشان به نام شيلوه دارند كه 20 ماه دارد. براد براي آنها صبحانه آماده مي كند در حالي كه آنجلينا  خواب است.
مجله هفتگي لايف و استايل گفته بعضي اوقات آن بچه ها مي روند و مادرشان را بيدار مي كنند.
بعضي وقتها او صبح زود بيدار مي شود تا بچه هايش را به مدرسه ببرد اما براد بيشتر اوقات اين كار را انجام مي دهد. براد 44 ساله به عنوان ”پدر عالي“ تمام كارها را وقتي آنجلينا مشغول بازي در فيلمها است ،انجام مي دهد. فيلمهاي جديد آنجلينا
Wanted و The Challenging
مي باشد.
به گزارش irasun.com گفته شده براد صبح زود با بچه هايش بيدار مي شود، او كهنه آنها را عوض مي كند و به زهرا و شيلوه غذا مي دهد و به آنها كمك مي كند تا لباسهايشان را بپوشند.او اين مسئوليت را به طور جدي انجام مي دهد.

وقتي كه آنجلينا مشغول بازي در فيلم بود براد پدري عالي براي بچه هايش بود. او هر روز با بچه هايش  بيدار مي شود و براي آنها كورن فليكس آماده مي كند و آنها را براي رفتن به مدرسه آماده  مي كند. او به آنها اجازه مي دهد هر لباسي كه مي خواهند بردارند حتي اگر عجيب باشد و با هم هماهنگي نداشته باشد، بعد لباس را به تن آنها مي كند.
براد گفته است كه از پدر شدن و اين كه وقتش را با فرزندانش مي گذراند، بسيار خوشحال است.
ستاره فيلم” 13 يار اوشن“امسال گفت: "ما همه با هم آهنگ Wheels on The Bus
را مي خوانيم و مي رقصيم. ما اميدواريم آنها اين احساسات را درك كنند براي اينكه آنها در آينده به طور جدي با كمبود احساسات مواجه مي شوند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:46  توسط سیگنال  | 

جنگ بریتنی اسپیرز و پاریس هیلتون بر سر کلوپ لباس شب

 ایراسان- به نظر می رسد که بریتنی اسپیرز و پاریس هیلتون با رقابتی تنگاتنگ و کمی هم تلخ به استقبال سال نو آمدند.
هر دو در این فکر هستند که شعبه لباس های شب را خود در لاس وگاس راه اندازی کنند.
بریتنی که از روابط خانم هتل دار (پاریس هیلتون) با کوین فدرلین، همسر سابق وی، بسیار ناراحت است در حال گفتگو بر سر این پروژه 40 میلیون دلاری برای راه اندازی کلوب لباس های شب در سین سیتی است.
اما پاریس هیلتون نیز بعد از اطلاع از طرح خواننده پاپ، تصمیم گرفت که بریتنی را با راه اندازی کلوب لباس در لاس وگاس متعجب کند.

به گزارش irasun.com به گفته یک منبع و به نقل از مجله دیلی استار؛ بریتنی از انجام این پروژه بسیار خوشحال و هیجان زده بود تا این که از طرح پاریس مطلع شد و حسابی عصبانی شد. البته این ناراحتی و عصبانیت قبل از این بود که بداند پاریس و کوین در جشن ها و میهمانی ها با هم هستند.

بریتنی همیشه در آرزوی شغلی در رابطه با لباس بود و همیشه به آن به چشم یک هنر یا مهارت نگاه می کرد. بنابراین وقتی بعضی از صاحبان و توسعه دهندگان این صنف پیشنهاد هنگفتی برای سه کلوب لباس دادند او با کمال میل پذیرفت و آن را بهشت موعود خواند.
اما پاریس این خبر را از خواهر کوچکترش، نیکی که صاحب یک هتل است شنید و سریعا خود را وارد این ماجرا کرد.

این منبع افزود: "پاریس می خواهد که خود شعبه ای راه بیاندازد و اسم شاگادلیک را هم برای آن انتخاب کرده است و در حال حاضر در حال گفتگو و مذاکره با صاحبان این حرفه است و می خواهد که خواهرش نیکی هم در این مسئله شرکت داشته باشد. او فکر می کند که آنها با هم می توانند بریتنی را مغلوب کنند."
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:45  توسط سیگنال  | 

جنيفر لوپز تحت فشار بارداري

 ایراسان- جنيفر لوپز براي اينكه باردار شود، ،تحت فشار مادرش بود.
جنيفر،ستاره لاتيني و همسرش مارك آنتوني اخيرا اعلام كرده اند كه در انتظار اولين فرزندشان هستند. او در سال 2004 كه تازه ازدواج كرده بود، مي خواست بچه دار شود اما مشكلاتي برايش به وجود آمد.خواننده آهنگ Do It Well مي گويد او احساس مي كرد تحت فشار هاي زياد براي باردار شدن بوده چرا که مادرش هر روز زنگ مي زد و از او مي پرسيد چه خبرهاي جديدي داري.
به گزارش irasun.com پس از اینکه او در مصاحبه اولش اعلام كرده كه باردار شده است،به مجله” بريتيش ايز كازما پوليتن“ گفت: "من هرگز نگفته ام كه بچه دوست ندارم ،اين دوره زمان خاصي براي ماست."
"از زماني كه من و مارك با هم ازدواج كرده ايم، مادرم هر روز به من زنگ مي زد و مي خواست بداند كه خبر جديدي دارم يا نه. من از خانواده بزرگ لاتيني هستم كه هميشه در مورد داشتن بچه صحبت مي كنند،  پس از ابتدا ي ازدواج يك فشار بزرگ براي من  وجود داشت."
جنيفر كه قبلا 2 بار ازدواج كرده است تصميم گرفت تا كه وقتي 5 ماهه نشده است اين موضوع را اعلام نكند، براي اينكه او مي خواست اين خبر تا آنجا كه ممكن است يه صورت خصوصي حفظ شود.
او گفت: "من مي دانم مردم در گذشته در مورد من انتقاد مي كرده اند كه در مورد زندگي خصوصي ام اينطور واضح صحبت مي كنم. برای همین من ياد گرفته ام كه زياد از حد در مورد زندگي خصوصي ام توضيح ندهم."
اين خواننده 38 ساله مي گويد که او كاملا از زندگي اش راضي است و هيچ وقت اينقدر خوشحال نبوده است.
او افزود: " من نمي خواهم حرف چرندي بزنم اما در حقيقت من هرگز فكر نمي كردم  كه بتوانم تا اين حد خوشحال باشم."
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:44  توسط سیگنال  | 

كارينا و آمريتا، یک رابطه تمام وقت

 ایراسان- در صنعت باليوود كه تمام روابط كاري مي باشند اما دوستي كارينا با آمريتا رائو حتي تحت فشار زمان ،حسادت و حرفهايي كه پشت سرشان مي زنند، از حد معمول فراتر رفته است .
كارينا مي گويد:"من واقعا آمريتا را دوست دارم.او درست مثل من، بامزه، بي خيال و صادق است. دوستی ما حتي با روابط فاميلي هم قابل قياس نيست. من دوستانم را براي زندگي مي خواهم.بهترين دوستم را از زمان مدرسه مي شناسم.آمريتا هم تا آخر با من خواهد ماند."
به گزارش irasun.com سفر آمريتا به لندن صحت گفته كارينا را ثابت مي كند. اين دو دوست هر دو به لندن سفر كرده اند تا دور از چشم طرفدارانشان و رسانه هاي جمعي با خيال راحت كارهايي كه دوست دارند را انجام بدهند و یا به خريد و تماشاي جاهاي ديدني بروند.  
آمريتا مي گويد:"خيلي ساده است براي اينكه يك دوستي را حفظ كني مجبوري آنچه را كه بايد انجام دهي را انجام بدهي."
 كارينا و من هر دو خيلي گرفتار هستيم.من اين فرصت را داشتم كه در سوم ژوئن يك رستوران باز كنم اما وقتي شنيدم كه کارینا قرار است پنجم ژوئن به لندن سفر كند تصميم گرفتم با وي همسفر شوم و چند روزي را با هم خوش بگذرانيم."
دليل ديگري نيز براي سفر آمريتا به لندن وجود دارد.
آمريتا نیز مي گويد:" عثمان دوست پسرم (بازيكن انگليسي ورزش كريكت)تصميم دارد 9 ژوئن تولدش را جشن بگيرد.پس فرصتي خواهم داشت تا يك روز را هم با وي بگذرانم.در واقع با يك تير دو نشان مي زنم."
چگونه آمريتا اين رابطه از راه دور را تا الان حفظ كره است؟
وي جواب داد: "اعتماد،دوستي و فاصله زياد. به هر حال ما به زماني نياز داريم تا به حرفه و كارمان بپردازيم. همچنين زماني را هم بايد در كنار هم و با هم سپري كنيم.اين روزها من به سختي عثمان را ملاقات مي كنم. هفته آينده من بعد از سه ماه موفق به ديدار وي مي شوم."
"البته خدا را شكر بسياري از فيلمبرداري ها ،شو ها و مراسم افتتاحيه در آنجا برگزار مي شود. حتي براي ساخت فيلم "آر مادهاوان" كه فيلمبرداري آن در ماه آگوست انجام مي شود نيز بايد 15 روز را در اسكاتلند و 20 روز در لندن سپري کنیم.چون قسمتهايي از فيلم در آنجا فيلمبرداري خواهد شد."
وي افزود: "پس فكر مي كنم در آن زمان نيز فرصتي خواهم داشت تا عثمان را بيشتر ببينم.در حرفه ما واقعا نگهداري يك رابطه به تلاش زيادي نياز دارد."
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:43  توسط سیگنال  | 

هرتیک خطاب به آمیتا باچان: ما دیگر بزرگ شده ایم

 ایراسان- اگر هرتيك روشن را با يك شمشير در خيابانها ديديد زياد تعجب نكنيد چون آن را در جمعه شب به عنوان هديه گرفته است.
آيشواريا باچان و هرتيك روشن در مراسم  رونمایی پوستر فيلم معروف Jodhaa Akbar شركت كردند.
ممكن است كه هرتيك فردي خجالتي باشد اما به محضي كه لباس هايش را در مي آورد و عكس العمل ديگران را در مقابل هيكل او مي بيني، تعجب خواهی کرد. اين حتي برد پيت را هم متحير مي كند.
به گزارش irasun.com در اين برنامه سعي شد كه به تمام شايعات مربوط به اختلافات اين دو بازيگر پايان داده شود.
هرتيك عنوان كرد: "ما بزرگ شديم و ديگر در سني نيستيم كه بخواهيم با هم بجنگيم يا قهر كنيم.اين رفتارها تاثير بدي بر روي كارمان مي گذارد."
و زماني كه اين دو بازيگر درباره فيلم صحبت مي كردند كارگردان فيلم از اينكه درباره جزئيات بيشتر فيلم اش صحبت مي شود،  هيچ شكايتي نداشت.
گواريكار، کارگردان فيلم گفت: "شخصیت آیشواریا در فیلم (جدا) يك شاهزاده خانم است. دختري كه حتي با وجود اينكه تحت كنترل ديگران است خودش انتخاب مي كند و تصميم مي گيرد."
آيشواريا نیز گفت: "در طول فيلمبرداري اين فيلم مدتي را به عنوان جدا زندگي كردم. من از اينكه توانستم بازي در چنين فيلمي را تجربه كنم، خيلي خوشحالم و همه ما به عنوان يك گروه كاري اين فيلم را هرگز فراموش نخواهيم كرد."
همان طور كه در تمام فيلم هاي قديمي هندي گفته مي شود چيزي خوب است كه پايان خوبي داشته باشد.
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:42  توسط سیگنال  | 

همجنس بازی اعتراض آمیز شارون استون

 ایراسان- شارون استون می خواهد که یک همجنس باز باشد.
این بازیگر زیبای هالیوودی از مردهایی که رفتارهایی زنانه دارند خسته شده است و ترجیح می دهد با زنی که رفتارهایی مردانه دارد در ارتباط باشد.
 شارون که به خاطر بازی در قالب یک قاتل دو جنسیتی در فیلم "غریزه اصلی" Basic Instinct بسیار معروف شده ، عنوان کرد: "در نهایت همه دو جنسیتی خواهیم شد."
"امروزه مردان رفتارهایی زنانه دارند و برقراری ارتباط با آنها بسیار سخت شده است. من مردان سنتی را دوست دارم با رفتار هایی مردانه و البته اندامی مردانه و امروزه تنها کسانی که مانند مردان رفتار می کنند در واقع زنان هستند!"
شارون با حالتی انتقاد آمیز ادامه میدهد: "اگر شما با یک زن قرار ملاقات داشته باشید با شما تماس می گیرد و می گوید: من ساعت 7 دنبالت می آیم و شما را به یک جای عالی و با کلاس می برد و شما هم می توانید خیلی خوب لباس بپوشید و بسیار شیک در محل قرار حاضر شوید."
او گفت: "من ماهیگیری و گلف را که از ورزش های کسل کننده هستند خیلی دوست دارم. همین طور بیسبال را و کلا بگذارید این طور بگویم که ورزش های مورد علاقه همجنس بازها را خیلی دوست دارم."
"من معمولا کفش های راحتی  می پوشم در واقع اگر این را در نظر بگیرید من می توانم توپ بیسبال را به اندازه ی 80 مایل پرتاپ کنم."
در سال 2006 صحنه های سکسی همجنس بازی از فیلم "غرزه اصلی2" که شارون در آن ایفای نقش می کرد به خاطر این که بسیار هیجانی و گرم بودند (و البته شرم آور) حذف شد.
او گفت: "ما یک صحنه عاشقانه سه نفره را فیلم برداری کردیم و آن دختر هم بسیار زیبا و البته سکسی بود و این بازیگر جذاب فرانسوی و میزان محبوبیت فیلم و در نظر گرفتن بینندگان ما را بر آن داشت که این صحنه ها را از فیلم حذف کنیم. به خاطر این که این صحنه ها فوق العاده هیجانی و هات بودند!!!"

دیدگاه: در دوره ای که مردان موی خود را بلند می کنند و
کمال تاسف اندامی ظریف و زنانه دارند و حتی هستند کسانی که خیلی وقیحانه از میک آپ هم استفاده می کنند، دیگر تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد.
کاش این مردان یا به عبارتی زنان مرد نما بدانند که از همه لحاظ (روحی، جسمی و جنسی) مرد بودن مردان برای زنان بسیار جذاب است و دختران این دوره حتی آنان که بسیار ظریف و شکننده هستند از ارتباط داشتن با مردان قوی و محکم و به معنای واقعی مرد، لذت می برند.
با این تفاصیل به خانم شارون حق می دهیم که این گونه از ارتباط با جنس مخالف ناامید شده باشد.
تفاوت میان زن و مرد است که موجب جذابیت آنها برای هم می شود در غیر این صورت چه لزومی داشت که انسان در دو قالب خلق شود؟
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:42  توسط سیگنال  | 

مطالب قدیمی‌تر